1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

نا مساوی...

شروع موضوع توسط mojt@ba ‏Feb 4, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. mojt@ba

    mojt@ba داداش کریس

    3,108
    6,715
    488
    پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند

    ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :

    بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی

    مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ،


    آب دهانش را قورت داد


    خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت




    برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشت


    اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود


    امتحان ریاضی ثلث اول


    سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید


    جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما


    سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟


    جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه


    که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد


    و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند


    سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟


    جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم


    بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست



    معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد و ادامه داد


    سئوال : نامساوی را تعریف کنید


    جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران


    اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد


    سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟


    جواب : همان خاصیت پول داری است آقا


    که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی


    و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی


    سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟


    جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد


    برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ،


    که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود




    معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت


    مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ،


    برگشت با صدای لرزانش فریاد زد


    آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟


    بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید


    و پشت در گم شد...


    [​IMG]


     
    ya30 joon، zhigol، sahar h و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    حالا هی برو هر روز لباس و کفش نو بخر . با تو ام ها مجتبی !!!!
    :8:
     
    rezaco2196 از این پست تشکر کرده است.
  3. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    :cry:
     
    mojt@ba و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  4. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380
    تکراری بود.مرسی.
     
  5. sahar h

    sahar h

    861
    1,987
    335
    :((مرسی بسیااااااار زیبااااااااااااااااا
     
    mojt@ba و اتنا .. از این پست تشکر کرده اند.
  6. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    با این که تکراری بود ولی بازممم مرسی!!:biggrin:
     
    mojt@ba از این پست تشکر کرده است.
  7. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
    مرسی خیلی قشنگ.بود
     
    mojt@ba از این پست تشکر کرده است.
  8. اخی...طفلی...
    واقعا زیبا بود
    ممنون
     
    اتنا .. و mojt@ba از این پست تشکر کرده اند.