1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نگاه اسلام به دشمن شناسی

شروع موضوع توسط Sara skelet ‏Jan 18, 2012 در انجمن دشمن شناسی در اسلام

  1. از آنـجـا که جامعه اسلامى در پى تحقق بخشیدن به حاکمیت توحید و ارزش هاى اسلامى انسانى است ، به طور طبیعى مورد بغض و کینه دشمنان انسانیّت ، توحید و ارزش ها قرار مى گیرد که آنان عبارتند از:
    ۱ ـ مـشـرکـان : کـسـانـى کـه حـاکمیت جهل را پذیرفته و با تراشیدن خدایان دروغین در کنار حق تـعـالى ، انـسـان هـا را بـه وادى شـرک ، حـیـرانـى ، ضـلالت و حـیوانیت سوق مى دهند، آنان از سـرسـخـت تـریـن دشـمـنـان مـسـلمـانـان مـى بـاشـنـد. آنـهـا مـنـافـع دنـیـایـى خـویـش را در جـهـل و خـرافـه پـرسـتـى انـسـان هـا مى بینند و براى حفظ این منافع ، تیغ دشمنى علیه هدایت یافتگان هدایتگر برکشیده اند.
    فطرت انسان بر توحید و خداشناسى استوار است و شرک یعنى هلاک انسانیّت و مرگ فطرت ؛ پـس شـرک و مـظـاهـر آن دشـمـن انـسانیّت بوده و مشرک یعنى کسى که انسانیت خود را کشته و در صـدد از بـیـن بـردن انـسـانـیـت دیگران است ؛ بنابراین مشرکان از بدترین دشمنان موحدان مى بـاشـنـد. البته لازم است توجه شود که بسیارى از مشرکان به گمراهى خود توجه نداشته و با هشدار و تذکر متنبّه شده به جبهه ایمان و توحید مى آیند ولى سردمداران شرک ، آگاهانه از مـسیر انسانیّت خارج شده اند و این گونه افراد دشمن انسانیت مى باشند. آنان علاوه بر آن که خـود حـق را نـمـى پـذیـرنـد، بـا دسیسه ، شبهه پراکنى ، توطئه و هجوم نظامى مانع گسترش تـوحـیـد هم مى گردند و حکم قتال در مورد این گونه مشرکان است . بنابراین بر مسلمانان لازم است که با تبیین توحید و تبلیغ صحیح ، مشرکان را هدایت کنند و با آن گروه از مشرکان که حق را نـپـذیـرفـتـه یـا بـراى جلوگیرى از رسیدن حیات توحیدى به دیگران تلاش مى کنند، به مبارزه برخیزند و تا ریشه کن کردن شرک و چندگانه پرستى به این مبارزه الهى ادامه دهند.
    ۲ ـ اهل کتاب : یهود، نصارا و دیگر پیروان ادیان آسمانى که خود را موحّد مى دانند ولى تحریف ، جـعـل و خـرافـه در دیـانـت آنـان نـفـوذ کـرده و گـمـراهـشـان سـاخـتـه اسـت . آنـان نـیـز در اثـر جـهـل ، تـعـصـّب ، دنـیـاگـرایـى و عوامل دیگر در مقابل مسلمانان موضع گرفته و نه تنها خود اسـلام را نـمـى پذیرند که حتى نمى گذارند سخن حق مسلمانان به گوش جهانیان هم برسد و براى ریشه کن کردن مسلمانان و حکومتهاى اسلامى به هر توطئه اى دست مى یازند.
    در بـیـن اهـل کتاب یهودیان گوى سبقت در دشمنى با مسلمانانِ موحد را از دیگران ربوده اند و از این نظر در ردیف مشرکان معاند، بلکه جلوتر از آنهایند. قرآن مى فرماید:
    ((لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ امَنوُا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ اَشْرَکُوا))
    هر آینه شدیدترین مردم در دشمنى با مؤ منان ، یهود و مشرکان هستند.
    یـهـود داراى ویـژگـى ها و پندارهایى است که شناختن آنها سبب آشکار شدن رازدشمنى و عداوت شدیدشان با مسلمانان موحد مى گردد. اجمالى از این ویژگى ها و روحیات به شرح زیر است :
    الف ـ تـاءکید بر خداى محسوس و دیدنى : اصولاً عامّه یهودیان به خداى نامحسوس و نادیدنى ایـمـان نـیـاوردنـد و بـا وجـود هـمـه آیات و معجزات بى شمارى که از موساى پیامبر(ع ) مشاهده کـردنـد، بـه پـروردگـارش ایـمـان نـیـاوردنـد. هـنـگـامـى کـه بـعـد از سـال هـا اسـارت بـا اعـجـاز موسى (ع ) از دریا گذشتند و غرق شدن فرعونیان را با چشم خود دیدند، به قومى برخوردند که خدایان و بتهاى مادى را سجده مى کردند. با دیدن خدایان آنها، وقـیـحـانـه از مـوسى (ع ) خواستند: ((…اِجْعَلْ لَنا اِلهاً کَمالَهُمْ الِهَةٌ…))؛ براى ما نیز مانند آنان خدایى محسوس قرار بده .
    وقـتـى حـضرت موسى (ع ) به میعاد رفت و به امر خدا ده روز بیشتر توقف کرد، آنان گوساله طلایى سامرى را به خدایى پذیرفتند، زیرا دلشان از محبت بت پرستى و گوساله پرستى سیراب شده بود. وقتى هم به میقات رفتند به صراحت گفتند:
    ((لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً))
    (اى موسى ) ما به تو ایمان نمى آوریم تا زمانى که خدا را آشکارا ببینیم .
    همه این فرازها نشان از علاقه وصف ناشدنى آنان به خداى محسوس دارد. عشق ومحبت به خدایى دیـدنـى مـثـل گـوسـاله طـلایـى کـه تـلا لوى طـلاى آن چـشـم را خـیـره کـنـد، دل آنها را سیراب کرده و واله و شیدا ساخته بود و هیچ گاه حاضر نبودند به خدایى غیر مادى و محیط بر جهان ماده و نادیدنى ایمان بیاورند.
    ب ـ دنـیـا طـلبـى و دنیا خواهى زاید الوصف : یهود حرص و ولع بسیارى نسبت به دنیا و مطامع دنیایى دارد:
    ((وَلَتـَجـِدَنَّهـُمْ اَحـْرَصَ النـّاسِ عـَلى حـَیـوةٍ وَ مـِنَ الَّذیـنَ اَشـْرَکـوُا یـَوَدُّ اَحـَدُهـُمْ لَوْ یـُعـَمَّرُ اَلْفـَ سَنَةٍ))
    و آنـهـا را حـریـص ترین مردم و حتى حریص تر از مشرکان بر دنیا خواهى یافت . هر یک ازآنها دوست دارد که هزار سال عمر کند.
    هـمـیـن عـلاقـه بـسـیـار، آنـهـا را نـسـبـت بـه جـمـع آورى مـال ، حـریـص و نـسـبـت بـه بخشش آن ، بخیل کرده و به حرام خوارى و رباخوارى کشانده است قرآن کریم در مورد این خصلت زشت یهود چنین مى فرماید:
    ((فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذینَ هادوُا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمَْ وَ اَخْذِهِمُ الرِّبوا وَ قَدْنُهوُا عَنْهُ وَاَکْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ))
    بـه خـاطـر ظـلم یـهـودیـان و ربـا خـوارى آنـان بـا ایـنـکـه از آن نـهـى شـده بـودنـد و خـوردن اموال مردم به باطل ، طیباتى که براى آنان حلال بود، بر آنان حرام کردیم .
    هـمـیـن دنـیـاطـلبـى ، شـهـوت پـرسـتـى ، مـال دوسـتـى ، حـرام خـوارى ، بـخـل و خـسـّت آنـان را بـه دشمنى با پیامبران و تکذیب و کشتن آنان وادار نمود؛ زیرا پیامبران الهى آنان را از این اعمال زشت باز مى داشتند و مانع هواپرستى آنان مى شدند:
    ((اَفـَکـُلَّمـا جـاءَکـُمْ رَسـوُلٌ بـِمـا لا تـَهـْوى اَنـْفـُسـُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَریقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَریقاً تَقْتُلوُنَ))
    هرگاه پیامبرى با دستوراتى مخالف هواى نفس شما آمد، استکبار ورزیدید و گروهى را تکذیب کردید و گروهى را کشتید.
    ج ـ جـعـل ، تـحریف و کتمان : یهودیان براى رسیدن به اهداف پلید و توجیه اقدامات ناصحیح خود در طول تاریخ به جعل ، تحریف و کتمان متوسل شده اند، قرآن به مسلمانان آگاهى مى دهد که به ایمان آوردن یهودیان امیدوار نباشید؛ زیرا اینان کتاب و کلام خدا را بعد از فهمیدن آن ، تـحـریـف مـى کـنـنـد. تـورات را ورق ورق کـرده و قـسـمـت هـایـى از آن را که به نفعشان است یا بـرایـشـان ضـررى نـدارد آشـکـار مـى کنند و بقیه را پنهان مى سازند. حقایق ، پیشگویى ها و بـشـارت هـاى تورات و پیامبران را کتمان مى کنند و عامّه یهود نیز با اینکه مى دانند عالمانشان اهل فساد، خلاف ، جعل و تحریف اند از آنان پیروى مى کنند.
    د ـ پندارهاى باطل : درست است که در برهه اى از زمان ، یهود به خاطر این که به موسى ایمان آوردنـد و در دوران اسـارت فـرعـونـیـان بـر تـعالیم اجدادشان ابراهیم ، اسحاق و یعقوب (ع ) اسـتـقـامـت ورزیـدنـد ، مـورد عـنایت خدا قرار گرفتند و خداوند آنان را به عنوان قوم برگزیده انـتخاب کرد و وارث زمین ساخت و…؛ ولى آنها به ملاک این عنایت خداوندى توجه نکردند و آن را تـفـسـیـر قـومى و نژادى کردند و خود را به طور مطلق و در هر صورت قوم برتر پنداشتند و هـنـوز نـیـز ایـن پـنـدار بـاطـل را در سـرمى پرورانند و نژاد یهود را نمونه انسان و انسان هاى نـمـونـه دانسته و بقیه نژادها را پست تر از حدّ انسانیّت مى دانند و معتقدند که آنان براى خدمت بـه نـژاد یـهـود آفـریده شده اند و یهود در مقابل ظلم و ستم بر آنان به هیچ وجه بدهکار نمى گردد و مؤ اخذه نمى شود.
    ه‍ ـ دشمنى با مبلغان توحید و عدالت و فضیلت : ویژگى هایى که بر شمردیم از یهود، قومى لجـوج ، طـغـیـانـگـر، دنـیـا طـلب و خـشـن سـاخـتـه اسـت کـه در طول تاریخ ، با پیامبران ، مصلحان و موحدان در افتاده اند؛ زیرا آنان را سدى در برابر هوا و هوس خود دیده اند و این دشمنى و عداوت با وارثان پیامبران ادامه یافته است . از پیامبر در این باره نقل شده است که فرمود:
    ((هـیـچ فـرد یـهـودى بـا مـسـلمـانـى خـلوت نـکـرد، مـگـر ایـنـکـه تـصـمـیـم بـه قتل آن مسلمان گرفت .))
    دشـمـنـى یـهـود با مسلمانان از صدر اسلام تا کنون باشدتى رو به تزاید ادامه یافته و کم بوده اند یهودیانى که در این مدت طولانى از عداوت و تعصب دست بر داشته باشند و اسلام را پـذیـرفـتـه بـاشـند و امروزه نیز صهیونیستها و یهودیان نژادپرست و افراطى بزرگ ترین دشمن مسلمانان به شمار مى روند.
    نـصـارا و دیـگـر گـروه هـاى اهـل کتاب نیز گر چه در دشمنى با مسلمانان به پایه یهود نمى رسـنـد، ولى آنـهـا نـیـز بـه خـاطـر پـنـدارهـاى غـلط، حـسـادت و دیـگـر عـوامـل ، عـلَم دشـمـنـى بـا مـسـلمـانـان را بـر افـراشـتـه در طـول تـاریخ اسلام بارها و بارها با مسلمانان در افتاده اند. بر مسلمانان لازم است که در مرحله اول بـا تـبـلیـغ و تـبـیـیـن صـحـیـح دیـن خـود و تـشـریـح مـواضـع جعل و خرافه در آن مذاهب ، آنان را هدایت کرده و به جبهه ایمان رهنمون شوند و در صورتى که عـنـاد و سـرکـشـى آنـان را بـه انـکـار، مـعـانـدت ، تـوطـئه و هـجوم واداشت علیه آنان به مبارزه برخیزند و تا تسلیم شدن یا ایمان آوردن آنها به این مبارزه ادامه دهند.
    ۳ـ دشـمـنـان دیـگـر جـوامـع اسـلامـى : در صـدر اسـلام فـقـط یک حکومت اسلامى وجود داشت و همه مـسـلمـانـان تـحت لواى آن حکومت بودند و دشمنان در جبهه مخالف این حکومت قرار داشتند؛ ولى در قـرنـهـاى بـعـد بـه دلایل مختلف حکومت اسلامى از قالب وحدت بیرون شد و متعدد گشت و امروز کـشـورهاى مختلفى وجود دارند که غالب مردم آنها مسلمان بوده و حکومتهاى این کشورها نیز داعیه اسلامى بودن دارند ـ گر چه میزان صداقت این ادعاها مورد بحث است ـ همچنان که اقلیت هاى مسلمان در کـشـورهـاى غـیـر اسـلامـى نیز وجود دارد. از آن جا که مسلمانان در حکم پیکر واحد مى باشند و هـمـگـى بـرادرنـد، ( ۹۲) اگـر گـروهـى از مسلمانان ـ چه یک کشور اسلامى و چه یک اقلیت مـسـلمـان ـ مـورد ظـلم و سـتم مشرکان و کافران قرار گرفت ، بر دیگر مسلمانان واجب است در حد تـوان بـه کـمـک بـرادران مـسـلمـان خـود شتافته و آنان را یارى دهند همچنان که از امام على (ع ) نقل شد، دشمن دوست انسان ، دشمن انسان است و مسلمانان برادران دینى ، هستند و دشمن آنها دشمن ما هم هست . در حقیقت آنچه کینه و عداوت دشمنان را علیه مسلمانان برانگیخته ، داعیه اسلام خواهى ، حـق طـلبى و عدالت گسترى مسلمانان است و اگر فعلاً با ما اعلام دشمنى نکردند و با گروه دیـگـرى از مسلمانان سر عداوت دارند، از این جهت است که توان بیشترى ندارند. آنها با از میان برداشتن آن اقلیت مسلمان یا آن کشور مسلمان ، به سراغ دیگرى مى روند و همین طور سرستیز را دنـبـال مى کنند تا نوبت به ما برسد؛ پس نباید گمان کنیم که دشمنى آنان با گروه دیگرى اسـت و بـا مـا عـداوت نـدارند لذا ما هم با آنها دشمنى نداشته باشیم ! آنها با اسلام و تعالیم انسان ساز، عدالت گستر و ظلم ستیز آن دشمنى دارند نه با گروهى خاص از مسلمانان .
    ۴ ـ مـسـلمـانـان تـجـاوزگـر: گـروهـى از مـسلمانان که براى منافع دنیوى و دشمنى هاى نشاءت گـرفـتـه از انگیزه هاى غیر الهى ، گروه دیگر را مورد تجاوز قرار داده اند، بر همه مسلمانان لازم اسـت آنـان را از تـجـاوز و سـرکـشـى بـازداشـتـه و بـیـن دو گروه متخاصم صلح و دوستى بـرقـرار سـازنـد و اگـر گـروه تجاوزگر حاضر به پذیرش صلح و دست کشیدن از تجاوز نشد، باید با آنها مبارزه کرد و آنها را به پذیرش ‍ صلح وادار نمود.
    ((وَ اِنْ طـائِفـَتـانِ مـِنَ الْمـُؤْمِنینَ اقْتَتَلوُا فَاَصْلِحوُا بَیْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْدَیهُم ا عَلَى الاُْخْرى فـَق اتـِلوُا الَّتـى تـَبـْغـى حـَتـّى تـَفـى ءَ اِل ى اَمـْرِ اللّ هِ فـَاِنْ ف اءَتْ فـَاَصْلِحوُا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَاَقْسِطُوا))
    اگـر دو طـایـفـه از مـؤ مـنـان بـا هـم بـجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید و اگر یکى از آن دو بر دیـگـرى تـعـدّى کـرد، بـا آن کـه تعدّى مى کند بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد پس اگر بازگشت ، میان آن دو را به عدالت سازش دهید.
     
    Admin و ahriman از این پست تشکر کرده اند.