1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مطالب جالب

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 31, 2014 در انجمن مطالب جالب

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    بازی روزگار را نمی فهمم!
    من تو را دوست می دارم...
    تو دیگری را...
    دیگری مرا...
    و همه ما تنهاییم!
    داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
    این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
    همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم
    ،پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
    انسان عاشق زیبایی نمی شود،
    بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
    انسان های بزرگ دو دل دارند؛
    دلی که درد می کشد و پنهان است
    و دلی که می خندد و آشکار است.
    همه دوست دارند که به بهشت بروند،
    ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !
    عشق مانند نواختن پیانو است،
    ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری.
    سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
    دنیا آنقدر وسیع هست که
    برای همه مخلوقات جایی باشد،
    پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم
    تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
    ‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
    محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
    عشق در لحظه پدید می آید
    و دوست داشتن در امتداد زمان
    و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
    راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :
    فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
     
    شوخ، Max.M76 و Admin از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    کمتر کسی پیدا می‌شود که نام دیوار چین را نشنیده باشد یا عکس‌های آن را ندیده باشد اما انتهای این تنها ساخته بشر که از ماه هم قابل مشاهده است، کجاست؟

    این قسمت از دیوار چین که به «سر اژد‌ها» معروف است در ۳۰۰ کیلومتری شهر بیجینگ در کرانه دریای بوهای واقع شده است. سر اژد‌ها در این منطقه بیست متر در دریا پیش رفته که انگار اژد‌ها در حال آب خوردن است!
    [​IMG]

    این قسمت از دیوار در سال ۱۹۰۰ تخریب شده و بعد‌ها توسط مردم دوباره بازسازی می‌شود.
     
    شوخ و Max.M76 از این پست تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    ما چقد زود باوریم!
    دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:
    ۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
    ۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
    ۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است.
    ۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
    ۵- باعث فرسایش اجسام می شود.
    ۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد.
    ۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است.
    از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!!!
    عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!
     
    شوخ و Max.M76 از این پست تشکر کرده اند.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و.... چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
     
    شوخ و Max.M76 از این پست تشکر کرده اند.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….وای خدای من ، خیلی ز ...



    زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.



    ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….



    وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش



    باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …



    زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟



    شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری!
     
    شوخ از این پست تشکر کرده است.
  6. شوخ

    شوخ

    2,648
    12,931
    1,151
    چه جالب
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.