1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پاراگراف کتاب (11)

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Jan 13, 2015 در انجمن سخنان حکیمانه

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    امشب دلم می خواست تمام کوچه های دروس را تا بالای احتشامیه - خلاف جهت آب جوی ها - قدم بزنم و یک نفر برایم تعریف کند که چطور "قیاس" می تواند مفهوم پیدا کند در یک دنیای افلاطونی و فکر کنم به کلمه ی دلتنگی که در هیچ زبانی معادل فارسی ندارد و قشنگترین اتفاق بد دنیاست. چه حس بی کلامی است دلتنگی! پر است از سکوت که انگار بعد چهارم آن است و وقتی میآید ، زندان سه بعدی یودنش را میشکند و بعد حس آشنای یک جور خلسه ی غریب ...!

    ... چیزی در فضای اتاق هست که آزارم میدهد ، اما نمیدانم چیست. دلتنگی را نمیشود با بطریهای شیشه ای و قوطیهای فلزی پاک کرد. مثل خیلی چیزهای دیگر. دوباره خاطره ی کسی را به یاد آورده ای که تازه به نبودنش عادت کرده ای ؛ و باز آینده ات پر از نبودن کسی در گذشته میشود و آنوقت تو می مانی و جاسیگاری کوچکی که پر است از ته سیگارهای مچاله ، که زمانی فقط یک سیگار بوده اند و حالا قرار است بگویند که اینجا اتفاقی افتاده است...!

    ... همیشه از جایی آغاز می شود که انتظارش را نداری. یک مرتبه به خودت می آیی و می بینی وسط خاطره ای افتاده ای که تمام روزهای گذشته خواسته ای فراموشش کنی. هر چه با خودت تکرار کنی که همه چیز تمام شده و دلیلی برای یادآوردنش وجود ندارد ، باز یک روز با بهانه ای حتی کوچک ، خودش را از گوشه ی ذهنت بیرون می کشد و هجوم می اورد به گذر دقیقه های آن روزت...!

    ... وقتی کسی نداند که کجا و چه طور همه چیز تمام شده و نداند که برای کدام سنگ تکه تکه شده باید اشک بریزد ، وقتی خاطره ای نمانده باشد که شب و روز تکرار شود به یادت بیاورد همه چیز را ، نبودن دیگر معنا ندارد ، مثل انتظار و اشتیاق دیدن و حرف زدن با سنگی شکسته...!

    مرگ بازی (مجموعه داستان) / پدرام رضایی زاده

    893dd15281770c7f5ecc5bbb1f0225c7.
     
  2. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    افسوس! شهر دوگانگی. هم معبد آرتمیس، هم مأمن مطهر مریم مقدس. سرایی هم برای نفس و هم برای روح. تجسم هم کبر و هم فروتنی، هم اسارت و هم آزادی. افسس! شهری همچون انسان که در آن تضادها در هم ادغام شده اند...!

    ... اگر آن نقاب بزرگی كه به چهره‌ات زده‌ای تو را راحت می كند، منتظر نباش؛ به زدن آن ادامه بده. مدام بگو «من» اما فراموش نكن كه اين هم «تاوانی» دارد. بدان كه مدام من من كردن، فراموش كردن آن من درونی است. فراموش كردن اينكه تو يك رز هستی...!

    ... محبت٬ محبت نيست٬ اگر انتظار مقابله به مثل وجود داشته باشد...!

    ... هر قلبی از بدو تولد قابلیت شنیدن صدای رزها را دارد، اما با گذشت زمان کر می شود و این توانایی را از دست میدهد...!

    ... آنها حتی برای لحظه‌ای فراموش نمی كنند كه زيبايی شان را مديون خاك هستند. می دانند كه روزی پژمرده خواهند شد و سپس بذری می شوند و به خاك خواهند افتاد و خاك هم تنها بذر رزهايی را قبول می كند كه جايی را كه از آن آمده‌اند فراموش نكرده باشند. با لمس خاك نشان می دهيم ما هم خاك را فراموش نكرده‌ايم و اين، رزها را خوشحال می كند...!

    ... تنها چيزی كه برای خاص بودن نياز داری خودت هستی...!

    رز گمشده / سردار ازكان / مترجم: بهروز ديجوريان

    f51ab2f4c7f5d85cbd6a604b6e748a4e.
     
  3. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    تا جوانيد می توانيد خيلی چيزها را انكار كنيد، اما هميشه چيزی هست، يك شيئی مادی، يك اعتقاد. آن چيز لازم خودش با پيری می آيد چسبيده به ناتوانی تو، به غفلتت، با تو يكی می شود. از تو جدا نيست كه از آن سخن بگويی، خود توست. مثل پوست تنت كشيده روی استخوان و گوشت...!

    ... می گويم : مادر! اخلاق يك امر اعتباری است، تحميل شده از طرف قلدرها به اجتماع يك دوره، من كه ككم بابت اين چيزها نمی گزد، جايی اين چيزها را قبول دارند، جايی هم بهش مي خندند، جايي ديگر اصلا به اين چيزها فكر نمی كنند كه بخندند يا نه...!

    ... هيچ كدام از ما وظيفه مان نمی دانيم آنچه را كه ديده ايم و شنيده ايم بنويسيم، اگر هر كسی به اين وظيفه كوچك ثبت ديده ها و شنيده ها عمل می كرد، دست كم در آينده نسل ما كمتر اشتباه می كرد...!

    ... عشق به نظر من آزادی است ، از گذشته و آينده . عشق زمان را به حال، به اكنون، تقليل می دهد، كوشيده ام از پوستم، از خاطراتم، از شكل های عادت شده، بدرآيم، رها از هر تعلقی، جز تو...!

    ... می دانی مشكل نسل شما چيست؟ چيزی نمي سازد فقط مصرف كننده ايد، مصرف كننده بی اختيار هر چيز كه در هر جا توليد می شود، فكر های آن جا، مدهای آن جا، حرف های آن جا...!

    باغ گمشده / جواد مجابی

    79ee55765a52f0eb08ed9d30b62c7b11.
     
  4. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    برای‌ پنهان كردن ترس از يكديگر، دائم مي خنديديم؛ اما ترس هميشه برای‌ نشان دادن خود راه خروجي می‌ يافت. اگر حالت صورتمان را كنترل می‌ كرديم به صدايمان می‌ خزيد. اگر مواظب صورت و صدايمان بوديم و اصلا بهش فكر نمی‌ كرديم به سوی‌ انگشتانمان سر مي خورد، زير پوست آدم می‌ رفت و همان جا می‌ ماند؛ يا به دور اشياء نزديك می‌ پيچيد...!

    ... احمق يا هوشمند بودن، دليلي براي دانستن يا ندانستن چيزي نيست. بعضي ها خيلي مي دانند، ولي نمي شود آنها را باهوش دانست. بعضي ها هم زياد نمي دانند، ولي نمي شود آنها را احمق تصور كرد. معرفت و سفاهت را تنها خدا به آدم مي بخشد...!

    ... تا به امروز نتوانسته‌ام از گوری عکس بگیرم؛ اما از کمربند، پنجره، فندق، و طناب، عکس می‌گیرم. از نظر من هر مرگی شبیه یک کیسه است.
    ادگار گفت: ”به هر کسی این را بگویی، فکر می‌کند دیوانه شده‌ای."
    به نظر من هر کسی می‌میرد، کیسه‌ای لبریز از کلمات، از خودش به جا می‌گذارد؛ و همین‌طور آرایشگران و ناخن‌گیرها را که من همیشه به آن‌ها فکر می‌کنم؛ چون مُرده دیگر احتیاجی به آرایشگر و ناخن‌گیر ندارد. مردگان دگمه‌های‌شان را هم هرگز گم نمی‌کنند...!

    ... پس ما همه روستایی هستیم. سرهای ما ممکن است زادگاهمان را ترک گفته باشد، اما پاهای ما درست وسط دهکده‌ی دیگری ایستاده است. هیچ شهری در سایه‌ی دیکتاتوری رشد نمی‌کند؛ چون هر چیزی که زیر نظر گرفته شود، حقیر و کوچک می‌ماند..!

    سرزمین گوجه های سبز / هرتا مولر / مترجم: غلامحسین میرزا صالح

    cf39b0b60534cb90e32a60b7b535db10.
     
  5. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    باغبان جوانی به شاهزاده اش گفت:" به دادم برسید حضرت والا! امروز صبح عزرائیل را توی باغ دیدم که نگاه تهدید آمیزی به من انداخت. دلم می خواهد امشب معجزه ای بشود و بتوانم از این جا دور شوم و به اصفهان بروم."
    شاهزاده راهوارترین اسب خود را در اختیار او گذاشت.
    عصر آن روز شاهزاده در باغ قدم می زد که با مرگ رو به رو شد و از او پرسید: چرا امروز صبح به باغبان من چپ چپ نگاه کردی و او را ترساندی؟ مرگ جواب داد: نگاه تهدید آمیز نکردم. تعجب کرده بودم. آخر خیلی از اصفهان فاصله داشت و من می دانستم که قرار است امشب، در اصفهان جانش را بگیرم...!
    مرگ و باغبان / ژان کوکتو

    0f81d299540a971a57ab8a54f6a66109.
     
  6. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    ما عاشق بودیم ، اما نه به معنای کامل کلمه ، زیرا او بیش از آن منطقی ، عاقل و فهمیده بود که خطر کند و خود را نابود سازد...!

    ... در قلبم همچنان به معجزه عقیده دارم . خدا بزرگ ترین معجزه گر است ، او که یک کرم زشت و بدترکیب را به پروانه ای زیبا تبدیل می کند ، حتما قادر است که از نفرت و ترس هم عشق بیافریند...!

    ... چه قدر دشوار است که همیشه نه بگویی ، هر چند که در دل مایلی آری بگوئی...!

    شبح اپرای پاریس / سوزان کی/ مترجم: ملیحه محمدی

    f73fd4adfa24d50a449f363785b48d7c.
     
  7. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    آنهایی را که دوست داریم٬ مرگ از ما نمیگیرد. برعکس٬ مرگ آنها را برایمان حفظ میکند: مرگ خاک عشقهامان است. این زندگی است که عشق را در خود حل میکند...!

    ... درون ما فقط یک عشق وجود دارد ٬نه عشق ها. و ما در برخوردهامان با آدمها از روی تصادف چشم ها و دهان ها را جمع میکنیم تا شاید با آن عشق مطابقت کند. چقدر احمقانه است امیدواری برای رسیدن به آن عشق...!

    ... كدام منطق بايد ما را از رنج تحمل‌ناپذير لحظه‌ای رها كند كه در آن، فردی كه می پرستيمش و حضورش برای زندگی و حتي تن‌مان حياتی است،
    با قلبی بی تفاوت (و شايد راضی) با غيبت هميشگی ما كنار می آيد؟
    برای آنكه برايمان همه چيز است، هيچ چيز نيستيم...!

    ... همه چیز در خدمت عشق است: پرهیز آن را از کوره به در میکند٬ ارضا قوی ترش میکند. عفتمان بیدارش میکند٬ تحریکش میکند ٬ما را به وحشت
    می اندازد ٬مسحورمان می کند. اما اگر تسلیم شویم تنبلی مان هرگز با توقع عشق
    متناسب نخواهد بود...!

    ... همیشه فقط چیزی ارزش دارد که هیچوقت آن را بدست نمی آوریم...!

    برهوت عشق/ فرانسوا مورياك/ مترجم: اصغر نوری

    5ec2db7f29d80f825dd7d44c1d934cdb.
     
  8. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    چرا دیوونه ها از این که اونارو اونجا نیگر داشتن این قدر شاکی ان. اونجا آدم می تونه لخت و عور کف اتاق بخوابه, مث شغال زوزه بکشه, لنگ و لقد بندازه و گاز بگیره... اونقدر آزادی وجود داره که حتی سوسیالیستام به خواب ندیدن. اونجا آدم می تونه راجع به خودش بگه که خداس, یا مریم مقدسه, یا پاپ اعظمه, یا واتسلاو قدیسه; هرچند این آخری رو راه به راه طناب پیچ می کردن و لخت و عور می چپوندن تو انفرادی. یکی بود که عربده می کشید و می گفت اسقف اعظمه, اما تنها کاری که می کرد این بود که همه چی رو عوضی می دید, و یه کار دیگه م می کرد که بلانسبت, روم به دیوار, باهاش هم قافیه س... اونجا همه هر چی دلشون می خواست می گفتن, هرچی که سر زبونشون می اومد, عین پارلمان ... شرتر از همه یه آقایی بود که ادعا می کرد جلد شونزدهم لغتنامه است و از همه می خواست وازش کنن ... وقتی آروم گرفت که کردنش تو روپوش, خیال کرد دارن جلدش می کنن و خیلی ذوق می کرد...!


    شوایک / یاروسلاو هاشک / با تصویر سازی: یوزف لادا / مترجم: کمال ظاهری

    c5ab638d6f7cc1d7cd6f6190cdda5789.
     
  9. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    ديگر نمی تواند يکی مثل من پيدا کند ،
    اين جمله بسيار بی معنی و چرند است . کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است ، دنبال مثل شما نمی گردد . واضح است ، اگر مثل شما را می خواست که خودتان بوديد!

    شهر باریک/آیدا احدیانی

    dc49aa791ef03f0a049f4b84ece4e426.
     
  10. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    بدترين مسئله در مورد يك كره خر اين است كه خواهی نخواهی روزی خر می شود...!
    رابرت هينلين

    آدم مشهور شخصی است که تمام هدفش در زندگی این بوده که همه او را بشناسند و بعد از اینکه به هدف رسیده عینک دودی می زند تا دیگر هیچ کس او را نشناسد...!
    فرد آلن

    انسان ها نادان به دنیا می آیند نه احمق. این تحصیلات دانشگاهی است که حماقت را به آنها اعطا می کند...!
    برتراند راسل

    می دانم که ما خلق شده ایم تا به دیگران کمک کنیم اما نمی دانم که دیگران برای چه خلق شده اند...!
    مارگارت آتوود

    به خاطر داشته باش,امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودی...!

    نشان نخست بلاهت / گرد آوری: حسین یعقوبی

    47465824d16225512223db059583b608.