1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مطالب طنز و خنده دار

شروع موضوع توسط shakila_nanaz ‏Jan 29, 2015 در انجمن مطالب طنز

  1. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    معلم ریاضیمون عصبانی شد به یکی از بچه ها گفت:انگار از پشت کوه اومدی پشته کوهی...منم پاشدم گفتم: آقا این یه چیزه دو طرفست..اینور کوهی ها به اونور کوهی ها میگن پشت کوهی..اونور کوهی ها به اینور کوهی ها...هیچی دیگه نمیدونم چرا بهم گفت برو بیرون!!!
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  2. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    رفته بودیم بیرون با مامانم، یکی از دوستای مامانمو که تا به حال منو ندیده بود رو دیدیم.بعد سلام واینا خانومه برگشت به من اشاره کرد و به مامانم گفت خواهرته؟.....مامانمم گفت نه دخترمه...
    الان به نظرتون خانومه از مامانم تعریف کرد، یا غیر مستقیم به من توهین کرد؟؟؟ عاغا اسید کیلویی چند میفروشین؟
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  3. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    دیروز رفتم کارت عابر بانک رو از مامانم بگيرم حالا مکالمات بين من و مامانم :
    مامان کارت من کجاست ؟
    مامانم :تو کيف کارت ها
    من : کيف کارت ها کجاست ؟
    مامانم : کنار کارت ملى و گواهينامم
    من:خوب گواهينامت کجاست ؟
    مامانم :تو کىف پولم
    من: خوب کيف پولت کجاست ؟
    مامانم :توکيف قهوه يمه ديگه
    من:خوب کيف قهوه ايت کجاست ؟
    مامانم: تو اتاقمه دختره ى ديوونه
    من پس از بيست دقيقه گشتن
    من : مامان پىداش نميکنم خودت بيا بده
    حالا مامانم اومده مستقيم رفته تو اتاق خوهرم اوورده داده ميگه بيا بگير دختره خنگ
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  4. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    همسایمون مبل خریده ،بچش داشت تو کوچه بازی میکرد ، که یدفعه باباش از پنجره سرشو آورد بیرون ، داد زد و گفت :
    واسه چی بیرون داری بازی میکنی بیا خونه بشین رو مبل!!!!
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  5. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    چند وقت پیش دعوت داشتیم عروسی...موقع شام گودزیلای فامیل (5 سالشه)اومد پیشم نشست...خلاصه دیدم همش با غصه نگا میکنه
    بش گفتم اجی بلا چت شده حالا؟
    میدونید چی گفت ؟نه جون من میدونید چی گفت؟
    گفت:روج لب داری؟گفتم :اره خووو
    گفتش :الان باهاته گفتم:اره تو کیفمه
    گودزیلا:اخیییش خیالم راحت شد...گفتم الانه غذا بخورم روجم پاک میشه...
    والا ما هم سن اینا بودیم ...اصن وللش ...ولی میگم بزارین بگم:ما هم سن اینا بودیم بستنی یخی قرمز میخوردیم که لبامون سرخ شه کمی شاد شیم هیییییییییح روزگار !
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  6. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    دیروز با آبجیم رفتم بیرون بعدازجلو ی کبابی رد شدیم دیدم ابجیم جلو دماغشو گرفته :
    من :چیه چرا دماغتو گرفتی بوش ک خوبه
    ابجیم : اخه بو هرچی بهم بخوره دوس دارم بخورم وگرنه حالم بد میشه
    یه صد متر رفتیم جلو تر چشتون روز بد نبینه بو فاضلاب میومد .
    گفتم آبجی جان نظرت راجبه این چیه بازم دوس داری بخوری خخخخخخخ
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  7. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    اقا بنده دیشب به اتفاق نامزدم رفته بودیم بیرون میخواستم یکم سربه سرش بزارم راجع به ارواح و جن و این چیزا حرف میزدم حسابی ترسید منم کلی کیف کردم .
    اقا یدفه ی گربه پرید جلومن و ترانه
    من یه جیغ بنفش کشیدم و با سرعت نور فرار کردم
    همینجوری که میدویدم برگشتم اونو نگاه کردم دیدم داره دویدن منو تماشا میکنه یعنی ضایع شدمااا
     
    وحید مرتضی زاده، setareh و εℓεŋą-ε از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    امروز سر جلسه امتحان بودیم...بعد منم به یه سوال نگاه کردم لامصب دستشوییم گرفت
    بعد به مراقب جلسه خواستم بگم تا بذاره برم دستشویی.....بین"روم به دیوار" و " گلاب به روت" یه لحظه گیر کردم گفتم: آقا روم به گلاب دستشویی دارم
    .....هیچی دیگه سالن امتحان منفجر شد منم الان در افق به سر میبریم
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.
  9. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    اقا دوست ما چند سال پیش که تازه اشانتیون مد شده بود رفته بود خرید بعد خانومه گفت این محصول اشانتیون هم داره حالا این دوست مام برگشته میگه میشه همینو که میگین رو ببینیم.
    تصور قیافه فروشنده رو به عهده خودتون میذارم.
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  10. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,782
    69,855
    دیشب ساعت ۳شب بابام اومده بالا سرم بیدارم کرده میگه : دخترم دخترم !
    من : هوووم ؟؟
    بابام : بابا بیداری ؟
    من : آره بابا دارم تنیس رو میز بازی میکنم.
    بابام : زهرمار مگه من باهات شوخی دارم ؟
    من : پدر من خو ساعت ۳ بیدارم کردی میگی مگه خوابی ؟
    بترس از روز رستاخیز ، بترس از آتش دوزخ !
    بابام : بابا خوابم نمیبره بیا با هم شطرنج بازی کنیم !
    من : ای خدااااااااااا
    حالا داشتیم بازی میکردیم سربازو هفت هشت خونه تکون داد…
    من : بابا اون سربازه مازراتی نیست که اینجور میرونیش ؟!
    بابام : هزار بار گفتم احترام بزرگترت رو داشته باش ،
    پاشو گمشو بیرون میخوام بخوابم بچه سوسول ؛
    کسی که جنبه تقلب رو نداره اصلا باهاش بازی نمیکنم !!
     
    setareh و εℓεŋą-ε از این پست تشکر کرده اند.