1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مطرب عشق

شروع موضوع توسط Merjhoi ‏Jan 2, 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Merjhoi

    Merjhoi آغوش تو سرکوب هیاهوی جهان است...:) عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    4,417
    11,120
    7,129
    مطرب عشق
    مطرب عشق عجب سازو نوایی دازد
    نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد
    عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی
    که خوش آهنگ و فرح بخش نوایی دارد
    پیر دردی کش ما کرچه ندارد زر و زور
    خوش خطابخش و خظاپوش خدایی دارد
    محترم داردلم کین مگس قند پرست
    تا هوا خواه توشد فر همایی دارد
    از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
    پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
    اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
    درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
    ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
    هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
    نغز گفت آن بت ترسا بچه ی باده فروش
    شادی روی کسی خور که صفایی دارد
    خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند
    وز زبان تو تمنای دعایی دارد
    حافظ شیرازی
    merjhoi
     
    پرشیا، erisa و SHAPARAK از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    خیلی قشنگ بود ممنون
     
    SHAPARAK و Merjhoi از این پست تشکر کرده اند.
  3. SHAPARAK

    SHAPARAK هميشه بيادتونم...

    581
    12,326
    16,912
    سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم / رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر نهانم
    گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم / بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم
    هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر / که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم
    گر چنانست که روی من مسکین گدا را / به در غیر ببینی ز در خویش برانم
    من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم / نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
    گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن / که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
    نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت / دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
    من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم / که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم
    درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت / نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم
    سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم / که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
     
  4. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
    زیبا بووووووووووووووود!مرسی
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.