1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره..

شروع موضوع توسط milad1212m ‏Apr 8, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,481
    50,621
    29,393
    زنده باد. جهان بي پسر
     
  2. Sahar jun

    Sahar jun

    184
    1,548
    233
  3.  
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  4. پسرا ععععععععععععععاااااااااااااااااااااااللللللللللللللیییییییییییییییییییییییییننننننننننننن
     
  5. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,481
    50,621
    29,393
    جهان بي پسر صفاسيتيه:55:
     
  6. [​IMG]
    خخخخخخخخخخخ
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  7. Sahar jun

    Sahar jun

    184
    1,548
    233
    برنامه روزانه پسرها:
    8صبح: تو رخت خواب…..
    9صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….
    ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه اه))
    11صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه
    ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!
    ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره …. (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
    2ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار(چه لوس...اییییییییییی)
    ظهر: مامااااان جورابام کو؟(پسرا همیشه شلختن)3
    ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟
    5عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
    ۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد...)
    7عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
    (زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذیه آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
    8غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود:
    شب:آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند9…..
    ۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه
    ۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
     
    barfi و milad1212m از این پست تشکر کرده اند.