1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نبرد رستم و جومونگ به روایت شعر!!

شروع موضوع توسط behnam7503 ‏Mar 30, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. behnam7503

    behnam7503 ناظم انجمن

    3,895
    10,884
    1,729
    کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو
    [​IMG]

    به رستم چنین گفت اون جومونگ!
    ندارم ز امثال تو هیچ باک
    که گر گنده ای من ز تو برترم
    اگر تو یلی من ز تو یلترم

    رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

    منم مرد مردان ایران زمین
    ز مادر نزادست چون من چنین
    تو ای جوجه با این قد و هیکلت
    برو تا نخورده است گرز بر سرت

    جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

    تو را هیچ کس بین ایرانیان
    نمی داندت چیست نام و نشان
    ولی نام جومونگ و سوسانو را
    همه میشناسند در هر مکان
    تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
    بیا عکس من را به پوستر ببین
    ببین تی وی ات را که من سوژشم
    ببین حال میدن در جراید به من
    منم سانگ ایل گوکه نامدار
    ز من گنده تر نامده در جهان
    تو در پیش من مور هم نیستی
    کانال 3 رو دیدی؟ کور که نیستی

    در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

    چنین گفت رستم به این مرد جنگ
    جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
    چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
    که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
    مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
    من آن (تسو) سوسولت! نیستم
    منم رستم، آن شیر ایــران زمین
    (بویو) کوچک است در نگاهم همین

    بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

    جومونگ آمد از پشت تل سیاه
    کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
    بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
    هم اینک صدایت به گوشــم رسید
    (سوسانو) هماره بود همسرم
    دهــم من به فرمان او این سرم
    چون او گفته با تو نجنگم رواست
    دگر هر چه گویم به او بر هواست!

    و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

    و این شد که رستم سخن تازه کرد
    که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
    بگفت ای جومونگا که حرف دل است
    که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
    که ما پهلوانیم و این است حالمان
    که دادار باید رسد بر دل این و آن!

    و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
    کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!
     
    پوآرو، hossin، setareh و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,349
    905
    :roflmao
    یادش بخیر
    خیلی قشنگ بود
     
    setareh، SHAPARAK و behnam7503 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. :29:.
     
    setareh، SHAPARAK و behnam7503 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,482
    33,495
    thumbsup
     
    setareh، SHAPARAK و behnam7503 از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. rasha 77

    rasha 77 ok......keep going.........I have my own god

    105
    295
    200
    عالی بود
    من دیگه حرفی ندارم
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.