1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نمیدونم چرا؟!!!!

شروع موضوع توسط عاشق تنها ‏Feb 2, 2012 در انجمن درد دل

  1. ...يه بهونه پيدا كردم كه امروز باهاش برم بيرون... مدت ها بود دنبال بهونه مي گشتم. انقدر از هم فاصله داريم كه...

    همچنان به تو فكر ميكردم، دلم ميخواست از تو براش بگم...نشد...نتونستم...
    مدت هاست متوجه شدم نميتونم حرف بزنم! تو حرف زدن ضعيفم! مخصوصاً حرفاي جدي...انقدر عمرم رو اين تو گذروندم كه تز زندگي حقيقي دور شدم...نگرانمم!
    ميخواستم سر صحبت رو يه جوري باهاش باز كنم... و همچنان فكرم درگير تو...
    نميدونم چرا به خودم گير داده بودم بهش بگم...ولي مگه ميتونستم...؟
    يهو شروع كردم... چند كلمه اي گفتم، فكر نكنم چيزي فهميده باشه! اصلاً نميدونستم چه اصراريه حالا!؟ خيلي گنگ سر بسته يه چيزايي تعريف كردم... فكر نكنم چيزي متوجه شده باشه...
    +اين روزا زياد به يادت ميفتم...
    بعضي وقتا از دور به ماجرا نگاه ميكنم، و خودم مث يه درخت كوچولوي كج و ماوج مي بينم تو جنگل، قاطي درختاي ستبر و كهن و به درد بخور...
    هنوز نمي دونم به چشم ميام يا نه؟ اصلاً هنوز نميدونم چه ديدي نسبت به من داري!!
    اوووففف...بازم حرفاي هميشگي... نميدونم چرا هميشه حرفام به اينجا ميرسن...
    حرفام زيادن...
     

    موضوعات مشابه

    SHAPARAK، setareh، Ahriman و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.