1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پادشاه و وزیر

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏May 14, 2015 در انجمن درد دل

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,011
    48,955
    پادشاهي وزيري داشت که هر اتفاقي مي افتادميگفت:خيراست!!
    روزي دست پادشاه درسنگلاخها گيرکرد ومجبور شدند انگشتش را قطع کنند،وزيردر صحنه حاضر بودگفت:خيراست!
    پادشاه ازدرد به خود ميپيچيد،از رفتار وزير عصبي شد،اورا به زندان انداخت،۱سال بعد پادشاه که براي شکار به کوه رفته بود،در دام قبيله اي گرفتارشد که بنا بر اعتقادات خود،هرسال ۱نفررا که دينش باانها مختلف بود،سر ميبرندو لازمه اعدام ان شخص اين بودکه بدنش سالم باشد
    وقتي ديدند اسير،يکي از انگشتانش قطع شده،وي را رها کردند
    انجا بود که پادشاه به ياد حرف وزير افتاد که زمان قطع انگشتش گفته بود:خير است!
    پادشاه دستور ازادي وزير را داد
    وقتي وزير ازاد شد و ماجراي اسارت پادشاه را از زبان اوشنيد،گفت:خيراست!
    پادشاه گفت:ديگرچرا؟؟؟
    وزير گفت:از اين جهت خيراست که اگرمرا به زندان نينداخته بودي و زمان اسارت به همراهت بودم،مرا به جاي تو اعدام ميکردند......


    شکرستان