1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

من یک ایرانیم

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Feb 15, 2014 در انجمن مطالب جالب

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    وقتي كه ايران هست خليج يعني فارس
    تاريخ مي لرزد از خشم قوم پارس
    جز اين اگر باشد خليج آبي نيست
    بي سايه ايران بيش ازسرابي نيست
    تا ميهن كاوه تابوت ضحاك است
    اين سرزمين از هر اهريمني پاك است
    صدها هزار آرش جان در كمان دارند
    تيري اگر كاريست اين عاشقان دارند
    وقتي هويت را در نام مي جويد
    هر بي نشان ناچار صد ياوه مي گويد
    چيزي كه در صلح است از جنگ مي خواهد
    قدرت اصالت نيست فرهنگ مي خواهد
    ما وارث كورش فرزند جمشيديم
    پيروز بي پرده بت نپرستيديم
    ما ريشه اي ديرين در عشق خون داريم
    ما در شب تاريخ تا صبح بيداريم
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    شبی دل بود و دلدار خردمند
    دل از دیدار دلبر شاد و خرسندکه با بانگ بنان و نام ایران
    دو چشمم شد ز شور عشق گریان چو دلبر شور اشک شوق را دید
    به شیرینی ز من مستانه پرسید
    بگو جانا که مفهوم وطن چیست
    که بی مهرش دلی گر هست دل نیست
    به زیر پرچم ایران نشستیم
    ودر را جز به روی عشق بستیم

    به یمن عشق در ناب سفتیم
    ودر وصف وطن اینگونه گفتیم
    وطن یعنی درختی ریشه در خاک
    اصیل و سالم و پر بهره و پاک
    وطن خاکی سراسر افتخار است
    که از جمشید و از کی یادگار است
    وطن یعنی سرود پاک بودن
    نگهبان تمام خاک بودن
    وطن یعنی نژاد آریایی
    نجابت مهرورزی باصفایی
    وطن یعنی سرود رقص آتش
    به استقبال نوروز فره وش
    وطن خاک اشو زرتشت جاوید
    که دل را می برد تا اوج خورشید
    وطن یعنی اوستا خواندن دل
    به آیین اهورا ماندن دل
    وطن شوش و چغازنبیل و کارون
    ارس زاینده رود و موج جیهون
    وطن تیر و کمان آرش ماست
    سیاوش های غرق آتش ماست
    وطن فردوسی و شهنامه اوست
    که ایران زنده از هنگامه ی اوست
    وطن آوای رخش و بانگ شبدیز
    خروش رستم و گلبانگ پرویز
    وطن شیرین خسرو پرور ماست
    صدای تیشه افسونگر ماست
    وطن چنگ است بر چنگ نکیسا
    سرود باربدها خسرو آسا
    وطن نقش و نگار تخت جمشید
    شکوه روزگار تخت جمشید
    وطن را لاله های سرنگون است
    ز یاد آریو برزن غرق خون است
    وطن منشور آزادی کوروش
    شکوه جوشش خون سیاوش
    وطن خرم ز دین بابک پاک
    که رنگین شد ز خونش چهره خاک
    وطن یعقوب لیث آرد پدیدار
    ویا نادر شه پیروز افشار
    به یک روزش طلوع مازیار است
    دگر روزش ابومسلم بکار است
    وطن یعنی دو دست پینه بسته
    به پای دار قالی ها نشسته
    وطن یعنی هنر یعنی ظرافت
    نقوش فرش در اوج لطافت
    وطن در هی هی چوپان کرد است
    که دل را تا بهشت عشق برده است
    وطن یعنی تفنگ بختیاری
    غرور ملی و دشمن شکاری
    وطن یعنی بلوچ با صلابت
    دلی عاشق نگاهی با مهابت
    وطن یعنی خروش شروه خوانی
    زخاک پاک میهن دیده بانی
    وطن یعنی بلندای دماوند
    ز قهر ملتش ضحاک در بند
    وطن یعنی سهند سر فرازی
    چنان ستارخانش پاک بازی
    وطن یعنی سخن یعنی خراسان
    سرای جاودان عشق و عرفان
    وطن گلواژه های شعر خیام
    پیام پر فروغ پیر بسطام
    وطن یعنی کمال و الملک و عطار
    یکی نقاش و آن یک محو دیدار
    در این میهن دو سیمرغ است در سیر
    یکی شهنامه دیگر منطق الطیر
    یکی من را ز دشمن می رهاند
    یکی دل را به دلبر می رساند
    خراسان است و نسل سربداران
    زجان بگذشتگان در راه ایران
    وطن خون دل عین القضات است
    نیایش نامه پیر هرات است
    وطن یعنی شفا قانون اشارت
    خرد بنشسته در قلب عبارت
    نظامی خوش سرود آن پیر کامل
    زمین باشد تن و ایران ما دل
    وطن آوای جان شاعر ماست
    صدای تار بابا طاهر ماست
    اگر چه قلب طاهر را شکستند
    و دستش را به مکر و حیله بستند
    ولی ماییم و شعر سبز دلدار
    دو بیت طاهر و هیهات بسیار
    وطن یعنی تو گنجینه راز
    تفعل از لسان الغیب شیراز
    وطن آوای جان می پرستان
    سخن از بوستان و از گلستان
    وطن دارد سرود مثنوی را
    زلال عشق پاک معنوی را
    تو دانی مولوی از عشق لبریز
    نشد جز با نگاه شمس تبریز
    مرا نقش وطن در جان جان است
    همان نقشی که در نقش جهان است
    وطن یعنی سرود مهربانی
    وطن یعنی شکوه همزبانی
    وطن یعنی درفش کاویانی
    سپید و سرخ و سبزی جاودانی
    به پشت شیر خورشیدی درخشان
    نشان قدرت و فرهنگ ایران
    زعطر خاک وطن گر شوی مست
    کویر لوت ایران هم عزیز است
    وطن دارالفنون میرزا تقی خان
    شهید سرفراز فین کاشان
    وطن یعنی بهارستان مصدق
    حضوری بی ریا چون صبح صادق
    زخاک پاک ما پروین بخیزد
    بهار آن یار مهر آیین بخیزد
    که از جان ناله با مرغ سحر کرد
    دل شوریده را زیر و زبر کرد
    وطن یعنی صدای شعر نیما
    طنین جان فضای موج دریا
    ز دریای وطن خیزد همی در
    چو آژیر و چو دریادار بایندر
    وطن یعنی خزر صیاد جنگل
    خلیج فارس رقص نور مشعل
    وطن یعنی تجلی گاه ملت
    حضور زنده ی آگاه ملت
    وطن یعنی دیار عشق و امید
    دیار ماندگار نسل خورشید
    کنون ای هم وطن ای جان جانان
    بیا با ما بگو پاینده ایران
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  3. Mohseni

    Mohseni the end

    4,512
    22,101
    24,538
    تنکس
     
    fatemeh99 و MahD!ye از این پست تشکر کرده اند.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    « ایران »، صدای خسته‏ام را بشنو ای « ایران »
    شكوای نای خسته‏ام را بشنو ای « ایران »
    می‏خوانم آوازی میان ضرب توفان‏ها
    می‏خوانمت با رعد و برق و باد و باران‏ها
    آواز من هر چند ایرانم غم‏انگیز است
    با این همه از عشق، از عشق تو لبریز است
    من از «دماوند» و « سهند » ت قصه می‏گویم
    از كوه‏های سربلندت قصه می‏گویم
    از رودهایت، اشك‏های غرقه در خونت
    از خشم « كرخه »، از نزاری‏های كارونت
    در ذهن من ریگ روانت نیز سرسبز است
    حتا كویرت نیز بی‏پاییز سرسبز است
    دیگر چه جای باغ‏های چون بهشت تو
    ای در خزان هم سبز بودن سرنوشت تو
    اوج ستون‏های بلندت « تخت جمشید » ت
    از سربلندی سر رسانیده به خورشیدت
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    گرگ ها خوب بدانند که در این ایل غریب....

    گر پدر مرد... تفنگ پدری هست هنوز....

    گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند...

    توی گهواره ی چوبی.... پسری هست هنوز...

    آب اگر نیست نترسید که در قافله مان..

    دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    طن يعني چه آباد و چه ويران..................... وطن يعني همين جا ، يعني ايران
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ای دیار خوب من
    همیشه جاوید
    ای شکوه بی کران
    همیشه خورشید
    من زمین تشنه ام تو تویی باران
    من خزانی بی فروغ تویی تو بهاران
    ای طلوع بی غروب
    باران نو بهار
    به چشم من بتاب به وجودم ببار
    ای ترانه ی دروغ بر لب ما بمان
    تو صدای بودنی صدای عاشقان
    ای دیار خوب من
    تو تسلایی
    فروزان ستاره در امروز و فردایی
    از تو با تو گفتنم
    ای سرودم تو
    گفتن و شکفتنم
    بود و نبودم تو
    ای طلوع بی غروب باران نوبهار
    به چشم من بتاب به وجودم ببار
    تو امید جاویدان
    من از تو لبریز
    ای دیار خوب من
    تو عزیزی عزیز
    و دیگر هیچ.....
    این است ایران...
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من هم ایرانی ام ... همچو دماوند پیر استوار و در برابر بی گانگان پایدار من هم ایرانی ام ... از برای کشورم همچو پاکی دریای پارس و دریای مازندران من هم ایرانی ام ... همچو آرش و آریو برزن جان فشان برای این خاک من هم ایرانی ام ... همچو بابک و مازیار و ابو مسلم میهن پرست من هم ایرانی ام ... همچو اروند و جیهون خروشان من هم ایرانی ام ... همچو شهدای مان با خون خویش این درخت گشن بیخ و بسیار شاخ را آب یاری می کنم و این از زبان من نیست از دل هر ایرانی ست چرا که من هم ایرانی ام ...
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ به ايران عنايت خاصي دارند آن حضرت خطاب به ميرزاي قمي مي‌فرمايند: «اين جا (ايران) خانه شيعيان ما است. مي‌شكند، خم مي‌شود، خطر هست ولي ما نمي‌گذاريم سقوط كند، ما نگه‌اش مي‌داريم.» ايران اسلامي، داراي دو پيشينه تاريخي تلخ و شيرين است: پيشينه تلخ آن مربوط به دوران سخت و تاريك حكومت دو هزار و پانصد ساله پادشاهان ظالم و مستبد مي‎باشد و پيشينه شيرين آن مربوط به دوران ظهور اسلام است كه ايرانيان با پذيرش دين الهي، جايگاه و ارزش فطري، عقلاني و الهي خود را يافتند و به پاس اين افتخار از همان سال‌هاي آغازين ظهور اسلام، خدمات فرهنگي، سياسي، اجتماعي ارزنده‌اي به جامعه اسلامي ارائه كرده و در همه زمينه‌ها، حماسه آفريدند، به گونه‌اي كه بالاترين تشويق‌ها و مقام‌ها را از سوي قرآن و عترت به خود اختصاص دادند. كه در اين مجال به نمونه‌هايي از آن‌ها اشاره مي‌شود.

    ايرانيان در منظر قرآن:

    طبق استناد به احاديثي كه وارد شده در قرآن آياتي وجود دارد كه اشاره به قوم ايران و ايرانيان دارد كه به بعضي از آن‌ها اشاره مي‌شود. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به هنگام تلاوت قرآن به اين آيه رسيدند كه خداوند مي‌فرمايد: « ... وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ»[1] يعني « و اگر روي برگردانيد (خداوند) جاي شما را به مردمي غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود.» از آن حضرت پرسيدند: كساني كه اگر ما روي برگردانيم خداوند آن‌ها را به جاي ما قرار مي‌دهد چه كساني هستند؟ رسول خدا در حالي كه بردوش سلمان فارسي مي‌زد فرمود: «اين مرد و قوم او هستند.»[2]

    در حديثي ديگر ابوهريره مي‌گويد: خدمت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نشسته بوديم كه سوره جمعه نازل شد. آن را براي ما تلاوت كرد و وقتي به آيه « و آخرينَ منهم لمّا يلحقوا بِهم»[3] رسيد، مردي پرسيد يا رسول الله آن گروه چه كساني‌اند؟ آن حضرت ضمن اشاره به سلمان فرمودند: «قسم به جان كسي كه جانم در دست او است «لو كان الايمان معلقاً بالثريا لتناوله رجل من العجم و اسعدهم به الفارس؛ اگر ايمان به ستاره ثريا بسته باشد و در آسمان قرار گيرد افرادي از عجم آن را به دست مي‌آورند و سعادتمند‌ترين آن‌ها مردم فارس (ايران) هستند.»[4]

    آيه ديگري در قرآن است كه طبق حديث نبوي از ايرانيان به عنوان پاسداران و نگهبانان دين ياد شده است. آيه مي‌فرمايد: «اگر اين قوم نسبت به آن (هدايت الهي) كفر ورزند (مهم نيست) زيرا كساني را نگاهبان آن ساختيم كه نسبت به آن كافر نيستند.»[5] شخصي از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ پرسيد: اي رسول خدا منظور از آن گروه نگهبان دين در اين آيه چه كساني هستند؟ حضرت فرمودند: سوگند به خدا، اين گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند.»[6]

    قرآن از اسلام آوردن ايرانيان،كوشش‌ها، خدمات و تلاش‌هاي پر ثمر آنان براي پيشرفت اسلام، در زمينه‌هاي مختلف پيش‌گويي مي‌كند كه نشانگر جايگاه بلند ايرانيان است كه به اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ ايمان آورده و با عشق و معرفت از قرآن و عترت پاسداري مي‌كنند.


    ايران و ايرانيان از زبان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ :


    رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ غير از احاديثي كه در تفسير آيات در مورد ايرانيان آورديم، بارها در مورد ايران و ايرانيان سخن گفته و از آن‌ها به نيكي ياد كرده است كه به چند مورد اشاره مي‌شود. پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند «ايرانيان خويشاوندان ما اهل بيت‌اند ... »[7] و در جاي ديگر مي‌فرمايند: «اعظم الناس نصيباً في الاسلام اهل الفارس؛ در بين مردم، مردم فارس بيشترين سهم را از اسلام دارند.»[8] و در جايي ديگر از ايرانيان به عنوان خوشبخت‌ترين مردم ياد كرده و مي‌فرمايند: «اسعد العجم بالاسلام اهل الفارس؛ خوشبخت‌ترين ملت غير عرب به واسطه اسلام مردم ايرانند.»[9] و در مقالي ديگر ايرانيان را اهل بهشت مي‌نامد و آن‌ها را جزء شفاعت شدگان در قيامت به حساب مي‌آورد و مي‌گويند: «اول كساني كه در روز قيامت برايشان شفاعت مي‌كنم از ميان امتم، اهل بيتم هستند سپس نزديك‌ترين نزديكانم از قريش ... سپس از عجم‌ها»[10]

    علي ـ عليه السلام ـ هم كه حكومتش حكومت عدل و داد بود و ملاك برتري انسان‌ها را به يكديگر تقوا و ايمان آن‌ها مي‌دانست احترام خاصي به ايران و ايرانيان داشت و هيچ تبعيضي ميان اعراب و آن‌ها قائل نمي‌شد و هميشه از آن‌ها به نيكي ياد مي‌كرد روزي اشعث نزد امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمد و از ميان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزديكي حضرت رساند و گفت: «اي امير مؤمنان اين سرخ رويان (ايرانيان) كه اطراف شما را گرفته و نزد شما نشسته‌اند بر ما چيره شده‌‌اند.» حضرت از اين سخن اشعث ناراحت شد و سرش را به زير افكند، بعد فرمودند: « آيا امر مي‌كنيد كه آنان (ايرانيان) را طرد كنم؟ هرگز طرد نخواهم كرد چون در اين صورت از زمره جاهلان خواهم بود. اما سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و بندگانش را آفريد، حتماً شما را براي برگشت مجدد به آيين‌تان سركوب مي‌كنند، همان‌گونه كه شما آنان (ايرانيان) را در آغاز براي پذيرش اين آيين سركوب نموديد.»[11]

    علي ـ عليه السلام ـ هميشه در بزرگداشت ايرانيان مي‌كوشيد و به آن‌ تأكيد مي‌كردند، هنگامي كه عمر از راه ايران به طرف مدينه مي‌رفت، قصد كرد زنان ايراني را بفروشد و مردان آن‌ها را عبد عرب قرار دهد تا افراد ضعيف را حمل كنند و پيران را بر پشت خود طواف دهند. امام علي ـ عليه السلام ـ به او فرمود: پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند: «بزرگان قوم را احترام كنيد، هرچند مخالفت شما كردند و اين ايرانيان حكيم و با احترام‌اند آن‌ها به ما سلام مي‌كنند و رغبت به اسلام دارند ... » عمر گفت علي بن ابيطالب از من پيشي گرفت و عزم مرا درباره عجم‌ها نقض كرد.»[12]

    وقتي ايرانيان از تبعيض اعراب نسبت به خود شكايت كردند علي ـ عليه السلام ـ به پيش اعراب رفت و در اين زمينه با آن‌ها صحبت كرد و مفيد واقع نشد آن ‌حضرت ميان موالي آمد و گفت: «با كمال تأسف اينان حاضر نيستند با شما روش مساوات در پيش گيرند و مانند يك مسلمان متساوي الحقوق رفتار كنند. من به شما توصيه مي‌كنم كه بازرگاني پيشه كنيد، خداوند به شما بركت خواهد داد.»[13]

    ائمه ديگر هم در مناسبتي‌ و رويداد‌هاي مختلف از ايران و ايرانيان و آداب و رسوم آن‌ها تعريف و تمجيد كردند همواره سعي داشتند ذهنيت برتري اعراب بر ايرانيان را از بين ببرند مخصوصاً همان‌طور كه از روايات و شواهد بر مي‌آيد امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ به ايران عنايت خاصي دارند آن حضرت خطاب به ميرزاي قمي مي‌فرمايند: «اين جا (ايران) خانه شيعيان ما است. مي‌شكند، خم مي‌شود، خطر هست ولي ما نمي‌گذاريم سقوط كند، ما نگه‌اش مي‌داريم.»[14]

    روايات و احاديث در مورد شهرهاي ايران مخصوصاً قم و خراسان هم بسيار چشم‌گير مي‌باشد و در اين روايات از شهر قم بسيار تعريف و تمجيد شده است كه به طور اختصار به بعضي اشاره مي‌شود.

    در فضيلت شهر قم و اهل آن روايات بي‌شماري وجود دارد كه در آن‌ها از قم با عناوين و القاب مختلف و ستايش‌هاي گوناگوني ياد شده مثل سرزمين نجيبان، حجت بلاد، معدن علم و فضل، استراحت‌گاه مؤمنان، مأواي فاطميان، محل باز شدن در بهشت، سرزمين مقدس، حرم اهل بيت، شهر پر بركت، كوفه كوچك و ... كه به بعضي اشاره مي‌شود. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اهل خراسان اعلامنا و اهل قم انصارنا و اهل كوفه اوتادنا[15]؛ مردم خراسان بزرگان ما و مردم قم ياران ما و مردم كوفه حاميان استوار ما هستند.» در جاي ديگر امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايند: «بر مردم قم فرشته‌اي بالهايش را گشوده است كه هيچ جباري نمي‌تواند اراده بد كند مگر اين كه خداوند او را ذوب مي‌كند، مانند نمك در آب. سپس به عيسي بن عبدالله اشاره كرد و فرمود: سلام خدا بر اهل قم كه شهرهاي آنان را از آب باران سيراب مي‌كند و بركاتش را بر آن‌ها نازل مي‌كند و بدي‌هايشان را به خوبي بدل مي‌كند. آن‌ها اهل ركوع،‌ سجود، قيام و قعود هستند. آن‌ها فقها و علما و فهميده ها هستند. آن‌ها اهل درايت و روايت و حسن عبادت هستند.»[16] و يا در مورد شهر طالقان امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «خداي متعال را گنج‌هايي است در طالقان كه نه طلاست و نه نقره و درفشي كه از آغاز تا كنون باز نشده و به اهتزاز در نيامده است. اين خطه داراي مرداني است كه نسبت به ذات مقدس خداوند ترديدي در آن قلب‌ها ايجاد نمي‌شود ... آنان زاهدان شب و شيران روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطيع‌تر از كنيزكان نسبت به مولاي خويش‌اند ... شعار آنان خون‌خواهي سالار شهيدان امام حسين ـ عليه السلام ـ است ... به واسطه اين رادمردان خداوند امام بر حق مهدي ـ عليه السلام ـ را پيروز مي‌گرداند.»[17]


    پي نوشتها :

    [1] . سوره محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ ، آيه 38.
    [2] . ميزان الحكمه، ري‌شهري، ج 10، ص 70.
    [3] . جمعه، آيه 3.
    [4] . الدرالمنثور، ص 152.
    [5] . انعام، 89.
    [6] . نفس الرحمن، ص 48.
    [7] . كنزالاعمال،‌ج 2، ص 303.
    [8] . همان.
    [9] . همان.
    [10] . همان، ص 94.
    [11] . ابن ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج 20، ص 284.
    [12] . بحارالانوار، ج54 ،‌ ص330.
    [13] . بحارالانوار، ج 9،‌ ص124.
    [14] . عنايات ولي عصر به علماء و مراجع، ص 109.
    [15] . بحارالانوار، ج 57،‌ ص217.
    [16] . همان، ج 60، ص 216.
    [17] . همان، ج 53، ص 307.

    منبع:انديشه قم
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من ایرانیم ؟!!!....تو چی ؟

    من هیچ وقت تو خونمون کاشی آبی نداشتم، هیچ وقت حوض نقره ای ندیدم.

    هیچ وقت ماهی قرمز کوچولو م از آب بیرون نپرید و بهم چشمک نزد.

    هیچ وقت عطر گل های قالیم مثل شکوفه های بهار نشد. ترمه روی طاقچه همیشه ترمه بود و من هیچ وقت زیر سایه ی سروش جا نشدم. هیچ وقت اسم کوچمون اقاقی نبود و از دیوار خونمون پیچک بالا نرفت. هیچ وقت جانماز مادربزرگم بوی یاس نداد و زیر زمین خونمون انبار گنجینه های پدر بزرگ نبود.

    یادم نمیاد هیچ وقت پامو زیر کرسی گذاشته باشم و قصه شنیده باشم.

    من هیچ وقت به دیوار های تخت جمشید دست نکشیدم. هیچ وقت جلوی دماوند زانو نزدم.ولی حس میکنم با همه این ها، هنوز ایرانیم.

    تو دوران جنگ صدای جت های عراقی پنجره خونمو نلرزوند و من نمیدمنم تو پناهگاه بودن چه حسی داره!

    من هیچ وقت قلک های نارنجکی رو پر از سکه های دو تومنی نکردم و به معلم پرورشی ندادم.

    هیچ وقت سرباز وطن نبودم... من همیشه از جنگ ترسیدم.

    من هیچ وقت دانشجوی زندانی نبودم. هیچ وقت تو راهپیمایی شرکت نکردم. هیچ وقت از بسیجی کتک نخوردم. هیچ وقت از جلوی دانشگاه منو به اوین نبردند. من هیچ وقت شکنجه نشدم و هیچ وقت اعتراف نکردم.

    ولی با همه این ها هنوز یک ایرانیم.

    به اندازه تک تک کسایی که تو صف بنزین می ایستن یا با پیکان 57 مسافرکشی میکنن.. یا همه دختر های فراری که از گشنگی تن به هر آغوشی میدن. همه معتادایی که شب روی کارتون میخوابن. ویا اشراری که دیگه با پاهای آویزون شرارت نمیکنن.

    تک تک کسایی که تو شوش و ناصر خسرو بار جابجا میکنن. یا تو شهر کارتن خالی جمع میکنن. پسرکی که فال حافظ میفروشه ویا مردی که با پاهای بریده کاسه پنچ انگشتیشو به سمتت میگیره...

    من هنوز یک ایرانیم! به اندازه همه کسایی که از ایرانی بودنشون خسته اند.

    من ایرانیم. همین ایران. نه ایران کوروش.. نه ایران داریوش.. ایرانی خم شده زیر خروارها جور نادانی. ایرانی گم شده کوچه پس کوچه های تاریخ پر خیانتش ایران بی افتخار.. و مطمئنم اگه یک گلوله، فقط یک گلوله به سمتش شلیک بشه.. هر کسی که این کارو بکنه پشیمون میکنم. جلوی هر مرد و نامرد می ایستم دست تک تک این مردم رو میگیرم و از کشورم دفاع میکنم!
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.