1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پادشاه و نجارش.....

شروع موضوع توسط shima18 ‏Apr 7, 2015 در انجمن مطالب طنز

  1. shima18

    shima18

    73
    1,327
    3,268
    ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺠﺎﺭﺵ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻋﺪﺍﻣﺖ ﻣﻴﮑﻨﻢ، ﻧﺠﺎﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ. ﻫﻤﺴﺮﻧﺠﺎﺭ ﮔﻔﺖ: “ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮﺷﺐ ﺑﺨﻮﺍﺏ، ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭﻫﺎﻱ ﮔﺸﺎ ﻳﺶ ﺑﺴﻴﺎﺭ “ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﺑﺮﺩﻟﺶ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪ ﺻﺒﺢ ﺻﺪﺍﻱ ﭘﺎﻱ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﻨﻴﺪ،ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺵ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﻴﺪﻱ، ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻲ ﻭﺍﻓﺴﻮﺱ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﻳﻐﺎﺑﺎﻭﺭﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺩﺳﺖ ﻟﺮﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺯﻧﺠﻴﺮﮐﻨﻨﺪ. ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﺍﻋﺪﺍﻣﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ گند زدن ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺖ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﮐﺠﺎ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺎﯼ ﻣﯿﮕﻢ گند زدن ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺖ!!!
     
    Sαяαb از این پست تشکر کرده است.