1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

می بارم!!

شروع موضوع توسط zhigol ‏Nov 12, 2012 در انجمن درد دل

  1. ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش


    اینا درس ندارن؟
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  2. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
    رفته بودم شلمچه:16:
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  3. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    رفتند اردو...
    منم زورکی بردندم اما تا رفتم دیدم عجب جایه بکریه!!!یه حس خوبی داشت...
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  4. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    نبابا فعلا که ندارم من چوون از بهمن قراره برم دانشگاه فعلا بیکارم
     
  5. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
    :16:آره
    مرسی
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  6. باشه باشه..........................................................
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  7. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
    ولی رزمایشش خیلی عالی بود:biggrin:
    من فقط همینو دوست داشتم
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  8. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    حیف که اونجا بچه بازی در اوردم...راستش تا رسیدیم فهمیدم اونجا چه خبر بوده!!!هنوز فیلمارا که میبینم دلم ریش می شه حتی دیگه نتونستم برم....حیف
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  9. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
    چرا بچه بازی مگه چیکار کردی؟؟؟
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  10. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    رزم شبانه .ما که داشتیم بیخیال راه میرفتیم تاریک تو بیابون همه چراغ گوشیشونو روشن کرده بودن .یه دفعه یه خمپاره نامردا زدن بغلمون پرت شدیم هوا از صداش باز تا یکم اروم میشدیم یکی دیگه مرده بغل گوشموون تیر هوایی میزد میگفتیم بابا بیخیال نزن خبری نیست که براچی بیخودی تیر میزنی و شلوغش میکنی به حساب قبل اینکه بریم گفتن سرو صدا نکنید تو رزم ما هم که داد سوت ...
    ولی اون شب خیلیی باحال بود