1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

همه چی سرگرمی نیست

شروع موضوع توسط Hossein ‏Jan 25, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. بنام آنکه قلبم پشت میله های قلبش زندانیست
    سلام فقط همین...
    این اولین مطلب من تو این سایته :smile:
    [​IMG]
    دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است
    دلم برای کسی تنگ استکه طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد
    دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
    دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد
    دلم برای کسی تنگ استکه دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
    دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد
    دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد…
    دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد…
    دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده
    دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده
    دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است
    دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است
    دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
    دلم برای کسی تنگ استکه محرم اسرار است…
    دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…
    دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است

    [​IMG]
    ای دل عاشق شدی؟ غم هایت مبارک.
    از خودم می پرسم عاشقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بعد می گم آره..
    من عا شقم چون که عشقم ، با همه ی عشق های دنیا فرق می کنه...
    می دونین عشق من اولش عشق نبود مسخره بود...
    آره مسخره بود چون ....
    فکر می کردم سرگرم کننده هستش ولی...
    این سر گرمی شد عادت هر روزه برای دوست داشتنش...
    این عادت برام جالب بود چون تجربه ی جدیدی بود ...
    چون می خوا ستم به همه یا شاید به خودم ثابت کنم همه چیز بد نیست...
    همه چی فقط سر گرمی نیست...
    ولی ....
    ادامه دادم تا یه موقع به خودم گفتم عاشق شدم...
    اره عاشق شدم ولی ...
    هیچی از عشق نمیدونستم...
    فقط میدونستم همه چی سرگرمی نیست...
    و احساس هم وجود داره...
    اره منم احساس دارم .......
    عشق واسم شد یه دنیای احساسی که هیچی توش نیست...
    چون اون نمیدونست عاشقش شدم .....
    این عشق من ادامه پیدا کرد تا اینکه ...
    خط خوردم از دفتر عشق روزگار...
    خواستم دوباره خودم واسه خودم باشم
    ولی..
    اجازه نداد .......آره دلم اجازه نداد...
    اون روزها برام سخت بودند اخه عاشق بودم...
    روزها رو با خوشحالی عشقم سپری کردم...
    تا اینکه ...
    عشقم فهمید عاشقشم...
    اونم عاشقم شده بود...
    ولی من چی ...
    خوشبختا نه همون جا بود که برای اولین بار رویاهام با حقیقت،
    فا صله ای نداشتند و اولین بار بود که رویام،
    با حقیقت دوست شد.
    به خودم گفتم اگه تنهام گذاشت...
    نمیدونست که عاشقشم
    ولی...دلم بهم گفت ..
    . دیگه قصه ی عاشقی نگم برای دلم خونه ی ابری نسازم.
    خلاصه الان ...
    اگه یه روز بره زندگی معنا نداره ...
    . شا یدم کتاب قصه ها ی من با اون تموم کلمه هاش با هم بریزه
    اینم از قصه ی نا تموم من امیدوارم پایانش رو خدا خودش برام با خط رویاهام بنویسه...

    [​IMG]

     
    elaheh، sajjad.y، nama و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. vandad

    vandad

    1,533
    1,871
    347
    از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی ، بازهم بهم میرسیم ، زمین بیهوده گرد نیست !
     
  3. vandad

    vandad

    1,533
    1,871
    347
    میتونم بگم بهترین مطلب سایت تا بحال
     
    sara و Admin از این پست تشکر کرده اند.
  4. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,347
    907
    دل من تـنها بـود
    دل من هرزه نـبـود ...
    دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
    به کجا ؟!
    معـلـوم است ، به در خانه تو !
    دل من عادت داشـت
    که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
    که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
    دل من ساکن دیوار و دری ،
    که تو هر روز از آن می گـذری .
    دل من ساکن دستان تو بود
    دل من گوشه یک باغـچه بـود

    [​IMG]
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.
  5. رویا

    رویا رُویــآے خـیــســــ

    68
    70
    119
    از عکس مطلبت خوشم اومد برداشتمش
     
  6. panteha

    panteha mangolegosh

    92
    252
    140
    روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند.پشتش را بکند به دنیا.پاهایش را بعل کند.و بلند بلند بگوید من دیگر بازی نمیکنم......
     
  7. nama

    nama

    1,808
    2,577
    355
  8. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    خوشحالم بهترین مطالب و باارزش ترین مطالب سایت در انجمن فرهنگ و هنر که من مدیرشم وجود داره...
    و این باعث افتخارمه
     
  9. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
  10. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!​
    ببرم بخوابانمش!​
    لحاف را بکشم رویش!​
    دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!​
    حتی برایش لالایی بخوانم،​
    وسط گریه هایش بگویم:​
    غصه نخور خودم جان!​
    درست می شود!درست می شود!​
    اگر هم نشد به جهنم...​
    تمام می شود...​
    بالاخره تمام می شود...!!!​
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.