1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پادشاه و تخته سنگ

شروع موضوع توسط Aryamehr ‏Mar 25, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. [​IMG]
    در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

    بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند.
    بسیاری هم غرولند می کردندکه این چه شهری است که نظم ندارد.
    حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و .....

    با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.
    نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد، بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد.
    ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.
    پادشاه درآن یادداشت نوشته بود:


    هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.