1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

من نمیتونم

شروع موضوع توسط fateme66 ‏Feb 3, 2014 در انجمن درد دل

  1. fateme66

    fateme66

    146
    1,492
    318
    من نمیتونم ، این یه اعترافه

    من عادت کردم به خوب بودن ، عادت کردم به لبخند

    من عادت کردم که به درددلای همه گوش بدم

    من عادت کردم همیشه چیزای خوبه یه مشکلو ، واسه کسی که واسم حرف میزنه بگم

    من عادت کردم انرژی رو بچرخونم دور آدمای اطرافم

    من حتی اگه به چیزی مطمئن باشم طرف مقابلمو ناامید نمیکنم

    دوست های من همیشه وقتی تو یه مشکل گنده دست و پا میزنن منو واسه دردل انتخاب میکنن

    نه به خاطر اینکه کمکشون میکنم ، واسه خاطر این که حرفی میزنم که باید بشنون

    واسه اینکه هیچوقت نمیگم نمیشه ، نباید ، نمیتونی

    واسه اینکه همیشه میگم میشه ، شاید ، تو میتونی

    واسه اینکه یاد گرفتم بگم تو باید باور داشته باشی به خودت

    واسه اینکه همیشه گفتم بدترین اتفاق هم تا وقتی ما بهش باور نداشته باشیم نمیفته

    واسه اینکه هیچوقت نفی نمیکنم

    واسه اینکه لبخند زدم به مشکلاتشون

    دوستای من هر وقت به چیزی احتیاج دارن اولین کسی که یادشونه منم

    چون همیشه میگم میتونم

    چون همیشه میگم دارم

    چون همیشه میگم میتونم پیدا کنم واست

    چون همه ی راها رو واسه کمک امتحان میکنم

    چون از همه چیم مایه میزارم

    دوست های من ، به من به عنوان یه حامی نگاه میکنن

    کسی که لبخند میزنه و به خودش باور داره

    کسی که میتونه

    من وقتی یه مشکلی دارم ، کسی رو دوروبر خودم پیدا نمیکنم که باهاش حرف بزنم

    به من یاد ندادن دردل کنم

    به من یاد ندادن دردهامو داد بزنم

    دوست های من بلد نیستن از من حرف بکشن

    دوست های من از نگاه های من غممو نمیفهمن

    دوست های من ، دوست های خوب من ، بهترین دوست های دنیان

    این منم که یاد نگرفتم از دردهام حرف بزنم

    من سکوت میکنم

    چون میدونم اگه حرف بزنم هیچ کس بهم نمیگه میشه

    میدونم اگه حرف بزنم ، یا میشنوم تقصیر خودت بود

    یا میشنوم تو واقعا میخوای اینکارو بکنی ؟

    یا دیگه کاریش نمیشه کرد

    یا چقد بد شد ، یا هر چیزی که دوست ندارم بشنوم . . .

    متاسفم اینو میگم ، ولی من نمیتونم

    نه میتونم ، نه میخوام که واست بگم از کلافی که این روزها گره خورده به زندگیم . . .
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ و •KOSAR• از این پست تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خیلی قشنگ بوود فاطمه :inlove:جونم لایک:inlove::22: