1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نیما یوشیج از سختی های گل نیلوفرمی گوید

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن درد دل

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    دگانی چه هوسناک است ، چه شیرین!
    چه برومندی دمی با زندگی آزاد بودن،
    خواستن بی ترس،حرف از خواستن بی ترس گفتن،شاد بودن!... نیما یوشیج



    ترا من چشم در راهم
    شباهنگام
    که می گیرند در شاخ « تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
    وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
    ترا من چشم در راهم.
    شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
    گرم یاد آوری یا نه
    من از یادت نمیکاهم
    ترا من چشم در راهم نیما یوشیج



    آن گل زودرس چو چشم گشود
    به لب رودخانه تنها بود
    گفت دهقان سالخورده كه : حيف كه چنين يكه بر شكفتي زود
    لب گشادي كنون بدين هنگام
    كه ز تو خاطري نيابد سود
    گل زيباي من ولي مشكن
    كور نشناسد از سفيد كبود
    نشود كم ز من بدو گل گفت
    نه به بي موقع آمدم پي جود
    كم شود از كسي كه خفت و به راه
    دير جنبيد و رخ به من ننمود
    آن كه نشناخت قدر وقت درست
    زيرا اين طاس لاجورد چه جست ؟ نیما یوشیج



    خانه ام ابری ست
    یکسره روی زمین ابری ست با آن.
    از فراز گردنه خرد و خراب و مست
    باد میپیچد.
    یکسره دنیا خراب از اوست
    و حواس من!
    آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
    خانه ام ابری ست اما
    ابر بارانش گرفته ست...

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید





    در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
    پرسید کرم را مرغ از فروتنی
    تا چند منزوی در کنج خلوتی
    دربسته تا به کی در محبس تنی
    در فکر رستنم ـپاسخ بداد کرم ـ
    خلوت نشسنه ام زیر روی منحنی
    هم سال های من پروانگان شدند
    جستند از این قفس،گشتند دیدنی
    در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
    یا پر بر آورم بهر پریدنی
    اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
    کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟ نیما یوشیج



    شب همه شب شکسته خواب به چشمم
    گوش بر زنگ کاروانستم
    با صداهاي نيمه زنده ز دور
    همعنان گشته همزبان هستم

    جاده اما ز همه کس خالي است
    ريخته بر آوار آوار
    اين منم به زندان شب تيره که باز
    شب همه شب
    گوش بر زنگ کاروانستم نیما یوشیج



    از این راه شوم ،گرچه تاریک است
    همه خارزار است و باریک است
    ز تاریکیم بس خوش آید همی
    که تا وقت کین از نظرها کمی... نیما یوشیج