نامه شگفت انگیز

شروع موضوع توسط Nayereh ‏Dec 8, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …
    جولیای عزیزم سلام …
    بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
    می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
    می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
    را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
    حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
    خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
    که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
    محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
    قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
    نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
    “روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
    و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
    تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
    مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
    مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
    از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
    خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
    پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
    موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
    آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
    مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.
    نامه را خواندید؟
    اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :
    پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
    که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. ! “یک خط در میان”
    حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید
     
    marzieh، setareh، Merjhoi و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. SHAPARAK

    SHAPARAK هميشه بيادتونم...

    ‏Sep 12, 2012
    581
    12,359
    16,999
    زن
    عالی ! جالب !thumbsup
    ممنون .
     
    setareh و Nayereh از این پست تشکر کرده اند.
  3. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    خواهش میکنم عزیزم:110:
     
    setareh و SHAPARAK از این پست تشکر کرده اند.
  4. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    ‏Sep 18, 2012
    2,010
    5,897
    797
    مرد
    عالی بود تشکر
     
    setareh، dadas99 و Nayereh از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    قابلی نداره:16:
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  6. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    خــدایا شکر

    روزى، مردى خواب عجیبى دید! دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهاى آنها نگاه مى‌کند. هنگام ورود، دسته بزرگى از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایى را که توسط پیک‌ها از زمین مى‌رسند، باز مى‌کنند و داخل جعبه مى‌گذارند.
    مرد از فرشته‌ها پرسید: شما چه‌کار مى‌کنید؟ فرشته در حالى که داشت نامه‌اى را باز مى‌کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و درخواست‌هاى مردم را، تحویل مى‌گیریم.
    مرد کمى جلوتر رفت، باز تعدادى از فرشتگان را دید که کاغذهایى را داخل پاکت مى‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایى به زمین مى‌فرستند.
    مرد پرسید: شماها چه‌کار مى‌کنید؟ یکى از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است؛ ما الطاف و رحمت‌هاى خداوند را براى بندگان به زمین مى‌فرستیم.
    مرد کمى جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است!
    مرد باتعجب پرسید: شما چرا بیکارید؟! فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمى که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولى فقط عده بسیار کمى جواب مى‌دهند.
    مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه مى‌توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند :
    «خدایاشکر»
     
    marzieh، setareh و Nayereh از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    مرسی عسیسم خیلی آموزنده بود
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  8. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    فدااااااااااااااااااااا............:22:
     
    setareh و Nayereh از این پست تشکر کرده اند.
  9. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    ‏Nov 5, 2012
    10,645
    63,918
    89,487
    زن
    زیبابود.ممنون
     
    SHAPARAK و Nayereh از این پست تشکر کرده اند.
  10. marzieh

    ‏Jul 4, 2012
    6,019
    4,045
    624
    زن