1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

هاهاها.بدجنسیم خو

شروع موضوع توسط simin ghr ‏Aug 2, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. simin ghr

    simin ghr ♥ S & S ♥

    3,048
    6,964
    5,111
    آقا دیروز ب داییم گفتم این ارش (پسرداییم ) دوس دخدر داره باور نمیکردن.بعدش داییم رف بهش گف ارش ارش بدو دوست دخترت دم در ایستاده داره از سرش خون می چکه آقا اون عین چی از اتاق اومد بیرون دید داداشش با کمربند و مامانش با قابلمه ایستاده. یهو داییم بهشون اضافه شد ای کثافت معلوم شد دوس دختر داری آقا همشون دنبالش کردن کلی کتک خورد الانم دو روزه توی دستشویی حبسه
    آخه دایی من این چه کاریه. من خودم می خواستم بهتون معرفی اش کنم. الان یه جای سالم تو بدنش نمونده.
     
    deltora، ILMAH_68، ×امیرمحمد × و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. simin ghr

    simin ghr ♥ S & S ♥

    3,048
    6,964
    5,111
    امروز داشتم کلیپای صوتی گوشیم رو گوش میدادم با یکیش خیلی حال کردم ، با خودم گفتم حتما بایس اجراش کنم ^_^
    زنگ زدم خونه مامان بابا بزرگ
    بابا بزرگم : الو الووو بفرمایید
    من : سلام علیکم از کلانتری زنگ میزنم ؟
    بابا بزرگم : کفتری ؟ نا آقا ما کفتر نمیخوایم :((((
    من : ‏0‎_o‏ نه پدر من ، از کلانتری زنگ میزنم ، از اداره برق شکایتتون کردن
    بابا بزرگم : برا چی ؟ آقا ما پول برقمون رو دادیم
    من : در حال جویدن گوشی ، پدر جان از اداره برق شکایتتون کردن که بچتون اومده پای تیر برق ر ی د ه یا بیاید جمش کنید یا باید پای بچتون ب ر ی ن ی م
    بابا بزرگم : 0‎_o‏ آقا ما بچه هامون بزرگن پای تیر برق ن م ی ری ن ن
    من : خخخخخ مگه شما آقا وحید نیستید ( اسم عموم ) اسم بچتون هم محسن ( پسر عموم ) نیست ؟
    بابا بزرگم : نه آقا شما با پسرم کار دارید
    من : ینی آقا وحید بچتونن محسن هم نوتونه ؟
    بابا بزرگم : بله آقا
    من : آقا من شرمندم ، پس بهشون زنگ بزنید بهشون اطلاع بدید
    بابا بزرگم : چشم چشم
    پنج دقیقه بعد گوشی بابام زنگ خورد
    بابا بزرگم : وحید وحید
    بابام : سلام بابا شماره منو گرفتی
    بابا بزرگم : ا تویی بچه زنگ بزن داداشت بش بگو اداره برق شکایتشون کرده که بچشون پای تیر برق ری د ه ، اگر نرن جمش کنن رئیس اداره برق میره پای بچشون میرینه
    بابام : پدر من این حرفا چیه ؟ سرکارت گذاشتن
    بابا بزرگم : غلط نکن گوساله ، میگم زن بزن داداشت ، داداشتت خودشم همیشه پای تیر برق میرید ،خدافظ
    بابام : سیمینن ن ن ن ن کار تو بود
    من :‎ ‎‎^‎‎_‎‎^ ‎
     
    deltora، ×امیرمحمد × و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.