1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مـــــــوســـــــیـــــقی چیست ؟ آن را بهتر بشناسیم .

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 20, 2014 در انجمن دانستنی های موسیقیایی

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    ۳- راک: موسیقی راک برخاسته از موسیقی عامیانه جاری و روزمره آمریکا است که در سال 1955 شکل گرفت این موسیقی که ظاهرًا جدید بود و « راک اندرول » نامیده می‌شد در واقع ترکیبی بود از ریتم و بلوز ( موسیقی سیاهپوستان )می‌باشد.
    راک فرم های متعددی پیدا کرد و عناصر و اجزای آن می‌تواند شامل بداهه نوازی روی دو عبارت و تکرار آن همراه با خط آوازی خشن و زمخت، عاشقانه که غالباً پشت سر هم تکرار می‌شود و گاهی تحریک کننده تمایلاتجنسی و وسوسه انگیز می‌شود و زمانی حالات و فیگورهای شهوانی را ارائهمی‌کند و نمایش دهنده رفتارهای غیر عادی می‌گردد؛ بلندی اصوات یکی از ویژگی‌های موسیقی راک است و نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند، از این رو سازهایی که در اجرای موسیقی راک به کار گرفته می‌شوند عمدتاً الکترونیکی هستند (ارگ ، گیتار ، پیانو و …) و به گونه‌ای طراحی و دستکاری می‌شوند که با کمک وسایلی از قبیل آمپلی‌فایر و بلندگوها و سازهای اکوستیک (فلوت ، ساکسیفون و سازهای ضربی و غیره) و میکروفون به راحتی می‌توان صداهای آن ها را کم و زیاد و حتی تغییر رنگ و کیفیت داد.
    شیوه‌ی آوازخوانی هم به سبک موسیقی بلوز و جاز بود؛ خواننده سعی می‌کرد با حنجره و حلق صدایی خشن و خش‌دار ایجاد کند و در عین حال می‌کوشید در مواقعی که ریتم ثابت در موسیقی وجود دارد با اختلاف خیلی کمی جلوتر و یا عقب‌تر از ریتم موسیقی حرکت کند؛ برخلاف بلوز که سیاه پوستان در آن معمولاً از ریتم های با سرعت آهسته استفاده می‌کردند، در راک اندرول از ریتمهای تند موسیقی جاز استفاده می‌شد.
    الویس در بیشتر اجراها هنگام خواندن، نوازندگی گیتار برقی را نیز برعهده داشت و با تحرک زیاد روی صحنه، نوعی موسیقی ارائه می‌کرد که ناخودآگاه جوانان را به رقص و تحرک وا می‌داشت.
    در این جا لازم به ذکر است که موسیقی راک با موسیقی راک اندرول تفاوت دارد و حتی در بعضی موارد مخالف یکدیگرند؛ موسیقی راک مولود شرایط خاص سیاسی - اجتماعی دهه 60 است؛ ویژگی مهم موسیقی راک در این است که بیشتر سازهای آن برقی بودند و صداهای آن توسط آمپلی فایر های قدرتمند تقویت و از طریق بلندگوها پخش می‌شد؛ موسیقی راک از لحاظ فرم شکل آزادتری پیدا کرد و اشعار آن گاهی به مسایل اجتماعی و سیاسی نظر داشت و گاهی نیز تجربیات شخصی را با بیانی غیر متعارف عرضه می‌کرد؛ در اوایل دهه 1960 مرز میان راک اندرول و موسیقی راک غیر قابل تشخیص بود و نمی‌شد تعیین کرد که دقیقاً از چه زمانی راک اندرول جای خود را به راک داده است، از آن زمان بیشتر سبک های جدید «راک» نامیده می‌شدند.
    گروه‌های راک اندرول به تدریج با پذیرفتن شرایط روز و استفاده از امکانات و ویژگی های موسیقی راک به گروه‌های موسیقی راک تبدیل شدند و با استفاده‌ی تدریجی از گیتارهای برقی و اشعار سیاسی، اجتماعی و موسیقی با فرم آزاد حضور خود در موسیقی را تثبیت کردند.
    شیوه‌ی اجرای موسیقی راک که با حرکات تند و خشن روی صحنه همراه با رقص و نیز پوشیدن لباس غیر متعارف و آرایش غیر معمول موها در اواخر دهه 70 رایج شد و به صورت الگوی رسمی در اجراهای صحنه‌ای گروه‌های موسیقی راک در آمد.
    در اواخر دهه 70 گرایش جدیدی در موسیقی راک ظاهر شد که پانک راک و موج جدید شهرت یافتند؛ این گرایش های موحش و تکان دهنده‌ی اواخر دهه 70 را نمی‌توان نادیده گرفت، آن‌ها روی صحنه از استفراغ کردن، تف انداختن، جنگ و دعوا راه انداختن و لخت شدن ابایی نداشتند و این کارها را بخشی از حرکات نمایشی خود قلمداد می‌کردند؛ صدای موسیقی شان بسیار بلند و گوش آزار و موسیقی‌شان غالباً از نوع فوق العاده ساده بود، شعرها وقیحانه، زشت، کفرآمیز و نارسا بودند؛ لباس پوشیدن عجیب و منحصر به خود آنها، آرایش تند و زننده و تظاهر به هرج و مرج طلبی از ویژگیهای این گروهها بود.
     
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    ۴- متال: نمادگری، بی خيالی، طرد دنيای سياست و عشرت طلبی از مشخصه‌های اصلی اين سبک بود؛ اکثر طرفداران اين سبک جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال بودند که هوی متال را موسيقی نسل خود می‌دانستند؛ اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می‌کردند و با رقص ميانه خوبی نداشتند.
    اولين جنبشهای هوی متال در جوانانی ديده شد که از نسلی برخاستند که در قلب يک تحولی بزرگ (جنگ جهانی دوم و شرايط بعد از جنگ) متولد شدند؛ در اوايل دهه ۱۹۶۰ جهان غرب خود را در سراشيبی کامل ماشينی شدن يافت، شرايطی که باعث شد جوانان اين دوره زندگی خود را در معرض تکنولوژی بيابند، همچنين وجود جنگ جهانی دوم که به سبب سياست های افراطی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رخ داد و همچنين واقعه ويتنام که دليلی بر سياست های سرمايه داری آمريکایی بود، به همين دلايل شرايط نا اميد کننده و يأس آور در جوانان اين دوره رخ داد و اين عوامل سبب شد جوانان از جای خود بلند شوند و جنبش متال را با شعار «سرانجام - اصلاحی بايد» آغاز کنند.
    *هوی متال: این سبک در اواسط دهه ۷۰ و پس از نفوذ هارد راک موجود در بریتانیا به آمریکا شکل گرفت و در واقع همان هارد راک ولی با سلیقه آمریکایی بود که در آن‌جا به آن کوردهای سنگین‌تر و شعرهای اعتراض ‌آمیزتر اضافه کردند و سبک جدیدی به نام هوی متال را به وجود آوردند؛ این سبک ریشه گرفته از بلوز و راک است که در آن بلوز کمرنگ شده و دیگر فراز و نشیب ریتم‌ها در آن از بین رفته ولی همان اثر روانی و حتی قوی‌تر را در شنونده به وجود می‌آورد؛ در این سبک هم مانند بقیه سبکهای راک، گیتار نقش محوری دارد.
    شاخه‌های متال: هوی متال، اسپید متال، ترش متال، بلک متال، ملودیک دث متال، بروتال دث متال، دوم متال، متال اسکاندیناوی، گوتیک متال، پاور متال، پروگرسیو متال
     
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    ۵- رپ: رپ، فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را به خود جلب مي‌كند؛ شعارنويسي با خط مخصوص، رقص‌هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه‌خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ رپ هستند، كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا مي شوند و ضربي قوي آنرا همراهي مي كند، انقطاعها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش‌گونه‌اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بي سابقه بر شنونده بر مي‌انگيزد، موسيقي رپ از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله‌هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است، اين محلات، نقطه تمركز گروههایي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت‌بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند، آنها كار در مزارع را رها كرده و به پرولتر تبديل گشتند، اما اگر به ريشه‌ها و مأخذ اين موسيقي باز گرديم به غرب آفريقا و سرودهاي ستايش ساوانا مي رسيم، در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهایي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجرا مي‌كنند و اين بسيار به رپ شبيه است؛ اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه‌اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تأثير نهاده بود و دريچه‌اي از آگاهي و دورنماي انقلابي را برويشان گشوده بود، در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با امپرياليست و پايه‌هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت. خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته‌هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه‌هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه‌ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله‌هاي نيويورك بحساب ميآمد، گروه‌هاي رپ از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.
    موسيقي خياباني رپ كه نخست توسط گروههاي كوچك سياه پوست در محدوده محلات اجرا مي شد، از سال 1979 پا به عرصه بازار موسيقي گذاشت.
    رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است؛ این موسیقی از پیش‌ پا افتاده‌ترین، سهل‌ترین و خیابانی‌ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد؛ در نوشتن متن ترانه‌های رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد، موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و همچنین بحران‌های سیاسی می‌پردازد. مباحث اصلی این موسیقی را سکس، مواد مخدر و قانون شکنی تشکیل می‌دهد.
    سیاهپوستان بنیان گذار رپ در آن زمان بدلیل نداشتن استطاعت مالی کافی و عدم وجود امکانات لازم، قادر به ضبط آهنگ های خود در استودیو نبودند و به ناچار هنر خود را در خیابان عرضه می‌داشتند و به جای استفاده از ساز، دست میزدند! (صدای دست زدنی که امروزه در آهنگهای رپ و هیپ هاپ میتوان براحتی آن را شنید).
    رپ فارسی به شکلی از موسیقی رپ گرفته می‌شود که به زبان فارسی خوانده می‌شود. این سبک موسیقی اگر چه عمدتاً متأثر از سبک رپ غربی است، اما تمام ویژگی‌های آن را ندارد و برخی خصوصیات آن در رپ غربی وجود ندارد. رپ فارسی در اوخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در ایران شکل گرفته و خواننده‌های زیادی به طور رسمی و غیر رسمی در این سبک فعال هستند.
     
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    ۶- ترنس: در دهه80 بطور کلی ترنس وجود حقیقی نداشت ولی در همین زمانها بود که عناصر موجودیت این سبک در بعضی از ترک های آن زمان شروع به رشد کردن کردند؛ 808 State ,با کار Pacific در سال 1989 نمونه‌ای از این کار بود که به احتمال بسیار زیاد اولین ترک ترنس حقیقی و واقعی میباشد. البته بعضی ها آن را House هم صدا می‌کنند؛ در واقع نکته مهم در تمامی این آهنگها نبود، سبک واحد و استفاده از دستگاههای برقی برای آنها بود و خوب بیشتر به صورت بیسیک و پایه بودند، در واقع ترنس از اینجا شکل گرفت و به نوعی اولین کلاب‌های پخش موسیقی ترنس از همین سالها در آلمان و در برلین شکل گرفت، در این زمانها پخش موزیک در کلاب ها شغل DJ ها بود و دیجی‌ها کمتر آهنگ هم می‌ساختند و برلین و کشور آلمان مهد موزیک ترنس در سراسر دنیا شناخته شد؛ گروهها و افراد زیادی در سراسر دنیا به این کار پرداختند ولی اولین کسانی که زود چهره شدند از همین کشور آلمان بودند.
     
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    معرفي برخي از آلات موسيقي:
    ویولن :
    ساز زهی _ آرشه ای , کوچکترین ساز این دسته , که برای نواختن روی شانه چپ قرار می گیرد و به کمک آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته می شود .
    سیم های ویولن قبلا از روده گوسفند ساخته می شد . امروز در سیم های بم تر , بر روی روده سیم فلزی نازکی می پیچید و در سیم های زیر تر از مفتول فلزی تنها استفاده می شود .
    سیم های ویولن , از زیرترین تا بم ترین سیم به این ترتیب کوک می شوند :
    « می » (( سیم اول )) « لا » (( سیم دوم )) « ر » (( سیم سوم ))
    « سل » (( سیم چهارم )) . بنابر این اصوات سیم ها نسبت یکدیگر , به ترتیب
    فاصله پنجم را تشکیل میدهد .
    ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگری را حاصل کند به شرطی که گوش نوازنده در تشخیص شان استاد باشد .
    ویولن سازی تکنواز و همنواز است . عضو مهم , چه در ارکستر های کوچک و چه در ارکستر های بزرگ (( ارکستر سنفونیک )) به شمار می رود .
     
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    گيتار: گیتار به سازهای گروه کوردوفن Cordophones تعلق دارد ، از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند.
    به هر حال گیتاری که به شکل امروزی میبینیم ، نتیجه تکامل آن در طی قرنهاست.
    عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته استو عدهای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری Greek Assyrian Cithara که بوسیله رمیها به اسپانیا آورده سده گرفته شده است.
    اما به نظر می رسد که جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی باشد که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد میشده که این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت میشده است.
    از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردید.
    البته در امروزه گيتار داراي انواع مختلفي مي باشد كه به دو دسته ي كلي تقسيم مي شود:
    1- گيتار هاي برقي ( مانند گيتار بيس ، گيتار الكتريك و...)
    2- گيتار هاي معمولي ( مانند گيتار آگئوستيك ، گيتار كلاسيك و ...)
     
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    سه تار: شکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچکتر است، سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است، سه تار امروزی چهار سیم است. خرک سه تار
    کوچکتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار
    فاقد جعبه گوشی است و گوشی های چهارگانه آن دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته(سرساز) و دوتای دیگر در سطح جانبی چپ ( در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
    تعداد دستان های سه تار در زمان حاضر مانند تار 28 است.
    سه تار با ناخن انگشت اشاره ( و گاه توام با ناخن انگشت وسطای)دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر مضراب سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگر، صدای این ساز ضعیف بوده برای تکنوازی در جلوی جمعیت یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست.
    پيانو : این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.
    در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
     
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    سنتور: اولین اثری که از سازهای شبیه سنتور به دست آمده اثری است از حجاری های دوره های آشوریان و بابلیان در 669 قبل از میلاد که نشان می دهد این ساز را به وسیله بند به گردن می آویختند.
    به دلیل قرار داشتن ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب و تغییر دائمی مرزها در شرایط کشورگشایی ها فرهنگها نیز مرتب دستخوش تحول شده و این تحول آلات موسیقی را بی نصیب نگذاشته است به طوریکه به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولی مطمئنا ایرانیها قبل ازظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را کونار می نامیدند.
    به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.
    سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.
    این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در امریکا زیتر می نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند.
    (البته تنوع ساز ها آنقدر زياد است كه نمي توان در يك بررسي كوچك به همه ي آنها پرداخت)
     
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    موسيقي در ايران پيش از اسلام:
    اطلاعات ما از ايران قديم، غير ازروايات دانشمندان و مورخين شرقى و ادباى دوره اسلامى و اندکى از کتب ايران پيش ازاسلام که از اواخر عهد ساسانى باقى مانده، از طريق منابع خارجى و تحقيق و تتبعشرقشناسان است. از سوى ديگر، از آنجائىکه تمدن و فرهنگ و هنر هخامنشي، نخستين سلسلهٔهخامنشى ايران، ترکيبى است از تمدن و فرهنگ و هنر ملل قديم مشرق زمين و ديگر مللىکه با آنها در ارتباط بودهاند. ايرانيان نيز اين تمدنها را باتمدن خود در آميخته وتمدن و هنر و صنعت تازهاى که با ذوق و سليقه و روح، آنان متناسب بوده، بوجود آوردهو به آنان اصالت بخشيدهاند. تمدن و فرهنگ دوره ساسانى آخرين تجلى تمدن و صنعت و هنرکهن ايران و مکمل تمدن هخامنشى بود که پس از انقراض ساسانيان با تمدن دوره اسلامىدرآميخت.موسیقیدوران باستان:آريايى هاى ايران شاخهاى از نژاد هند و اروپايىاند که در حدود سه هزار سالپيش از ميلاد به آسياى ميانه آمدند و در ماوراءالنهر ساکن شدند. نخستين دولت بزرگىکه نژاد آريايى تشکيل داد، دولت ماد بود که در اواخر سده هفتم پيش از ميلاد تأسيسشد و صدوپنجاه سال دوام يافت و سرانجام در ۵۵۰ ق.م. به دست کوروش کبير منقرض شد. از موسيقى قديمآريايىها پيش از عصر هخامنشى بدليل نبودن مدارک و نبود کتابت اطلاعى در دست نيست؛اما آنچه مسلم است اينکه طوايف آريايى مانند ساير مردمان قديم براى بيان عواطف واحساسات خويش و نمايش رنجها و خوشىها نغمهسرايى مىکردند. کهنترين اثر ادبى نژادآرياها وَداها يا کتب مقدس هندىها که شامل چهار بخش است که يکى از اين چهار بخش ”ريگ وَدا“ نام دارد. ريگ در زبان سانسکريت به معناى سرود است و وَدا به معنى دانش. اين بخش شامل نغمهها و سرودهاى مذهبى و ميراث باستانى قوم هند و ايرانى است. اينقطعات وجود موسيقى را در يمان طوايف آريايى تأئيد مىکند. ريگ وَدا از يادگارهاى کهنآريايىها در دورانى است که هنوز جدايى ميان آريايىهاى ايرانى و آريايىهاى هندى رخنداده است. دراوستا -کتاب مذهبى زرتشتيان- که از کهنترين آثار ادبى و مذهبى ايرانيان است. قديمىترين بخش ”گات“ها است که شامل سرودها و مناجات زردتشتيان است، که به آهنگ وآواز براى نيايش خوانده مىشده و کهنترين ميراث مدون ما در شعر و موسيقى است. بخشى از اطلاعاتما در بارۀ موسيقى قديم در ايران طبق نوشته مورخين يونانى و مورخين ايرانى دورهٔاسلامى و شاهنامه فردوسى و اشعار ساير شعرا و آلات و ادوات موسيقى به دست آمده ازکشفيات باستانشناسى مى باشد. در قديمى ترين دوره تاريخى يعنى سه هزار سالق.م. سرزمين کلده شامل دو ناحيه سومر و اکَر بوده است. اسباب و الات موسيقى که درحفارى هاى کلده و شهر اور کشف شده تا حدودى ريشه و سابقه موسيقى آسيا بويژه آسياىغربى را روشن کرده است. از نقش و نگارههاى به دست آمده مى توان دريافت که موسيقىسومرى شامل نيايش نسبت به خدايان و فرشتگان محافظ آنان و شکوائيه و مرثيه بوده است. سومرى ها جشن وشادى نيز برپا مى کردهاند و نيز براى خدايان خود سرودهايى داشتهاند. تمدن سومرى ها وبعد جانشينان آنها –بابلى ها- در تمدنهاى ساير ملل دور و نزديک و نيز در موسيقى آنهارخنه کرده است. بابل وارث تمدن سومر و آکد بود و مردمان آن نژاد سامى داشتند. پادشاه معروفبابل جديد، بختالنصر بود. بابل در زمان حمورابى به اوج وسعت و ترقى خود رسيد وصنايع و هنر مورد توجه واقع شد و تجملپرستى و سرور و عيش، عموميت يافت. يکى ازمورخين مشهور يوناني، از جشنى نام مىبرد که يکى از اشراف بابل برپا ساخته بود و درآن ۱۵۰ زن خواننده و نوازنده شرکت داشتهاند؛ و نى و چنگ و قانون مىنواختهاند. دراين دوره موسيقى رونق يافت. کلدانيان موسيقى مذهبى و دربارى داشتند. آلات و اسبابموسيقى اين دوره، ”بادي“، ”زهي“، ”ضربي“ بوده است؛ مانند: ني، فلوت، شيپور، عود وطبل و مانند اينها. رقص نيز ميان آنها متداول بوده است. در اين ميان دولتآشور نيز به سبب همجوارى با بابل بر تمدن اين سرزمين تأثير داشته و از آن متأثرگشته است. طبق اسناد و مدارک به دست آمده اين اقوام نژاد آريايى داشتهاند. در حالحاضر آلات موسيقى آن عهد بازسازى شده و بسيارى از نغمههاى قديمى با کمک الواح کهن،آواهاى شعري، ريتمهاى اوراد و سرودهاى مذهبى و ساير عوامل به جاى مانده، بازسازىشده و حتى اجراء و ضبط شدهاند. در عهد باستان، موسيقى ابتدا وسيله ارتباطبود. و اولين آلات موسيقي، طبلهاى بزرگ بود، که براى اعلام خبر به کار مىرفته است. بعدها موسيقى بخشى از آئين و باورهاى مردمى شد و در مراسم مذهبي، مراسم کار و جشنهاو سوگهابه کار مى رفت. موسیقی دوران هخامنشی:تأثيرپذيرى هنر موسيقى ايران از هنر آشور، تادوران کوروش هخامنشى ادامه داشته است. در دوران هخامنشي، موسيقى در قالب موسيقىمذهبي، موسيقى رزمى و موسيقى بزمى اجراء مىشده است. موسيقى مذهبى يا گاتها با سرودو آهنگ مخصوص خود اجراء مىشده است. سنت گاتخوانى هنوز در ميان موبدان زرتشتى کرمانشنيده مىشود. موسيقى رزمى در هنگام جنگ بصورت سرود اجراء مىشده و نيز از شيپور براى اعلامحرکت استفاده مىشده است. اين سرودها، حس شجاعت و دليرى سربازان را تحريک مىکردهاست. موسيقى بزمىنيز از ديرباز در تمدن ايران وجود داشته و سازهاى ويژه و شيوهٔ اجراء خاص خود راداشته است. در شاهنامه فردوسى نيز اشارههاى فراوانى به سازهاى بزمى و نغمهها والحان موسيقى شده است. در دوره هخامنشى بطور کلى دو نوع اسباب و آلات موسيقى (بزمى و رزمي) وجودداشته که عبارتند از: شيپور، ني، بربط، تنبک، کوس، کرناي، سورناي، طبل، دهل، جام،جلجل، خرمهره، دمامه، خم، گاودم، ناقوس و سنج. موسیقی دوران سلوکیان: ورود اسکندرمقدونى به ايران، آغاز دوران ورود فرهنگ و تمدن يونان به ايران بود. او شاگرد ارسطوو از علاقمندان فلسفه به شمار مىرفت. در آن دوران فلسفه و موسيقى در جوار همديگرمطرح مىشدند و کمتر کسى بود که فلسفه بداند ولى با موسيقى آشنايى نداشته باشد. برخىاز نويسندگان غربى معتقد هستند که تأثيرپذيرى يونانيان از ايرانيان بيش ازتأثيرپذيرى ايرانيان از يونانيان بوده است. در شاهنامه فردوسى نيز در چند مورد کهمربوط به اسکندر است، به نام چند ساز اشاره شده است. مانند: ناي، کوس، تبيره،کرناي، دراي، رود. موسیقی دوران اشکانیان:اشکانيان يا پارتها از نژاد آريايى بودند کهاز بخشهاى شرقى ايران آن روز قيام کردند و بقاياى حکومت ضعيف سلوکيان را درهمشکستند. زبان آنها زبان پهلوى و خط آنها، خط ”آرامي“ بود که ريشه آن به دورههخامنشى باز مىگردد. مذهب رسمى اين قوم زرتشتى بود. بسيارى از يادگارهاى تصويرى موسيقى مربوط بهاين دوره است. موسيقى در اين دوره تبديل به اصيلترين موضوع نقاشى شده بود. تأثيرپذيرى از تمدن يونان و روم را نيز نبايد در اين دوره از نظر دور داشت. سازهاىاين دوره ادامه سازهاى دوره سلوکى و دوره هخامنشى است و بيشتر شامل سازهاى رزمىمى باشد. در ايندوران به کسانى که خواننده، نوازنده، شاعر و گاه بازيگر بودند. ”گوسان“ گفته مىشد. بقاياى آنها در فرهنگ امروز ايران به صورت ”عاشيق“هاى آذربايجان و يا مطربهاىلرستان و ”بخش“هاى خراسان موجود است. طبق نوشته مستشرق انگليسي، مرى بويس، در عصرپارتيان، موسيقى يکى از عوامل مؤثر در تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان بوده است. موسيقى اين دوران بر موسيقى ارمنستان تأثير فراوانى به جاى گذاشته است. موسیقی دورانساسانیان:دورهحکومت ساسانيان که چهارصد سال بطول انجاميد در بين دورههاى تاريخى ايران درخشانتريندوره موسيقى شناخته شده است؛ به طورى که در تاريخ ايران، تنها نام مشاهير دورهساسانى باقى مانده و از مشاهير دوران قبل نامى در بين نيست. بنيان سلسله ساسانى بهدست اردشير بابکان گذاشته شد و شوکت چهارصد ساله آن با ورود اسلام به ايران در سال۲۱ه.ق. و مرگ يزدگرد سوم، آخرين پادشاه ساساني، خاتمه پذيرفت.با ظهور شخصيتهايىچون مانى و مزدک، انواع ادبيات هنرى و هنرهاى ظريفه رشد کرد و هواخواه يافت. توجه شاهان اينسلسله به موسيقي، سبب رونق بيش از پيش و اهميت و اعتبار آن گرديد. اردشير بابکانطبقات مختلف موسيقىدانها را مىشناخت و براى هر يک قانونى وضع مىکرد. انوشيروان دررعايت قانون و حقوق هنرمندان سعى بسيار داشت و بهرام گور خود چکامهسرايى چيرهدستبود. اين حمايت و تشويق از طرف شاهان مردم را نيز علاقهمند ساخت و موسيقيدانان درآن عصر از احترام و رفاه برخوردار بودند.
     
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    اردشير بابکان در طى سلطنت کمتر از بيست سالهخود، ايران را به مدارج بالايى از نظم و اعتبار رساند. تعيين نظام طبقاتى مردم وموسيقيدانها از ابتکارهاى او است و در زمان او، خنياگران و رامشگران که از ديربازجزء طبقات متوسط و گاهى جزء طبقه پست جامعه بودند، به سطح درباريان ترقى داده شدند. او درباريان را به هفت طبقه تقسيم کرده بود و موسيقىدانها پنجمين طبقه از آنهابودند. بهرام گورپانزدهمين پادشاه ساسانى پس از يادگيرى علوم و فنون، موسيقى را نيز آموخت. وى بهموسيقى علاقه بسيار داشت و بعد از نشستن بر تخت پادشاهي، اولين کارى که کرد، رسيدگىبه وضع موسيقىدانها و تأمين رفاه آنها بود. او موسيقىدانها را از نظر مقام به طبقهاول نشاند. علاقهبهرام گور به ادبيات و موسيقي، سبب ترويج اين دو رشته گرديد و به سبب ارتباط ايرانو هندوستان در زمان او، ايران از علوم و ادبيات و موسيقى هند نيز بهرهمند شد. حمزهاصفهانى نوشته است: ”بهرام گور حکم فرمود که مردم ايران نيمى از روز کار کنند و نيمديگر را به خوشى بگذرانند.“ بهرام گور در جنگ و شادي، در رزم و بزم از موسيقى غافلنمىشد. در نقشهاى بجا مانده از دوره ساساني، نشانههاى وجود موسيقى و دختران خنياگردر شکارها فراوان است. اين رسم که در ايران و هند برقرار بود، تا سالها بعد وقرنهاى متمادى ادامه داشت. در مراسم شکار، موسيقى فقط براى سرگرمى نبود بلکهجنبههاى کاربردى داشت. حکم فردوسى در وصف روزگار بهرام اشارههاى فراوانى به حضوردرخشان موسيقى در جاى جاى زندگى عصر او دارد. از طرف ديگر تخريب بخشى از فرهنگموسيقى نيز به دست اين پادشاه صورت گرفته است. ظاهراً بهرام گور نه تنها مقام ومنزلت موسيقىدانهاى برتر و فروتر را پس و پيش مىکرد و موجب نارضايتى مىشد، بلکه بهميل و سليقه خود در مقامها و آهنگهاى کهن نيز دست مىبرد و بخشهايى را سبُک مىکرد ومىانداخت و به ميل خود مىخواند. در عصر بهرام وجود دو نوع موسيقى هنرى وغيرهنرى در ايران وجود نوعى سليقه و گزينش را تأئيد مىنمايد. در زمان حکومتانوشيروان، بنيانها و قوانين مدنى اجتماع از نو وضع شد و در مدت کوتاهى به تثبيترسيد. عصر او عصر رشد معرفت علمى و شعور هنرى بود و حکيم بزرگمهر نيز زاده همين عصراست. روح آئينى موسيقى ايران تا حد زيادى در اين عصر، پيرو تعليمات مزدکيان بود. دراين دوران موسيقى را به الحان و مقامهاى مشخصى تقسيم کرده بودند. و براى هر يک صفتو يژهاى قائل بودند. در آئين مزدک موسيقى اهميت بسيارى داشت. در اين آئين نيروىشادمانى که نماينده آن موسيقى است، به اندازه ديگر نيروها مهم بوده است. انوشيروان گرچهنسبت به مزدکيان خشن و بىرحم بود، اما موسيقى را دوست داشت و با احياء سلسله مراتبدوره اردشير، مقام والاى آن را برگرداند. وى همچنين فرمان داد داستانهاى ملى کهن درعهد شاهان باستان را گردآورى کنند تا خنياگران و رامشگران دربار از آنها استفادهکننند. درباره موسيقى دوره انوشيروان، معتبرترين سند ناريخي، اشارههاى حکيم فردوسىبه زمان سلطنت او است که بيشتر به نام سازها اشاره دارد. در زمانانوشيروان تأثير و نفوذ فرهنگ پارسيان به کشورهاى مجاور فزونى گرفت. موسيقى دورهساسانى در عصر خسروپرويز به اوج درخشش و نفوذ خود رسيد و همه مورخان، دورانخسروپرويز را عصر طلايى موسيقى ايران معرفى کردهاند. در عصر وى نابغههاى بزرگموسيقى به ظهور رسيدند که از برجستهترين آنها باربُد، رامتين، سرکيس (سرکش)، بامشادو آزاده و آرزو هستند. باربُد را مؤسس و سازنده سى لحن معروف به الحان باربُدى دانستهاند. حتى نقلکردهاند که باربُد براى هر روز سال آهنگى خاص ساخته بود و تعداد اين نغمهها به بيشاز ۳۶۰ عدد بالغ مىشد. آلات موسيقى دوره ساسانى وسيعتر از دورههاى قبل است و در اسناد و مدارکمکتوب و آثار ادبى فراوان از سازها نام برده شده است: چنگ، بربط، ناي، شيپور، سرنا،سنتور، ني، دهل، نقاره، تنبک، تنبور، تاس، کرناي، رباب، قاشقک، ارغنون، شيشک،شمشير، گاودم، برغو، بوق، سپيدمهره، صور، نفير، جَرَس، چلب، دبدبه، تبيره، دراي،زنگ، سنج، نقاره و ... . موسيقى دوره ساسانى را شايد بتوان سرمنشاء فرمها و شکلهاى موسيقى ايران درقرون بعدى دانست. آداب موسيقى نواختن و موسيقى شنيدن نيز در اين دوران وضع شد و باتغيير شکلى چند در سدههاى بعد از سقوط ساسانى بعنوان سنت ايرانى تداوم پيدا کرد