1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

منطقه مرگور

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Feb 9, 2014 در انجمن آذربایجان غربی

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    میزنمت:23::23::35::35:
     
    sjd_hk از این پست تشکر کرده است.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG][​IMG][​IMG]

    دهستان مرگور از نظر وجود قلههای بلند، درههای عمیق وسرسبز، چشمههای آب گرم، دریاچههای مرتفع، باغات زیبا، رودهای کوچک و بزرگ، آب وهوای خنک تابستانی، مرقد شیوخ و بزرگان، آبشارهای طبیعی، روستاهای زیبای کوهپایهای و صدها منظرهی طبیعی دیگرنه تنها در شمال غرب کشور بلکه در تمام کشور کم نظیر است که در صورت توجه مسئولان به این امکانات بالقوه و سرمایه گذاری دراین بخش، این منطقه میتواند به یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری کشور در شمال غرب تبدیل شود.
    مهمترین جاذبههای مرگور عبارتند از:دره زیبا و سرسبزبنار،روستاهای واقع در کوهپایه همچون کچله ونوی، آبشار روستای سولهدوکهل ، (معنی سولهدوکل در کردی، آبشار دودآلود است)، این آبشارهنگام برخورد با سنگ ها ، ذرات آب در اطراف آبشار فضاي مهآلودي را به وجود ميآورد كه چشمان هر بينندهاي را خيره ميكند. دریاچههای طبیعی گهرزیرین و مامه شیخ، چشمههای آب روستای چریک آباد که همچون آب معدنی سیلوانا در شهرستان معروف است وآب آن برای بیماران کلیوی توصیه میشود. چشمههای بزرگ روستای "حلج"که علاوه بر زمینهای این روستا مزارع روستاهای هاشم آباد و دوکانا وسه گرکان را نیز سیراب میکند. جنگلهای روستاهای باوان و خوراسب که البته زیاد گسترده نیستند.
    طبیعت جذاب کنار جادهی ارتباطی روستای ژارآباد به دشتبیل شهرستان اشنویه، چشمههای آبگرم روستای هفت آباد در حاشیهی رود باراندوز که دارای خاصیت درمانی است و هر ساله صدها نفر از جاهای دور برای بهره بردن از این چشمهها به این روستا میآیند .در گویش محلی به این چشمهها، درمان آوا گفته میشود. هر ساله بخصوص در فصول بهار و تابستان بسیاری از افرادی که قصد گردش و یا کوهنوردی دارند به این دهستان میآیند. بسیاری از مدارس ودانشگاهها نیز دانش آموزان و دانشجویانشان را برای برگزاری اردوهای تفریحی به این منطقه میآورند، اما متأسفانه گاهی به دلیل ناشیگری این افراد، دچار آسیبهای شدید بدنی شده و یا حتی بدتر از آن جانشان را از دست میدهند.
    گردشگری امروزه در سطح جهان برای برخی از کشورها منبع اصلی درآمد به حساب می آید، چنانچه آینده به این منبع درآمد در دهستان مرگور توجه بیشتری شود نه تنها گردشگران داخلی بلکه توریست های خارجی نیز به این منطقه سرازیر خواهند شد. طبق اطلاعاتی که از افراد موثق به دست آوردهام، دو سال پیش شماری سرمایهگذار ژاپنی برای خرید زمینهای زراعی دشت راژان (واقع در چند کیلومتری شمال مرگور) به منظور ایجاد مراکز گردشگری، به ایران آمده بودند که اهالی این شهرک از فروش زمینهایشان به آنان خودداری ورزیده بودند. دشت راژان از سمت غرب چسبیده به ارتفاعات کهویزر(در کردی به معنی: کبک زرد)است و از سمت شمال نیز به دریاچهی سد تازه احداث راژان متصل است و از نظر تقسیمات جزء دهستان دشت است. دهستان ترگور نیز همچون مرگور به طور بالقوه دارای توانایی جذب گردشگر است. از جمله نقاط دیدنی ترگور پیست اسکی روستای خوشاکو است.
     
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    ظاهرا در دوران جنگ ایران و عراق، دولت ایران برای کاستن از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای ایالات متحده و سایر کشورهای غربی، بازارچههایی مرزی در مرز خود با ترکیه دایر کرد. ترکیه نیز به خاطر سود سرشاری که از این طریق به دست میآورد با دولت ایران همراهی میکرد.
    رابرت السن به نقل از سوها بلوک باشی، درباره روابط ایران و ترکیه در زمان وقوع انقلاب اسلامی می گوید:
    برخورد آنکارا با انقلاب اسلامی متاثر از سه سیاست عمده بود: همزیستی با ایران؛ حفظ بیطرفی کامل در جنگ ایران و عراق؛ و استفاده از جنگ برای توسعهی پیوندهای اقتصادی با ایران. وی (منظور سوها بلوکباشی) تاکید میکند که تصمیم ترکیه به مدارای با ایران کوشش سنجیدهای بود که برای جلوگیری از افتادن ایران به دایرهی نفوذ شوروی اتخاذ شده بود و دولت ایالات متحده امریکا نیز به این سیاست ایرادی نداشت. (السن، ص49)
    رفت و آمد آزادانهی روستائیان کرد دو کشور از این مرز، باعث بهبود وضع معیشتی ساکنان منطقه مرگور که دارای بنیه اقتصادی بسیار ضعیفی بودند، شد؛ با افتتاح مجدد گمرکات و گشوده شدن باب روابط دوستانهی ظاهری ایران و ترکیه در فاصلهی دههی پایانی هزارهی دوم میلادی بدین سو، این بازارچهها برچیده شد واین امر مستقیما بر وضع معیشتی مردم این مناطق اثر سوء گذاشت. از این پس صادرات و واردات ما بین دو کشور همسایه، از طریق دوگمرک مرزی سرو و بازرگان ادامه یافت. از این رو مردم برای گریز از فشارهای فزایندهی اقتصادی به کار قاچاق سوخت از طریق راههای کوهستانی و مالروی ما بین مرز ایران و ترکیه پرداختند واز سوی دیگر برای تأمین خوراک مورد نیازخود، به کار مبادلهی کالا با کردستان عراق پرداختند. زیرا که ارزش کالا در آنسوی مرز به مراتب از کالای داخلی ارزانتر بود. پیمودن این فاصله به میزان فوقالعاده ای ازمسیر کردستان ترکیه زمان برتر بود. برای همین بیشترین مبادلهی کالا با کردهای ترکیه انجام میگرفت. در حال حاضر نیز وضع به همین منوال است.
    گذر از این مرزها به هیچ وجه دور از خطرات جانی ومالی نبود. خطرات ناشی ازصعبالعبور بودن این کوهستانها و سقوط بهمن هر ساله جان دهها پیر و جوان را میگرفت. علاوه بر این، مینهای کاشته شده توسط ایران و عراق در دورهی جنگهای هشت ساله و مینهایی که ارتش ترکیه برای مبارزه با نیروهای حزب کارگران کردستان ترکیه(پ.ک.ک) که پایگاههایشان در این نقطهی سه گانه مرزی بود هر ساله جان دهها نفر را میگرفت و یا آنان را نقص عضو میکرد چرا که این مینها به شکل بسیار خطرناک و گستردهای ودر میدانهای وسیعی چیده شده بودند. متأسفانه هیچ اقدامی از سوی این سه کشور و سازمانهای بینالمللی برای برچیدن این مینهای ضد نفر تا کنون صورت نگرفته است. علاوه بر این، شلیک نیروهای مرزبان ترکیه به این افراد هر ساله باعث کشته شدن افراد فقیر و بیگناه زیادی در این مرزها میشد. مواردی که به آنها اشاره کردم هنوزهم هر ساله جان افراد زیادی را که در مرز مشغول قاچاق ویا دامداری هستند تهدید میکند. بسیار اتفاق افتاده که ارتش ترکیه قاچاقچیان سوخت را که تنها برای نان شبشان مشغول گذر از مرز بودهاند را بعد از دستگیری به وضعی فجیع کشته و یا نقص عضو کرده است. چند سال پیش نیز بارها هواپیماهای ترک از مرز ایران گذشته و با حمله هوایی به عشایر مرگور باعث کشته شدن شمار زیادی دام شدند. بعد از این اتفاق هیچ نوع عکسالعمل و یا اعتراضی از سوی دولت ایران به این تجاوز صورت نپذیرفت. علاوه بر کار قاچاق کالا که الآن تا حد زیادی از آن کاسته شده است مردم محلی به کار کشاورزی و دامداری و نیز به کار در بازار میپردازند. این بازارها بیشتردر شهرکهایی همچون زیوه و دیزج (مرگور) که جمعیت شان به مراتب بیش از سایر روستاها است، قرار دارند.
    علاوه بر این بازارهای دائم ، یک شنبه بازار شهرک دیزج نیز در نوع خود جالب توجه است. انواع اجناس مصرفی و غیر مصرفی و حتی انواع حیوانات محلی نظیر گاو، گوسفند ، اسب و... در این یکشنبه بازار به فروش میرسند. به دلیل گسترده بودن این یکشنبه بازار، خریداران و فروشندگان زیادی نیز از دهستانها و شهرهای دور و نزدیک به این مکان میآیند.
    تنها موردی که مانده و لازم دانستم که به آن اشاره نمایم رفتن قشرهای کم درآمد منطقه به طور وسیع به شهر ارومیه و دهات بسیار نزدیک به شهر است. اینان عمدتا به منظور کار در کارخانجات و باغات، شبانه به وسیله تاکسی و مینی بوس خود را به شهر میرسانند و بعد از اتمام کار روزانهشان دوباره شب هنگام به خانههایشان برمیگردند. برخی نیز برای آسوده شدن از پیمودن شبانه این راه یک ساعته با خانوادهشان به ارومیه مهاجرت میکنند. این امر ضربهی بزرگی به کشاورزی و دامداری منطقه زده است، چرا که این نیروی فعال به جای کار در زمینهایشان به فعالیت در باغات و مزارع اطراف ارومیه میپردازند. شاید دلیل بیتوجهی این افراد به کار در منطقهی خود شان کوچک بودن مزارع و مهمتر از آن زیاد بودن میانگین جمعیت نسبت به مقدار زمین مورد نیاز برای هر فرد باشد. این امر خود به خود، انگیزهی لازم برای کار در این مزارع کم وسعت را ازکشاورز میگیرد.
    اختصاص دادن مزارع به محصولاتی همچون گندم، نخود و جو نیز که احتیاج به مراقبت دائمی ندارند نیز به نوبهی خود باعث بیکاری فصلی اهالی میشود. متاسفانه با وجود امکانات طبیعی و وسعت زمینهای زراعی، اکثر اهالی از وضع معیشتی خوبی برخوردار نیستند همین فقر مالی در مسائل زیستی، غذا ، پوشاک ، خانه و بهداشت و مهمتر از همه سواد و آگاهی آنان تاثیر بسیار منفی گذاشته است.
    صنایع دستی منطقه شامل فرش ، گلیم ،جاجیم ،کلاه وجوراب پشمی است.
    در روستاهایی همچون حلج و کانی تابر و هفتآباد ، مراکز تولید ماهی قزل آلاي رنگين كمان دائر شده است كه قزلآلاي اين منطقه به دليل تميز و با كيفيت بودن آب رودخانههاي منطقه داراي گوشت بسيار خوشمزهاي هستند.. از منابع طبیعی منطقه می توان به خاک آهک روستای " کانی تابر" اشاره کرد که همراه با گچ برای مصارف ساختمانی به کار میرود.
     
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    تصاویری از یکشنبه بازار در منطقه ی مرگور(دیزج مرگور)

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    sjd_hk از این پست تشکر کرده است.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    هر ملتی علاوه بر تاریخ مکتوب خود، طی گذر زمان، واقعیاتی را درفکر، روح و جان خود میپروراند و نسل به نسل منتقل ودر کنار انتقال متحول میسازد . این واقعیات، نشان دهندهی گوشههایی از زندگی هزاران سالهی او همچون فرهنگ و اعتقادات مذهبی و ادبیات و سایر شاخصههای هویتی او میباشند. با مطالعهی این واقعیات نانوشته که به آن فرهنگ شفاهی گفته میشود، میتوان قدری زحمت، به شناخت تاریخ سیاسی و اجتماعی آن ملت رسید. ملت کرد نیز همچون بسیاری از ملل جهان با وجود اینکه از لحاظ تاریخ نوشتاری و فرهنگ مکتوب از قافله عقب افتاده است ولی با بهره گیری از فر هنگ ریشه دار خود میتواند از این لحاظ کاستیهای خود را در این حوزه جبران کند و در فرهنگ جهانی شدهی امروز جای پایی برای خود باز کند.
    از آنجا که منطقه مورد مطالعهی ما کرد هستند و با سایر هم زبانان خود از لحاظ فرهنگی دارای اشتراکات زیادیاند، در این تحقیق سعی کرديم که آداب و رسوم کردها را به صورت کلی مورد بررسی قرار دهیم. واسیلی نیکیتین در بارهی فولکلور کردها مینویسد: آنچه در تحقیق و مطالعه در ادبیات کردی آدم را حیرت زده میکند رشد بیش از حد فولکلور آن است (اصطلاح رشد بیش از حد از ویلچفسکی است ) که از ویژگیهای آن به شمار می رود.
    نوع زندگی این مردمان در گذشته به صورت قبیلهای بوده و سرکردهی طایفه که در زبان کردی به او" آغا" میگویند بر کلیه امور مربوط به زندگی ایلی و عشایری نظارت داشته است و حرفهای او بدون چون و چرا اجرا میشده است. البته اکنون این شکل زندگی وابستگی افراد به سیستم قبیلهای و حضور خوانین و آغاها از بین رفته و با گرایش مردم کرد به زندگی شهرنشینی و تحصیل و مرسوم شدن شیوهی جدید زندگی، بسیاری از آداب و رسوم مانده از جامعهی یک بعدی و راکد قبیلهای از بین رفته یا در حال از بین رفتن است. به دلیل شرایط اقلیمی و آب و هوای سرد منطقه، با وجود دگرگونیهای بسیار، هنوز اکثریت مردم کرد روستانشین از لحاظ تعلق اجتماعی از نسل و شجره و مردم طوایف مشخص کرد هستند، مانند طوایف هرکی،شکاک ، سادات ، مکری ، سوری ، لک و غیره .
     
    sjd_hk از این پست تشکر کرده است.
  6. sjd_hk

    sjd_hk اشک پنهان

    471
    1,914
    299
    منو نگا=:29: حالا دلت میاد منو بزنی؟
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اسماعیل یوردشاهیان در باره نظام خانوادگی کردها مینویسد:
    خانواده در میان مردم کرد هنوز از ارزش نهادی بسیار نیرومندی برخوردار است، اما به دلیل دگرگونی ارکان زندگی اجتماعی و تمایل جوانان به تشکیل زندگی مستقل، در حال تحلیل و از بین رفتن است؛ یعنی خانوادههای گسترده درحال تبدیل به نیمه گسترده است و خانوادههای هستهای که مرکب از زن، مرد و فرزندان است. با وجود این، هنوز در بسیاری از روستاها، بخصوص روستاهای دور کوهستانی، شکل محدودی از خانوادههای گسترده و نیمه گسترده حفظ شده است، که در این نوع خانوادهها و جوامع، و کلاً در جوامع مردم کرد، پدر خانواده تصمیم گیرندهی اصلی است و آنان هستند که در خصوص تحصیل و ازدواج فرزندان، بخصوص دختران، تصمیم میگیرند.
    مردم کرد فرهنگی بسیار غنی و آداب و رسومی بسیار کهن دارند. کردها از لحاظ خوی و خصلت بسیار از طبیعت تاثیر گرفتهاند و فرهنگ خود را در ارتباط با طبیعتی که بازتاب فرهنگ کشاورزی و دامپروری است شکل دادهاند .
    مینورسکی دربارهی فولکلور کردها میگوید:
    ادبیات ملی یا فولکلور در میان کردها بسیار غنی است. داستانها و سرگذشتهای ملی اصیل و مخصوص به خود بسیار دارد. از جمله قهرمانیهای مقاومت در قلعهی " دم دم " (قلعهای است در قسمت سفلای ارومیه حوالی حوزهی رواندوز) در برابر شاه عباس صفوی. کردهای با ذوق و علاقه ، برای آن واقعه ترانههایی سروده اند که یکپارچه شور و حماسه و قهرمانی است، یا ابیات شورانگیز "مَم و زین" که داستان قهرمانیهای یکی از پهلوانان ملی کردها به همین نام است و سینه به سینه و نسل به نسل نقل شده ومی شود.


    مم (مهم) که عاشق زین است به خاطر اینکه جزو طبقهی پایین دست جامعه بوده، نمیتواند که با زین خواهر امیر بوتان(بوتان؛ شهری در کردستان ترکیه ) ازدواج کند. جالب اینکه کسی که در این بین اسباب جدایی این دو را فراهم کرده و باعث تحریک امیر بوتان در جلوگیری از رسیدن این دو، به هم مي شود ، شخصی به نام " بکر" یا " بکو" بوده که از اهالی دهستان مورد بحث ما یعنی مرگور (روستای گردیک) است. بکو منفورترین چهرهی این داستان واقعی است. بعد از اینکه امیر توسط بکو به ماجرای عشق این دو پی میبرد ، مم را به زندان میاندازد ولی به دلیل واهمه از قیام مردم، ناچار او را آزاد میکند، قبل از این وصلت، مم در فراق زین میمیرد و زین به خاطر این مصیبت، نمیتواند زندگی بدون مم را تحمل کند و جانش را در این راه تسلیم میگرداند. برای آشنایی بیشتر در مورد داستان مم و زین می توانید به کتاب " ئهفسانهی مهمی ئالان ئهمیری کوردان" اثر روژه لیسکوی فرانسوی مراجعه کنید که سید جلال نظامی آن را از فرانسوی به کرمانجی شمالی ترجمه کرده است. محمد ریانی نیز توانسته آن را به لهجهی سورانی ترجمه کند. روژه لیسکو یکی از افسران فرانسوی حاضر در سفارتخانهی فرانسه در دمشق بوده است که در دانشگاه دمشق در حوزهی مطالعات شرق شناسی مشغول تحصیل بوده و بعد از اینکه در سوریه با داستان مکتوب مم و زین آشنا گردیده ، آن را به فرانسوی ترجمه کرده است. او در زمینهی آثار فارسی نیز ترجمههایی داشته است همچون ترجمه آثار ذبیح اله صفا با همکاری هوگوماسه و لازارد وآثار صادق هدایت. لیسکو اولین نویسندهی فرانسوی بوده که آثار صادق هدایت را به فرانسوی ترجمه کرده است. علاوه بر دو ترجمهی ذکر شده، میتوانید به کتاب "مم و زین" نوشتهی احمد خانی نویسندهی عالی قدر اهل کردستان ترکیه مراجعه کنید. این اثر نسبت به اثر لیسکو واقع گرایانه تر یا به تعبیری، رئالیستیتر است.
     
  8. sjd_hk

    sjd_hk اشک پنهان

    471
    1,914
    299
    اصن ببین اون جوراب قرمز منم واقعا دلت میاد منو بزنی؟حداقل به احترام جورابم منو نزن:29::35:
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    چراکه نیاد:whistling::biggrin:
     
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    بسیاری از این گونه داستانهای عاشقانه و رویدادهای تاریخی که در کردستان به وقوع پیوستهاند ، علاوه بر اینکه میتوان از لابهلای آثار نویسندگان و شاعران برجستهی کرد همچو ملای جزیری،ابن اثیر،نالی ،هه ژار، هیمن ،میر شرفخان بدلیسی ،گوران وصدها نامدار دیگر یافت. میتوان در داستانها و افسانهها و اسطورههایی که سینه به سینه، درطول صدها سال نقل شدهاند، نیز مشاهده نمود. از جمله کسانی که این گونه داستانها وافسانهها را در دهستان مرگور، سینه به سینه و به صورت منظوم حداقل در یکی دو سدهی گذشته نقل کردهاند ، میتوان افرادی همچون : علی هافسد (هفتصد) ، مصطفی خیلانی، اسد ، علی گوران ،عبداله هافسد ،عبداله قزلباش ،احمد علیخان ،حاجی عبداله ،خلیل هرکی ، احمد احمدی ، محمدامین حاتمی ،حاجی محمد ملک و ده ها نفر دیگر را نام برد که در واقع شاگردان و ادامه دهندگان راه افراد گمنام دیگری بودهاند که کمک شایانی به فرهنگ شفاهی کردستان کردهاند. این افراد برای انجام این کار به غیر از کردستان ایران، به سایر کشورهای دارای جمعیتهای ملیونی کرد همچون ترکیه, عراق ، سوریه و ارمنستان رفت و آمد داشتهاند.
    هنر شعر و شاعری در کردستان گسترش فراوانی دارد و اگر ما نمیتوانیم آثار شعرای کرد را بالاتر از شعرای اسلامی بدانیم به خاطر کمبود تحقیق در زبان و ادبیات کردی است، نه ضعف مقام شعری شعرای کرد.