1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مطالب طنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Dec 28, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    یاد آن روزی که بودم اولی ناز و طناز و عزیز و فلفلی

    شاه خانه بودم و با داد و دود
    هر چه را میخواستم آماده بود


    وای از آن روزی که آمد دومی
    نق نقو و بد ادا و قم قمی


    من وزیر گشتم و افتادم زجا
    دومی به جای من گردید شاه

    تا به خود آیم و خودداری کنم
    سومی آمد و او شد خواهرم


    دختری زیبا و خوش رو مثل ماه
    من و داداشم کشیدیم سوز و اه


    جای سبزی و گل در زندگی
    سر رسید از گرد راه چهارمی


    دیگر آن خانه برایم تنگ شد
    سبزی گل در نگاهم سنگ شد

    داشتم میکردم عادت ناگهان
    پنجمی هم پا گشود بر این جهان


    گر چه بهر سوختن ۵ تن کافی نبود
    ششمی هیزم شد و ما مثل دود


    ناصر و منصور و شهناز و شهین احمد و فرهاد ...
    هفتم مهین خانمان گردید در هم بر همی


    سه قلو شد هشتمی و نهمی و دهمی
    ای امان و ای امان و ای امان ای امان از دست بابا و مامان


    مادرم شد بار دیگر حامله
    این که آید تیم فوتبال کامله


    ناصر و منصور و شهناز و شهین
    احمد و فرهاد و مهناز و مهین


    علیمردان خان گل و معصومه جان
    آخری هم میشود دروازه بان !!!!


    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    خارج از مدرسه (کافه)
    تقلب (چشمهایم برای تو)
    روز امتحان (روز واقعه)
    زنگ زیست (معنی عشق)
    کیف مدرسه (محموله)
    اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
    نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
    معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
    زنگ تفریح (حمله به توالت)
    مدیر مدرسه (پدر سالار)
    پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
    جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
    میز آخر (بهشت پنهان)
    پای تخته (قتلگاه)
    ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
    کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
    تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
    نمره ۲۰ (آرزوی محال)
    گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
    امتحان شهریور (شانس زندگی)
    فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
    معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
    بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
    شب امتحان (وصیت نامه)
    قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
    تقلب کردن (بی تو هرگز)
    زنگ کلاس (دیدار ارواح)
    مدرسه (چوبه دار)
    زنگ ورزش (امید دانش آموز)

    [​IMG]
    اعتراف میکنم بچه که بودم از حرف بزرگترا فهمیده بودم صدام آدم بدیه ، یه بار که از تلویزیون داشت تصویر صدامو پخش میکرد رفتم یه چکش آوردم که صفحه تلویزیون رو بشکنم و بتونم صدامو بکشم و قهرمان بشم…..
    یعنی یه همچین مخایی بودیم ما دهه شصتیا….
    اعتراف میکنم من از اون آدمام که اگه بابام پشتم نباشه از گرسنگی میمیرم…..نمیتونم یه لقمه نون در بیارم زندگیمو بگذرونم…..خداییش بابای که پسره من دارم؟؟!!ببخشید ببخشید اشتباه شد…..منم پسرم که بابای من داره؟؟!!!
    اعتراف میکنم برای اولین بار ک سوار ون شدم، موقع پیاده شدن دستگیره در رو فشار دادم تا باز کنم .
    نمیدونستم که در اتوماتیکه و باید راننده وا کنه.
    اعتراف میکنم که کوچیک که بودم کتری رو میزاشتم رو گاز تا ابر درست شه توی اشپزخونمون
    یه همچین نابغه ای ام من
    دارم اینجا طلف میشم
    اعتراف میکنم ۶ سالم که بود با دخترخاله هام نقشه کشیدیم که مزاحم تلفنی بشیم
    واسه همین مرغ همسایه رو قرض گرفتیم
    زنگ میزدیم خونه مردم، میگفتیم ببخشید مرغ ما با شما کار داره بعد گوشی رو میگرفتیم جلو نوک این مرغه
    اینقد دم و پر وبال این مرغه رو میکشیدیم و میزدیم تو سرش که صداش تا آسمون میرفت!
    الان روح اون مرغه هرشب میاد به خوابم!
    اعتراف میکنم…
    .
    .
    .
    ولش کن بابا ظرفیت رازداریو ندارین میرین همه جا جار میزنین ابروم میره
    اعتراف میکنم که سال دوم دبیرستان 4واحد مبانی کامپیوتر داشتم بار اول بود که موس و میدیدم اسمشو بلد نبودم بهش میگفتم( ماس ماسک )خدا دوستمو حفظ کنه اسمشو بهم یاد داد.
    اعتراف میکنم خونه بغلیمون عروسیه
    ما طبقه چهارمیم اونا ویلایی
    هی دارم فکر میکنم با این تفنگم خواننده هرو بزنم که مثل بز می خونه
    کمک کنین تصمیم مهمیه
    اعتراف میکنم بعضی وقتها تو پیاده رو که دارم راه میرم یه قیافه خیلی نگران به خودم میگیرم و هی پشت سرم و دور و اطراف رو نیگاه میکنم که مثلا مواظبم کسی تعقیبم نکنه!
    یه جوری که انگار از طرف یه سازمان مخوف تحت نظرم!
    یه لذت خاصی داره لامصب!
    اعتراف میکنم سال85 وقتی برای اولین بار سیمکارت خریدم، از بس کسی بهم زنگ نمیزد میرفتم پای تلفن عمومی و به خودم زنگ میزدم!
    اعتراف میکنم که یه روز توخیابون بودم, متوجه شدم گوشیم رو از خونه جا گذاشتم,سریع دست بردم تو جیبم که گوشیمو بردارم و زنگ بزنم خونه و بگم:اگه کسی امروز بهم زنگ زد خبرم کنید….!!!!!!!
    سوم ابتدائی توی مدرسه از بچه ها یه تردستی یاد گرفتم.از فرط ذوق اصلا نفهمیدم چطوری رسیدم خونه با عجله وبدون اینکه حتی کولیمو زمین بذارم تردستی رو برای خواهر کوچکترم که 5سالش بود اجرا کردم
    (تردستی:ادعا میکنم که میتونم کاغذو از طریق گوشم بفرستم توی دهنم.از قبل یه تکه کاغذو زیر زبونم قایم کردم یه تکه کاغذم توی دستمه.حالا اینی که توی دستمه رو میارم کنار گوشم و اونی که توی دهنمه رو نشون میدم)
    وقتی اجرام تموم شد سبک شدم رفتم تا ناهار بخورم.حالا خواهر فسقلیم تصمیم میگیره همین تردستی رو برا عروسکهاش اجرا کنه.وای ی ی ی ی ی.تصور کن
    خلاصه بیمارستان و دکتر و شستن گوش و گریه و …..
    خودم دارم اعتراف میکنم که مخل خانوادم
    اعتراف می کنم که: موقع رانندگی تو میدون داشتم می پیچیدم که یکی خیلی بد پیچید جلوم. منم عصبانی شدم داد زدم: بیا، یهو بیا تو خیابون! هنوزم نمی دونم چی می خواستم بارش کنم که این رو گفتم: بنده خدا هنگ کرده بود.
    اعتراف می کنم که: دوستم زنگ زد خونمون گفت علیرضا امروز میای سر کار؟ گفتم نه شهرستانم! بعدش فهمیدم چه گندی زدم چون به خونه زنگ زده بود نه موبایل!
    اعتراف می کنم که:بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیره یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!

    [​IMG]
    امروزه کمتر کسی وجود دارد که از تلفن همراه استفاده نکند و آن را در زندگی روزمره خود وارد نکند. اما نکته ای که باعث آزار و اذیت می شود آن است که بعضی ها با گذشت سال ها هنوز هم فرهنگ استفاده از این وسیله رو در جا و مکان مناسبش نمی دانند.
    این مطلب چند مورد از رفتار های نادرست استفاده از موبایل را البته به زبان طنز نشان می دهد.

    مورد دوم (مورد دوم رو اول میگم چون مهم تره)
    یکی از مواردی که همه از ما از اون متنفر هستیم تماس کاری زیاد و اس ام اس بازی بیش از حد کسی ، میان جمعی ۲-۳ نفره و یا بیشتر هست ، به طوری که جو جمع رو تحت تاثیر قرار میده .

    تصور کنید با دو نفر از دوستانتان در حال گپ و گفتگوهستید ، برای شما چپ و راست اس ام اس میاد !
    حتی امکان داره دوست دوران مهد کودکتون هم این وسط یاد شما بیوفته و بهتون زنگ بزنه ! مسلما دوستان شما بهتون نمیگن اووووه استاد ! چقدر تو باحالی ، چقدر سرت شلوغه ، ما اصلا به تو نمیخوریم !

    تحقیقات ما نشون داده که ۷۳٫۸ درصد از دوستان اینجور مواقع شما رو مورد لطف و عنایت خودشون قرار میدن و حداقل چیزی که بهتون میگن اینه که جمش کن بابا ایکبیری !
    اون ۲۶٫۲ درصد دیگه هم اگه بهتون چیزی نگن حتما یه چیزیای خیلی بدی تو دلشون بهتون میگن ، حق دارن دیگه خب .

    مورد اول

    عنایت داشته باشید ، یکی دیگه از مواردی که خیلی بده اینه که شما به چه حقی بدون اجازه طرف پشت خط ، صداش رو توی جمع میذارید رو بلندگو !؟ ها ؟ شرم نمیکنی ؟
    باز هم تحقیقات ما نشون میده که توی این جور مواقع ، طرفی که صداش داره از بلندگو پخش میشه یدفه بهتون یه جمله ای میگه که تصورات دوستانتون در مورد شما له میشه آقو ! ها ها ها .. حالت جا اومد !؟

    مورد سوم

    تصور کنید که شما با نامزدتون ! در حال اس ام اس بازی هستید یدفه مهر شما گل میکنه و اس ام اسی ۴ پارتی شامل گزیده ای از کتاب لیلی و مجنون و با هزار آب و تاب براش میفرستین بعد از ۸ دقیقه و ۳۳ ثانیه اس ام اس میاد ، شما هم حمله ور میشین سمت گوشی ، با کلی عشق دکمه رو فشار میدین و میبینین که “دهکده پارک آبی ! بوده”
    (ببخشید اس ام اسه دیگه ، یهو میاد)

    یکم دیگه صبر میکنین تا جواب میده ، بازش میکنین میبینین که نوشته “مرسی”
    ینی با این کار یه کپسول آتش نشانی روی شعله های عشق شما خالی میکنه ، به خدا حرص داره نکنید این کارو !
    (البته این مورد سوم برای شما نبود ، باید به نامزدتون بگید بیاد بخونه !)

    مورد چهارم

    همیشه شرایط طرف مقابلتون رو برای جواب دادن به اس ام اس یا تماس خودتون درک کنید .حالا این که گفتی یعنی چه !؟

    براتون مثال میزنم :
    وقتی میدونید طرفتون پشت فرمونه که خیلی خطرناکه
    پشت فرمون که میگم شامل فرمون موتور هوندا ۱۲۵ هم میشه ها !
    وقتی میدونید طرفتون توی جلسه خیلی مهمیه (مثلا: جلسه بحرانی جهت پیدایش مادر هاچ زنبور عسل!)
    وقتی طرفتون در شرایط فیزیکی برای پاسخ دادن نیست !

    مثلا : مورد بوده که طرف توی عسلویه تا کمر تو چاه نفت بوده ، از هر انگشتش یه چیکه نفت میچکیده نامزدش گیر داده که چرا تو دیشب موقع خدافظی بوس نفرستادی برام !؟
    (محققان ما توی این لحظه به مدت ۱۷ روز کاری هنگ کردن)

    وقتی طرفتون در شرایط فکری جهت پاسخ گویی به اس ام اس شما نیست

    مثلا : اصلا خودم ، همین لحظه که دارم این مطلبو برا شما مینویسم نیاز به تمرکز دارم ، مگه نه ؟
    خب حالا طرفم هی اس میده که :
    یکی از خصوصیات اخلاقی من که تو خیلی دوست داری چی هست ؟
    یکی از خصوصیات اخلاقی من که تورو خیلی آزار میده چی هست ؟

    با ذکر مثال توضیح بده
    (یکم صب کنین جواب بدم لطفا ، دعوامون میشه اگه جواب ندم ، ببخشید
    خب ببخشید معطلتون کردم ، جونم براتون بگه که خلاصه از این موارد زیاد هست
    خودتون رعایت کنید دیگه ، عه ، حتما باید بهتون توهین بشه !؟!؟

    مورد پنجم

    این مورد هم خیلی مهمه پس توجه کن که امکان داره یه روزی خودت توی این مصیبت قرار بگیری دوست من !
    وقتی یه بنده خدایی توی مکان های عمومی مثل اتوبوس ، تاکسی و یا مترو به اجبار در کنار شما قرار گرفته چه گناهی کرده که براش اس ام اس اومده و یا مجبوره که جواب بده که تو چهار چشمی زل زدی تو صفجه گوشیش ؟

    شاید سر بریده تو اس ام اس باشه ! فوضولی آیا ؟
    دوست فوضول من ، سعی کن در این مواقع سرت رو برگردونی یه طرف دیگه و بذاری طرف با آرامش جواب بده
    اگر ارتروز گردن گرفتی با من
    مورد بوده که طرف تو مترو توی اس ام اس نوشته : یارو زیپش بازه ، یدفه ۷ نفر نیگا کردن به زیپ شلوارشون !
    اصلا ضرب المثل داریم که در حریم خصوصی بازه ، حیای تو چی میخواد این وسط !؟

    مورد ششم

    وسط مجلس ترحیم همه نشستن که ناگهان صدای زنگ موبایل فراگیر میشه :
    دلُم پی دلته جومه نارِنجی… کجا منزلته جومه نارِنجی


    روایت داریم که در این لحظه ۹۹ بار ضربه با دمپاییای نیکتا به دهن شخص مورد نظر حلال است
    دوست من ، موبایل یه آپشنی داره به اسم سایلنت
    کتابخونه ، مجالس رسمی ، مکان های عمومی که سکوت مهمترین بخش اون هست ، جلف بازی و بیشعوری نمیپذیره !
    خب دوستان تا اونجا که میدونستم نوشتم ، با رعایت نکاتی که بهتون توصیه شد سعی کنید رستگار شوید .

    [​IMG]
     
    Mohseni، خشایار، Sonya و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مرسی
     
    stranger، خشایار و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :roflmao
     
    stranger و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  4. خشایار

    خشایار تک یل میدان فقط علی.

    128
    444
    308
    ممنون عصیصم خیلی جالب بود:22::32:
     
    stranger و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  5. sogi

    sogi

    1,285
    1,824
    410
    :laugh:
     
    stranger و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش
     
    خشایار از این پست تشکر کرده است.
  7. خشایار

    خشایار تک یل میدان فقط علی.

    128
    444
    308
    فدایی داری:215:
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  8. Mohseni

    Mohseni the end

    4,512
    22,101
    24,538
    :22:مرسی
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش
     
  10. سامره

    سامره تو فقط حق منی .................

    187
    544
    279
    عالی بود
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.