1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

معذرت میخوام ادیسون اما...

شروع موضوع توسط ®ŁáÐɏ §¡£Vë ‏Jul 31, 2014 در انجمن درد دل

  1. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,179
    104,475
    بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود!

    بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست...

    بزرگ شديم...
    به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود!
    و پشت هر قدرت پدر يك بيماری نهفته...

    بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست...

    و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی!!!

    بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند!
    و يا هم اكنون رفته اند...

    خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
    غضبش عشق بود
    و تنبيه اش عشق...

    خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست!

    عجيب دنيايی ست
    و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر

    معذرت ميخواهم فيثاغورس!
    پدر سخت ترين معادلات ست!

    معذرت ميخواهم نيوتن!
    راز جاذبه، مادر است!

    معذرت ميخواهم أديسون!
    اولين چراغهای زندگی ما، پدرو مادر هستند...

    [​IMG][​IMG]
    [​IMG]
     

    موضوعات مشابه

    $$h@mid$$، nazanin17، setareh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.