1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

معنای دوم عشق

شروع موضوع توسط *امين* ‏Jan 3, 2013 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند.
    شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند. وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش به جستجوی آب و خاک برخاستند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله‌های آتش

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    می‌کند. شیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید: ”چرا بیکار نشسته‌ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته‌ای!؟”


    جوان لبخندی زد و گفت: “من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش گیر افتاده است. او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    پاک و صادقم را قبول نکردند. در تمام این سال‌ها آرزو می‌کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده و از این زن بگیرد. و اکنون آن زمان فرا رسیده است.”

    شیوانا پوزخندی زد و گفت: ”عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است. عشق پاک همیشه پاک می‌ماند! حتی اگر معشوق چهره

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    را به لجن بمالد و هزاران بی مهری در حق او روا سازد.”

    عشق واقعی یعنی همین تلاشی که شاگردان مدرسه من برای خاموش کردن آتش منزل یک غریبه به خرج می‌دهند. آن‌ها ساکنین منزل را نمی‌شناسند اما با وجود این در اثبات و پایمردی عشق نسبت به تو فرسنگ‌ها جلوترند. برخیز و یا به آن‌ها کمک کن و یا دست از این ادعای عشق دروغین ات بردار و از این منطقه دور شو!”
    اشک بر چشمان جوان سرازیر شد. از جا برخاست. لباس های خود را خیس کرد و شجاعانه خود را به داخل کلبه سوزان انداخت. بدنبال او بقیه شاگردان شیوانا نیز جرات یافتند و خود را خیس کردند و به داخل آتش پریدند و ساکنین کلبه را نجات دادند. در جریان نجات بخشی از بازوی دست راست جوان سوخت و آسیب دید. اما هیچکس از بین نرفت.
    روز بعد جوان به درب مدرسه شیوانا آمد و از شیوانا خواست تا او را به شاگردی بپذیرد و به او بصیرت و معرفت درس دهد. شیوانا نگاهی به دست آسیب دیده جوان انداخت و تبسمی کرد و خطاب به بقیه شاگردان گفت: “نام این شاگرد جدید “معنای دوم عشق” است. حرمت او را حفظ کنید که از این به بعد برکت این مدرسه اوست.”

    8324c5dc87aa1ca2063db345b20ccbe2.
     

    موضوعات مشابه

    SHAPARAK، Nayereh، erisa و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,102
    1,273
    خیلی قشنگ بود مرسی:20
    عشق پاک همیشه پاک می‌ماند!thumbsup
     
    SHAPARAK، ا مین و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    کاش کسی یاد معلم ها می داد :
    اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند ؛
    وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل ها را و افتخار به همه‌ی پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند !
    حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد ، بماند …:cry:
     
    SHAPARAK، ا مین و fardin0688 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    می گویند عشق آنست که به او نرسی
    و من می دانم چرا …!
    زیرا در روزگار من،
    کسی نیست که زنانه عاشق شود
    و مردانه بایستد…
     
    SHAPARAK و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  5. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    :20:20:20:20:20:20
     
    SHAPARAK و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  6. erisa

    erisa

    133
    425
    241
    بسیار زیبا بودthumbsup
     
    SHAPARAK و ا مین از این پست تشکر کرده اند.