1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نظر سنجی مسابقه شعر هفتادیا

شروع موضوع توسط Merjhoi ‏Nov 26, 2016 در انجمن مسابقات هفتادی ها

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. Merjhoi

    Merjhoi اگرچه دل به کسی داد...جان ماست هنوز:(** عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,502
    13,920
    10,779
    شعر اول:
    از پشت قاب پنجره زن مثل یک خورشید
    بر کوچه های خسته ی شب نور می پاشید
    الماس اشکش می چکید از گوشه ی چشم و
    می خورد بغضش را، و می شد زندگی تمدید !
    زن در میان اینهمه تاریکی و تکرار
    از ارتباط "جنس" با "تحقیر"می پرسید!!؟
    بعد از سوالات بدون پاسخش دنیا
    دور سرش گرد مداری ساده می چرخید ،،
    سرگیجه های بعد از آن را وقت خوابیدن
    هی استرس، هی خستگی، هی ضعف، می نامید
    یادش می آمد مرد قدرتمند دیشب را
    وقتی که از یک زخم خیلی ساده می نالید!
    آری پر از احساس قدرت در خودش هر شب
    بر بی شکایت مردن از این درد می بالید ،
    موی "عروسک "های خود را شانه می کرد و
    چشم و لب خاموششان را خسته می بوسید
    اشکش میان صورتش لبخند می زد گیج
    اما نمی کرد از کسی در زندگی تقلید ..
    می شد میان درد هم با اشک ها خندید
    می شد به فکر خانه، دلخوش بود در تبعید !
    هرگز نشد سنگ صبورش هیچ موجودی
    او از "دهن لق های بی احساس" می ترسید
    آرامش مصنوعی اش می مرد وقتی زن
    باید میان مردمی نامرد می خوابید ....!
    باید به پاکی خودش دائم قسم می خورد
    وقتی به دنیای "جهالت" شور می بخشید... !
    مریم صفری


    شعر دوم:

    به کجا چنین شتابان
    بی تو تابان نیست ماه تابان
    بی تو جایی نیست که روم من
    من مجنون و تو معشوق و جانان
    ..
    در این آسمان آرام
    خبری نیست از باران
    یار من تنها تو هستی
    ای ماه تابان
    ..
    گر تو باشی یا نباشی
    گر تو عاشقم نباشی
    یار من تنها تو هستی
    در رویای من تنها تو هستی
    ..
    قطره قطره جمع گردد
    وانگهی
    این بغض دیرینه رها گردد
    ..
    به کجا چنین شتابان
    بی تو این دل نیست آرام
    مهتاب آسمان من باش
    ای ماه تابان
    ..
    چشمک ستاره ها و قطره های باران را
    این دل عاشق نمیخواهد
    جرعه ای از نوش لعلت را میخواهد
    تنها تویی معشوق و جانان
    ..
    به کجا چنین شتابان
    بی تو جایی نیست روم من
    یار من تنها تو هستی
    ای ماه تابان
    شعر از خودش

    شعر سوم:
    برای این دل کافر شبیه یک مسلمانی

    تورا من سخت میفهمم تو ازمن هیچ میدانی؟

    نگاه هایی ز چشمانت به من گاهی نظر دارد

    که هربارش میسازد بنایی روی ویرانی

    تحمل میکند هرچند تلخ است دوری را

    به امیدی که نزدیک است سری باشدبه دامانی

    شباهنگام هایش را به یادت تا سحر بیدار

    در آسمانش بین آن ستارگان تو ماهانی

    برایت شعرهایی می گوید هر از گاهی

    اگر سهمش شوی می سراید از تو دیوانی

    تویی آن مرد ترک تنها از دیار ستارخان

    دل من دختر کردی از جنس کوبانی

    در این آشوبی که سهراب از سطح سیمانی قرن می ترسد

    همین برای من کافیست...بر آشوبم تو سامانی...
    شعر از خودش


    کاربرای عزیز اسم دوستان اورده نشده که یه وقت معیار رای گیری چیز دیگه نشه.
    دوستانی هم که شعرا رو فرستادن لطفا اعلام نکنند که کدوم شعر مال خودشونه.
    سپاس
     
    famotika:D، liar، barfi و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. meshkat1371

    meshkat1371 بانوی آبی آبان و آسمانツ

    996
    5,283
    17,420
    آفرین مدیر خوب:39:
     
    famotika:D، barfi، Aysa و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Aysa

    Aysa همراه انجمن

    216
    3,458
    20,006
    :39:
     
    famotika:D، barfi و meshkat1371 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. barfi

    barfi ♡ ftmh ♡ همراه انجمن

    22,450
    61,060
    61,291
    قشنگ مشخصه هر شعر از کیست :35:
    آفرین به اون دو نفری شعر از خودشونه ♡
     
    mahsa mollazadeh و famotika:D از این پست تشکر کرده اند.
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.