1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مقایسه دیدگاه مسیحیت و اسلام در مورد ازدواج در انجیل

شروع موضوع توسط Niloufar ‏Apr 14, 2015 در انجمن مذهبی

  1. نظر اسلام


    سلام
    عیسی ع و موسی ع پیامبران به حق الهی بودند که مورد قبول تمام مسلمانان می باشد و بر اساس عقائد هر مسلمانی از پیامبران اولوالعزم هستند لکن بر اساس تصریح قران کریم در کتاب های آسمانی تحریفاتی واقع شده است که متاسفانه تورات و انجیل از این تحریفات مصون نمانده اند و این یک بحث جدایی می طلبد طبق این نکته اینکه از انجیل نقل شده که انسان نباید ازدواج کند یقینا تحریفی است که در آموزه های مسیحیت ایجاد کردند و قبل از اینکه مباحث تاریخی و ..را مطرح کنیم از طریق فطرت ونهاد انسانی این تحریف به سادگی قابل اثبات است که چگونه مهمترین غریزه انسانی که باعث ماندگاری بشر روی زمین است ، باعث عبادت خدای تبارک و تعالی بر روی این عالم ماده است به وسیله ی آموزه های دینی نفی میشود؟!!
    لذا ما این اشکال سعید را میپذیریم و از برادران مسیحی باید این توضیح خواسته شود.
     
    H@MID از این پست تشکر کرده است.
  2. نظر مسیحیت

    ازدواج امری کتاب مقدسی است و موسس آن خدا است.

    پس از آن خدا فرمود: «اينک انسان را بسازيم . ايشان مثل ما و شبيه ما باشند و بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و همه حيوانات اهلي و وحشي ، بزرگ و كوچک و بر تمام زمين حكومت كنند.»

    پس خدا انسان را شبيه خود آفريد. ايشان را زن و مرد آفريد.

    آنها را بركت داد و فرمود: «بارور و كثير شويد. نسل شما در تمام زمين زندگي كند و آن را تحت تسلّط خود درآورد. من شما را بر ماهيان و پرندگان و تمام حيوانات وحشي مي گمارم .

    هر نوع گياهي كه غلاّت و دانه بياورد و هر نوع گياهي كه ميوه بياورد براي شما آماده كرده ام تا بخوريد.

    امّا هر نوع علف سبز را براي خوراک تمام حيوانات و پرندگان آماده كرده ام .» و چنين شد. (پیدایش باب 1)

    خداوند فرمود: «خوب نيست كه آدم تنها زندگي كند. بهتر است يک همدمِ مناسب براي او بسازم تا او را كمک كند.»

    پس خداوند، تمام حيوانات و پرندگان را از خاک زمين ساخت و نزد آدم آورد تا ببيند آدم چه نامي بر آنها خواهد گذاشت و هر نامي كه آدم بر آنها گذاشت، همان نام آنها شد.

    بنابراين آدم تمام پرندگان و حيوانات را نامگذاري كرد، ولي هيچ يک از آنها همدم مناسبي براي آدم نبود كه بتواند او را كمک كند.

    پس خداوند، آدم را به خواب عميقي فرو برد و وقتي او در خواب بود يكي از دنده هايش را برداشت و جاي آن را به هم پيوست .

    سپس از آن دنده زن را ساخت و او را نزد آدم آورد.

    آدم گفت : «اين مانند خود من است . استخواني از استخوانهايم و قسمتي از بدنم . نام او نساء است ، زيرا از انسان گرفته شد.»

    به همين دليل مرد پدر و مادر خود را ترک مي كند و با زن خود زندگي مي كند و هر دو يک تن مي شوند. (پیدایش باب 2)

    هر كه زوجه اي را يابد چيز نيكو يافته است، و رضامندي خداوند را تحصيل كرده است. (امثال سلیمان باب 18)

    در انجیل ازدواج منع نشده است تنها افرادی که دعوتی خاص از خدا دارند و بدون ازدواج می توانند بهتر خدا را خدمت کنند ، ازدواج نمی کنند.

    بعضي از فريسيان هم پيش او آمده از روي امتحان از او پرسيدند: «آيا جايز است كه مرد به هر علّتي كه بخواهد زن خود را طلاق دهد؟»

    عيسي در جواب از آنها پرسيد: «آيا تا به حال نخوانده ايد كه پروردگار از ابتدا انسان را زن و مرد آفريد؟

    به اين سبب است كه مرد، پدر و مادر خود را ترک مي کند و به زن خود مي پيوندد و آن دو يکي مي شوند.

    از اين رو آنها ديگر دو تن نيستند بلكه يکي هستند، پس آنچه را كه خدا به هم پيوسته است انسان نبايد جدا سازد.»

    آنها پرسيدند: «پس چرا موسي اجازه داد كه مرد با دادن يک طلاق نامه به زن خود از او جدا شود؟»

    عيسي در جواب گفت: «به خاطر سنگدلي شما بود كه موسي اجازه داد از زن خود جدا شويد، ولي از ابتداي خلقت چنين نبود.

    امّا من به شما مي گويم هرکس زن خود را به هر علّتي به جز علّت زنا طلاق دهد و با زن ديگري ازدواج نمايد مرتكب زنا مي شود.»

    شاگردان به او گفتند: «اگر شوهر در مقابل زنش بايد چنين وضعي داشته باشد، بهتر است كه ديگر كسي ازدواج نكند.»

    عيسي به آنها گفت: «همه نمي توانند اين تعليم را قبول كنند، مگر کساني که استعداد آن را داشته باشند.

    بعضي ها طوري به دنيا آمده اند كه اصلاً نمي توانند ازدواج كنند، عدّه اي هم به دست انسان مقطوع النّسل شده اند و عدّه اي نيز به خاطر پادشاهي آسمان از ازدواج خودداري مي کنند. بنابراين هرکس قدرت اجراي اين تعليم را دارد، آن را بپذيرد.» (انجیل متی باب 19)

    عيسي‌ در مورد ازدواج‌ چنين‌ تعليم‌ مي‌داد: “…آنچه‌ را خدا پيوست‌، انسان‌ جدا نسازد” (آيه‌ 6). به‌عبارت‌ ديگر يك‌ مرد نبايد زن‌ خود را طلاق‌ دهد و با زني‌ ديگر ازدواج‌ كند، مگر به‌علت‌ زناي‌ همسرش‌ (آيه‌ 9). نقشه‌ و خواست‌ خدا از اين‌ قرار است‌: يك‌ بار كه‌ زن‌ و مردي‌ با هم‌ ازدواج‌ كردند، بايد زن‌ و شوهر باقي‌ بمانند. انسانها مانند حيوانات‌ نيستند (اول‌ قرنتيان‌ 7: 10-11 و تفسير آن‌ مشاهده‌ شود). شاگردان‌ مي‌دانستند كه‌ غالباً ميان‌ زن‌ و شوهرها مشكلاتي‌ بروز مي‌كند. به‌نظر ايشان‌ اگر طلاق‌ مجاز نيست‌، در اين‌صورت‌ بهتر آن‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ انجام‌ نشود. ضرب‌المثل‌ يهودي‌ چنين‌ مي‌گويد: “ازدواج‌ نكردن‌ بهتر از ازدواج‌ عاري‌ از نيكبختي‌ است‌” (امثال‌ 21: 9، 19).

    ليكن‌ عيسي‌ پاسخ‌ داد كه‌ تعليم‌ “نكاح‌ نكردن‌ بهتر است‌” (آيه‌ 10) براي‌ اكثريت‌ مردم‌ نمي‌باشد. تنها كساني‌ كه‌ خدا به‌طور خاص‌ فراخوانده‌ است‌ تا نكاح‌ نكرده‌ باقي‌ بمانند، مي‌توانند اين‌ تعليم‌ را بپذيرند؛ يعني‌ فقط‌ كساني‌ كه‌ به‌ ايشان‌ عطا شده‌ است‌ كه‌ بايد نكاح‌ نكرده‌ باقي‌ بمانند (اول‌ قرنتيان‌ 7: 7-9 و تفسير آن‌ مشاهده‌ شود). اكثريت‌ مردم‌ خوانده‌ شده‌اند كه‌ ازدواج‌ كنند. به‌راستي‌ هم‌ يهوديان‌ ازدواج‌ را يك‌ وظيفه‌ مي‌دانستند (پيدايش‌ 2: 24). ازدواج‌ حكم‌ خدا بود كه‌ مي‌بايست‌ از آن‌ اطاعت‌ شود (ارميا 29: 6). اين‌ واقعيت‌ كه‌ يوغ‌ ازدواج‌ به‌راحتي‌ قابل‌ فسخ‌ نيست‌، دليل‌ كافي‌ براي‌ اجتناب‌ از ازدواج‌ نمي‌باشد.

    سپس‌ عيسي‌ به‌ سه‌ دسته‌ از مردم‌ اشاره‌ كرد كه‌ از وظيفه نكاح‌ آزاد هستند. ابتدا خَصي‌هايي‌ (مقطوع‌النسل‌) هستند كه‌ از بدو تولد اينچنين‌ بوده‌اند. تعداد كمي‌ از مردم‌ با نوعي‌ نقص‌ جسماني‌ متولد مي‌شوند كه‌ داشتن‌ رابطه جنسي‌ را برايشان‌ غير ممكن‌ مي‌سازد. دوم‌، خصي‌هايي‌ هستند كه‌ توسط‌ ديگران‌ خصي‌ شده‌اند. در ايام‌ عيسي‌ يكي‌ از شكنجه‌هاي‌ بي‌رحمانه‌، از بين‌ بردن‌ يا صدمه‌ زدن‌ به‌ آلات‌ تناسلي‌ بود. سوم‌، كساني‌ كه‌ از سوي‌ خدا خوانده‌ شده‌اند كه‌ به‌خاطر ملكوت‌ آسمان‌ مجرد باقي‌ بمانند. ايشان‌ خوانده‌ شده‌اند كه‌ تمامي‌ توجه‌ خود را معطوف‌ خدمت‌ به‌ مسيح‌ كنند. پولس‌ رسول‌ يكي‌ از اين‌ اشخاص‌ بود (اول‌ قرنتيان‌ 7: 32-35 مشاهده‌ شود). بنابراين‌ عيسي‌ چنين‌ خاتمه‌ مي‌دهد: “آنكه‌ توانايي‌ قبول‌ دارد بپذيرد” (يعني‌ تعليم‌ مربوط‌ به‌ نكاح‌ نكردن‌ را).

    دانیال ، ایلیا ، یحیی تعمید دهده و پولس از خادمین موفق مجرد در کتاب مقدس می باشند.

    مادر ترزا نمونه شخصی در قرن حاضر است که با ازدواج نکردنش توانست به ملیونها انسان خدمتی موثر در پاکی انجام دهد.



    رابطه جنسی هم در مسیحیت در چارچوب ازدواج به هیچ وجه مشکلی ندارد.

    نكاح به هر وجه محترم باشد و بسترش غيرنجس زيرا كه فاسقان و زانيان را خدا داوري خواهد فرمود. (عبرانیان باب 13)

    چون اطراف ما پر از وسوسه هاي جنسي است، بهتر است هر مرد براي خود زني و هر زن براي خود شوهري داشته باشد.

    زن و شوهر بايد وظايف زناشويي خود را نسبت به يكديگر انجام دهند.

    زن اختيار بدن خود را ندارد، زيرا او متعلّق به شوهر خويش است و همچنين مرد اختيار بدن خود را ندارد، زيرا به زن خود تعلّق دارد.

    يكديگر را از حقوق زناشويي محروم نسازيد مگر با رضايت طرفين براي مدّتي از يكديگر دوري كنيد تا وقت خود را صرف راز و نياز با خدا نماييد. امّا پس از آن روابط شما در امور زناشويي به صورت عادي برگردد، مبادا ضعف شما در اين مورد باعث شود تسليم وسوسه هاي شيطان شويد. (اول قرنتیان باب 7)



    خلاصه:

    موسس ازدواج و خانواده خود خداست و یکی از اسرار کلیساهای رسولی می باشد . ازدواج و رابطه جنسی در چارچوب ازدواج به هیچ وجه منع نشده است ولی افرادی که دعوتی و توانایی خاص از خدا برای خدمت به او بصورت مجرد دارند ، می توانند ازدواج نکنند و خود را تماما وقف خدا و خدمت به او می کنند.
     
    H@MID از این پست تشکر کرده است.