1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

من باور نمی کنم خدا وجود دارد...

شروع موضوع توسط اهلام خانوم ‏Apr 6, 2012 در انجمن داستان و رمان


  1. مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.

    آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردند وقتی به موضوع خدا رسید

    آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.

    مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

    آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟
    بچه‌های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟

    نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.

    مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

    آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.

    مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

    آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم.همین الان موهای تو راکوتاه کردم.

    مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیفو ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

    آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.

    مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.

    برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.!
    1d04a05493a0ada22c2019bce050dc09.

    moshkel injast ke khoda kojast ta bekhaym behesh morajea konim?kojast?
     
    nanaz asali، shayan، fargol و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    تو قلبت،تو قلبم،تو قلبمون....
    کافیه خالصانه صداش بزنی.... صدا بزن.... شنیدی... شنیدی صدای لبیکش را...

    تشکر به خاطر داستان زیبایت.