1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

معلمی که شاگرد شاگردش شد

شروع موضوع توسط hesam ‏Nov 11, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. hesam

    hesam

    18
    47
    115
    به نام خدا
    یک بار تو 1کتابی یک داستانی رو خوندم خیلی باهاش حال کردم گفتم برای شما هم بگم
    اولش این جوری شروع شد که روزی معلمی دانش آموزان ا برای برسی دفترهای مشق اخضار میکند علی (نقش اصلی داستان) به علی که میرسد میگوید دفترت را نشان بده علی میگوید به خدا آقا دفتر ما گمشده معلم یک پشت کله ای و تو گوشی به علی میزنده علی سرش را پایین میاندازد و هیچی نمیگوید نا گهان یکی از بچه های کلاس میگوید ببخشین آقا دفتر علی اینجاست زیر میز افتاده بود .معلم تا دفتر را نگاه میکند میبیند خوش خط و پاکیزه تمام تمارین را کامل نوشته است دفتر را جلوی علی پرتاب میکند. وبا ناراحتی از میز علی دور میشود .
    فردای آن روز علی همراه پدرش به مدرسه میاید معلم با خود فکر میکند که الان علی رفته است پیشه پدرش شکایت وقتی پدر علی به معلم میرسد وزمانی که احوال پرسی کامل تمام میشود .معلم میگوید بزارین بریشما کاملا توضیح میدهم اگر بزارین ........ پدر علی میگوید لازم به توضیح نیست فقط شما بگویید که علی راست میگوید دیروز در حیاط مدرسه به زمین افتاده وصورتش کبود شده .معلم که این حرف پدر علی را شنید خیلی تعجب کرد .وزبونش به نمیدانست چه بگویید گفت آری دیروز علی در حیاط به زمین خورد پدر علی وقتی فهمید علی دیروز بعلت سر به هوا بودن زمین خورده است علی را با تسمه شلوارش چنان کتک زد که علی التماس میکرد که نزند و تمام دست او با سگک تسمه خونی کبود شده وداشت خونی میشد معلم از پدر علی خواست تا تمامش کند و پدر علی دست از زدن باز داشت بعد از این ماجرا معلم فهمید که همیشه او نیست که به دانش آموزا درس میدهد بلکه گاهی اوقات دانش آموزان نیز به او درس میدهند .
    کاش ما هم تو زندگیمون بتونیم درس بگیریم از کوچکترا .
    حتما نظرتونو برای داستان بگین واز این داستان چی فهمیدین
     
    Admin، SHAPARAK، sajjad.y و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. hesam

    hesam

    18
    47
    115
    من که از این داستان خیلی چیزا فهمیدم
     
  3. قشنگ و آموزندهthumbsup
     
  4. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    ممتون!زیبا بود...
     
  5. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    واقعا تحسین برانگیز بود که نرفتی کپی پیست کنی و خلاصشا نوشتی!
    سپاس از همکاریت در انجمن وزین فرهنگ و هنر
     
  6. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    خیلیی قشنگ بود مرسییی
     
  7. SHAPARAK

    SHAPARAK هميشه بيادتونم...

    581
    12,326
    16,912
    زیبا و آموزنده ممنون !thumbsup
     
  8. mesi

    mesi

    684
    1,478
    352
    من از این داستان نتیجه میگرم ک مشق های خود را نوشته و معلم ها خوب هستند
    من خدا رو دوست دارم