1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نقد فيلم حریم سلطان( Muhteşem Yüzyıl)؛

شروع موضوع توسط h@m!d reza ‏Mar 15, 2013 در انجمن اخبار

  1. h@m!d reza

    h@m!d reza خداحافظ

    298
    791
    266
    حریم سلطان (به ترکی استانبولی: Muhteşem Yüzyıl؛ به معنای سدهٔ باشکوه) نام یک سریال تلویزیونی تاریخی ترکزبان است. فصل اول این سریال از شبکهٔ تلویزیونی شو تیوی و فصل دوم آن از شبکهٔ استار تیوی پخش شد. شبکهٔ جم تیوی این سریال را با دوبلهٔ فارسی و با نام «حریم سلطان» پخش میکند. داستان سریال بر پایهٔ زندگی سلطان سلیمان قانونی، مشهورترین سلطان امپراتوری عثمانی و خرم سلطان (روکسلانا)، کنیز و برده ای که ملکه شد، نوشته شده است.


    داستان:
    نام اصلی سریال (سدهٔ باشکوه) به دوران سلطنت سلطان سلیمان قانونی اشاره دارد و این مجموعهٔ تلویزیونی، توطئهها و دسیسه هایی که در حرمسرا و دربار او روی میداد را به تصویر میکشاند. جزئیات اکثر حوادث و اتفاقاتی که در سریال روی میدهد، واقعیت نمیدارد اما کلیت حوادث، واقعیت تاریخی دارد.


    سلطان سلیمان در ۲۶ سالگی بر تخت سلطنت نشست. او در پی آن بود که امپراتوری عثمانی را قدرتمندتر و گستردهتر از امپراتوری اسکندر مقدونی سازد و به آن وجههای شکستناپذیر بخشد. در تمام مدت ۴۶ سال سلطنتش، سلیمان به عنوان مقتدرترین سلحشور و فرمانروای شرق و غرب شناخته میشد. در سال ۱۵۲۰، سلیمان در حال شکار بود که از مرگ پدر خبردار شد و بدین ترتیب امپراتوری عثمانی صاحب سلطانی جدید میگشت. سلیمان همسرش، ماهدوران و پسرش، شاهزاده مصطفی را در کاخ مانیسا ترک گفت و به همراه یار و همدم نزدیکش، ابراهیم پارگایی رهسپار کاخ توپقاپی شد. سلیمان بدون آنکه خود بداند در مسیری قدم گذاشته بود که در نهایت، اوج شکوه و عظمت امپراتوری عثمانی را در پی داشت.


    در حالیکه آن دو در راه کاخ توپقاپی بودند، یک کشتی متعلق به دولت عثمانی از کریمه در قسطنطنیه پهلو گرفته بود و بردگان مسیحی به اسارتگرفته شده را به کاخ عثمانی اهدا میکرد. یکی از بردگان که الکساندرا لا روسا نام داشت، دختر یک کشیش ارتودوکس اهل اوکراین بود که قتل پدر، مادر و نامزدش به هنگام یورش تاتارها را به چشم خود دیده بود. این دختر جوان که به اسارت در آمده بود و به کاخ عثمانی فروخته شده بود، بعدها نام خرم را اختیار میکند و آنچنان سلیمان را شیفتهٔ خود میکند که سلطان حاضر میشود با زیر پا گذاشتن رسوم و عادات پیشین، او را به ازدواج نکاحی خویش درآورد (پس از آنکه تیمور، بایزید را شکست داد و زنش را به اسارت گرفت، سلاطین عثمانی از ازدواج نکاحی خودداری میکردند). خرم برای سلطان پسر به دنیا میآورد و از طریق خونریزی و دسیسهچینی در کنار سلیمان بر امپراتوری عثمانی حکمرانی میکند. عشق شدید سلیمان به خرم باعث میشود که راهها برای اعمال نفوذ خرم بر دربار باز باشد.


    سریال تلویزیونی حریم سلطان به روابط حاکم بین اعضای خاندان سلطنتی، به ویژه گرفتاریها و رقابتهای رمانتیک آنها میپردازد. عداوت بین خرم و ماهدوران، ترقی خرم از جایگاه یک کنیز به جایگاه سوگلی سلطان، فرو افتادن خرم از چشم سلطان پس از به دنیا آوردن مهرماه، و اوج گرفتن دوبارهٔ او، مضمون اصلی این سریال تلویزیونی را تشکیل میدهد. علاقهٔ وزیر اعظم (ابراهیم پارگایی) به یکی از زنان دربار (خواهر سلطان) و تنش بین اروپای مسیحی و امپراتوری عثمانی سنی مذهب، از جمله مضامین و داستانهای فرعی سریال به شمار میآیند.


    فصل اول:
    داستان با برخورد اتفاقی سلطان سلیمان با ابراهیم پارگایی آغاز میشود. در همین حال، الکساندرا لا روسا (بعداً خرم) در زادگاهش، اسیر یورش تاتارهای کریمه میشود. پدر، مادر، و خواهرش در نتیجهٔ این یورش کشته میشوند اما نامزدش، لئو زنده میماند و میگریزد (اگرچه الکساندرا گمان میکند که لئو مرده است). در کشتیای که او را به کاخ توپقاپی میبرند، زنان دیگری از جمله بهترین دوستش، ماریا (بعداً گلنهال) نیز حضور دارند.


    وقتی الکساندرا به کاخ میرسد، یکی از خدمتکاران به او میگوید که اگر او سوگلی سلطان شود و برای سلطان، پسر به دنیا بیاورد، خودش سلطانه خواهد شد و بر دنیا حکمرانی خواهد کرد. بنابراین هنگامی که سلیمان در حال عبور از کنار کنیزان است، تمامی کنیزان به نشانهٔ احترام در برابر او تعظیم کردهاند اما الکساندرا چنین نمیکند و در عوض نام سلیمان را فریاد میکشد. سلطان که به او نگاه میکند، الکساندرا غش میکند و سلطان او را میگیرد. از همان زمان، الکساندرا مورد توجه سلطان قرار میگیرد و سلطان نام خرم را بر او مینهد. خرم که یک مسیحی بود، به اسلام میگرود.


    در انتهای قسمت سوم، ماهدوران (سوگلی دیگر سلطان) با خرم بهسختی درگیر میشود و او را بهشدت کتک میزند زیرا بر این باور است که خرم موجب سقط جنین او شدهاست. وقتی سلیمان از این قضیه آگاه میشود، از ماهدوران دلآزده میشود. در ادامه، خرم اولین پسرش، محمد را باردار میشود. وقتی خرم باردار است، سلیمان از او میخواهد که برای خوردن شیرینی به اتاقش بیاید؛ شیرینیهایی که توسط ماهدوران زهرآلود شدهاند. با خوردن آن شیرینیها، خرم از حال میرود اما سلیمان او را نجات میدهد. با روی دادن این ماجرا، نفرت سلیمان از ماهدوران فزونی میگیرد.ویکتوریا (بعداً صدیقه) که شوهرش در یکی از نبردها توسط سلیمان کشته شدهاست، به قسطنطنیه میرود تا انتقام شوهرش را بگیرد.


    خرم، اولین و تنها دختر سلیمان، مهرماه را باردار میشود. پس از زادن مهرماه، جشنی در حرمسرا ترتیب میدهد، اما در این جشن با یکی از سوگلیهای دیگر سلطان به نام عایشه خاتون درگیر میشود و او را تهدید به قتل میکند. عایشه که از قصد و نیت صدیقه آگاه شده بود، توسط صدیقه کشته میشود. از آنجا که خرم پیشتر عایشه را به قتل تهدید کرده بود، تمامی شواهد علیه خرم بود. در نتیجه سلیمان، خرم را به کاخ پیشین (کاخ کریمه) تبعید میکند.


    در این اثنا، ابراهیم پاشا با خدیجه سلطان (خواهر سلطان) ازدواج میکند. ابراهیم به خرم میگوید که او میتواند به کاخ توپقاپی بازگردد به شرطی که دامن ماهدوران را ببوسد. خرم در ابتدا این پیشنهاد را رد میکند اما در نهایت تغییر نظر میدهد.
    لئو، نامزد پیشین خرم، از مکان سکونت خرم آگاه میشود و با پیشه کردن شغل نقاش کاخ، سعی میکند به خرم نزدیک شود. اما ابراهیم پاشا از رابطهٔ خرم با لئو آگاه میشود و به خرم میگوید که او (خرم) باید با راحت الحلقوم زهرآلود، لئو را از میان بردارد و یا اینکه خودش (ابراهیم)، سلطان را از ماجرا خبردار خواهد کرد.


    در آخرین قسمت فصل اول، سلیمان خارج از قصر ابراهیم در چادری نشستهاست، انگور میخورد و از مشاهدهٔ مناظر طبیعی لذت میبرد و صدیقه قرار است از او پذیرایی کند. در سه دقیقهٔ پایانی این قسمت میبینیم که صدیقه در حالی که سینی به دست دارد نزدیک سلطان میشود. روی سینی، یک لیوان آب قرار دارد اما زیر آن خنجری در دست صدیقه است. خرم در حالی که راحت الحلقوم زهرآگین را به لئو میخوراند، گریه میکند. و سپس صدیقه با قرار دادن خنجری زیر گلوی سلیمان، او را به مرگ تهدید میکند.


    جنجال ها:
    پخش سریال حریم سلطان، انتقادات و اعتراضاتی را در کشور ترکیه برانگیخت. برخی از بینندگان به آنچه ارائهٔ تصویری «نامحترمانه»، «شرمآور»، و «خوشگذران» از شخصیت تاریخی سلطان سلیمان میخواندند واکنش نشان دادند. شورای عالی رادیو و تلویزیون ترکیه ادعا کرد که بیش از ۷۰٬۰۰۰ شکایت دربارهٔ این سریال دریافت کردهاست و به شو تیوی اخطار داد تا به خاطر نمایش نادرست «حریم خصوصی یک شخصیت تاریخی» به صورت عمومی عذرخواهی کند. رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه، نمایش این سریال را به دلیل «بد جلوه دادن تاریخ ترکیه به نسل جوان» کشور محکوم کرد. گروههای کوچک اسلامگرا و ملیگرا به نشانهٔ اعتراض مقابل استودیوی شو تیوی تجمع کردند اما سریال همچنان مخاطبان و علاقه مندان فراوانی دارد.

    غفلت ما و سریالی به نام «حریم سلطان»


    ترک ها می خواهند با ساخت چنین سریال هایی برای خود تاریخ سازی کنند و اینجاست که باز هم آنها از غفلت ما استفاده می کنند.در برخی صحنه ها سلطان سلیمان الفاظ زشتی را نسبت با شاه صفوی بکار می برد.حال در نظر بگیرید مخاطب ترکیه ای یا حتی ایرانی را که روایت مخدوش این سریال را بعنوان حقیقت می پذیرد. اینجاست که کم کاری ما باز هم به چشم می آید؛ اینکه خیلی از ایرانیها حتی نمی دانند شاه تهماسب کیست، تقصیر چه کسی است؟



    سرویس فرهنگی «فردا»: پخش سریال های خارجی در ایران قدمت زیادی دارد. تا مدتهای مدید پخش این سریال ها، بصورت انحصاری در دست صدا و سیما بود اما در طول چند سال گذشته با فراگیر شدن اینترنت، مخاطبان علاقمند خود سریال های پرآوازه ای چون لاست، فرار از زندان و ... را دانلود و تماشا کردند. در کنار این موج جدید شبکه های ماهواره ای نیز با پخش سریال های مختلف سعی در جذب مخاطب داشته اند اما دلایلی چون تکراری و سطحی بودن و یا دوبله نامناسب و همچنین محتوای غیر قابل قبول برای جامعه ایرانی، در اکثر موارد باعث شده تا شبکه های ماهواره ای چندان در این زمینه موفق نباشند.
    اما فارغ از این دسته بندی ها، اخیرا شبکه جم که در انگلستان قرار دارد اقدام به دوبله و پخش یک سریال ترکی برای مخاطبان ایرانی کرده است: حریم سلطان. این سریال ساخت کشور ترکیه است که در ترکیه با نام سده باشکوه پخش می شود. فصل اول این سریال از شبکه تلویزیونی شو تی‌وی و فصل دوم آن از شبکه استار تی‌وی پخش شده است. داستان این سریال در مورد زندگی سلطان سلیمان قانونی و خرم سلطان، کنیز روسی که به همسری سلطان سلیمان در می آید است. پخش این سریال در خود ترکیه نیز انتقادات فراوانی را بدنبال داشته اما برای ما ایرانیها پخش این سریال چه معناهایی می تواند داشته باشد؟
    طبق شنیده ها توانسته بخشی از مخاطبان ایرانی ماهواره بین را جذب کند و این اولین نکته ای است که باید به آن دقت کرد. در چند سال اخیر در کنار سریال های فاخر،متاسفانه روند کیفی سریال سازی در صدا و سیما ضعیف شده و تعداد سریال های ساخته شده که از کیفیت بالایی برخوردار باشند و در جذب مخاطب نیز موفق عمل کننداندک است. مشخص است که در این فضا و هنگامی که صدا و سیما در جذب مخاطب شکست می خورد فضا برای دیگران باز می شود. خصوصا در عصر حاضر که مرزهای ملی توسط انقلاب اطلاعات در حال محو شدن هستند و دیگر کمتر کسی را می توان یافت که ناز یک رسانه را بکشد، مخاطب امروزی مخاطبی بی حوصله است که به محض راضی نشدن توسط یک رسانه، آن را به کناری گذاشته و در پی رسانه ای دیگر می رود. بنابراین در این بازار آشفته باید حساب شده عمل کرد و آگاه بود که مخاطب مجبور نیست برنامه های یک رسانه را نگاه کند، حتی اگر آن رسانه درون مرزهای یک کشور حالت انحصاری داشته باشد. باید دقت داشت که تماشای هر سریال و برنامه ای چه عواقب ناخواسته و پنهانی دارد.

    سریال حریم سلطان در ظاهر می خواهد دوره سلطنت سلطان سلیمان قانونی را به تصویر بکشد، اما در نهایت چیزی جز نشان دادن حرمسرای سلطان و دسیسه ها و خاله زنک بازی های زنان دربار به مخاطب عرضه نمی کند. باید دقت کرد که قشری از مخاطب عام به موضوعاتی اینچنینی بسیار علاقه دارد و آنها را با علاقه وافر دنبال می کند و از آنجا که پیام های نهفته در سریال ها بدلیل تصویری بودنشان ناخواسته بر ذهن مخاطب اثر می گذارند، این سریال ها در انتقال پیام های دلخواهشان موفق عمل می کنند.
    نکته قابل ذکر دیگر در مورد حریم سلطان این است که ترک ها می خواهند با ساخت چنین سریال هایی برای خود تاریخ سازی کنند و اینجاست که باز هم آنها از غفلت ما استفاده می کنند. ترکیه در چند سال گذشته نیز با منتسب کردن مولانا به خود دست به چنین کاری زده است و حالا پخش سریال حریم سلطان برگ دیگری از این ماجراست. واقعا باید پرسید اگر در ایران سریالی در مورد یکی از پادشاهان ایرانی بطور دقیق و منطبق بر تاریخ ساخته شود، باز هم شاهد جولان سریالی چون حریم سلطان خواهیم بود؟ طرفه آنکه در برخی از قسمت های این سریال تلاش شده تا ایران بگونه ای تحقیر شود. خصوصا با توجه به اختلافات اخیر دو کشور در مورد برخی از مسائل این تحقیرها و صحنه های غیر قابل قبول که سندیت تاریخی نیز ندارند بیشتر دیده می شود.
    همزمان با سلطان سلیمان در عثمانی، شاه تهماسب صفوی در ایران حکمرانی می کرده است و آوازه و اقتدار ایران در آن دوره به حدی بوده که مسلما پادشاهان و دربار کشورهای بزرگ از آن آگاهی داشته اند اما در این سریال سعی می شود به مخاطب القا شود که ایران جزو مستعمرات عثمانی و یا کشوری کوچک و ناشناخته است! حتی در برخی قسمت ها نامه ای از قول شاه صفوی به سلطان سلیم قرائت می شود که نوعی تملق گویی است! نامه ای که اصلا سندیت تاریخی ندارد و یا در برخی صحنه ها سلطان سلیمان الفاظ زشتی را نسبت با شاه صفوی بکار می برد. همه اینها در حالیست که سلیمان قانونی یکی از طولانیترین درگیرهای خود را با ایران صفوی و شاه تهماسب داشته است، در گیری هایی که 18 سال به طول انجامید و سلطان سلیمان بارها در آن شکست خورده و گاها نیز پیروز شده است، بنابراین هیچکس نمیتواند بپذیرد که سلطان سلیمان نمی دانسته ایران کجاست! این امر نمونه ای واضح از کینه عثمانی گرایانی است که شکوه و عظمت ایران دوره صفوی جلوی یکه تازی آنها را گرفته است.

    حال در نظر بگیرید مخاطب ترکیه ای یا حتی ایرانی را که کمترین اطلاعی از تاریخ ندارد و به احتمال زیاد روایت مخدوش این سریال از تاریخ را بعنوان حقیقت می پذیرد. اینجاست که کم کاری ما باز هم به چشم می آید؛ اینکه خیلی از ایرانیها حتی نمی دانند شاه تهماسب کیست، تقصیر چه کسی است؟
    علاوه بر این برخی از اتفاقاتی که در سریال رخ می دهد با زندگینامه سلطان سلیمان نیز تطابق ندارد که مورد بحث ما نیست. مثلا نحوه پوشش زنان دربار سلطان سلیمان اصلا با آنچه که در کتب تاریخی آمده است تطابق ندارد، مسلما سازندگان سریال در طراحی لباس و صحنه ها بیش از از تاریخ حواسشان به اضافه کردن رنگ و لعاب سریال برای جذب مخاطب بیشتر بوده است!

    در نهایت باید پرسید چه کسی مسئول مخاطبی است که برنامه و سریال دلخواه خود را در صدا و سیمای ملی پیدا نمی کند و با فقر دانش خود، اسیر سریال هایی چون حریم سلطان می شود؟ البته باید گفت اگر حریم سلطان نبیند، در سیمای ملی نیز نهایتا چیزی جز «دونگ یی» نصیبش نخواهد شد.
     
    SHAPARAK، اتنا ..، ★ سونامی ★ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. وقتی میان تو مجلس تصویب میکنن که یه دوران از گذشته باشکوه ایران از کتاب تاریخ برداشته بشه....:shock:
    خوب دیگه چه انتظاری از اینا میشه داشت.....اصلا تو کتابای تاریخ ما چیزی گفته نمیشه....اره یه نادر نامی بود..همین...:shock:
    :73::73:
     
    h@m!d reza، SHAPARAK و ★ سونامی ★ از این ارسال تشکر کرده اند.