1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مشاعره

شروع موضوع توسط Admin ‏Feb 7, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,496
    28,818
    ترا صدا کردم
    ترا صدا کردم
    تمام هستی من
    چو یک پیاله شیر
    میان دستم بود
    نگاه آبی ماه
    به شیشه ها می خورد
    ترانه ای غمناک چو نور
    بر می خواست....
     
    P@rnian و Faryade yas از این پست تشکر کرده اند.

  2. تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
    بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم
    سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
    اشک در چشم تو لرزید
    ماه بر عشق تو خندید
    یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای دردامن اندوه کشیدم
    نگسستم نرمیدم
    رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
    بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
     
    Mariツ و P@rnian از این پست تشکر کرده اند.
  3. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
    حرفی از جنس زمان نشنیدم!
    هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
    کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.
    هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .
    من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد.....

    سهراب سپهری
     
    Mariツ و Faryade yas از این پست تشکر کرده اند.

  4. یاد من باشد، هر چه پروانه که می افتد در آب، زود از آب درآرم.
    یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر برخورد.

    یاد من باشد فردا لب جوی، حوله ام را هم با چوبه بشویم.
    یاد من باشد تنها هستم.

    ماه بالای سر تنهایی است.
     
    Mariツ و P@rnian از این پست تشکر کرده اند.
  5. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    تو از هزاره هاي دور آمدي
    در اين درازناي خون فشان
    به هرقدم نشان نقش پاي توست
    در اين درشت ناي ديو لاخ
    ز هر طرف طنين گامهاي ره گشاي توست
    بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و نام
    به خون نوشته نامه وفاي توست
    به گوش بيستون هنوز
    صداي تيشه‌هاي توست


    هوشنگ ابتهاج
     
    Mariツ و Faryade yas از این پست تشکر کرده اند.
  6. تا به کی باید رفت
    از دیاری به دیار دیگر
    نتوانم ‚ نتوانم جستن
    هر زمان عشقی و یاری دیگر
    کاش ما آن دو پرستو بودیم
    که همه عمر سفر می کردیم
    از بهاری به بهاری دیگر
     
    Mariツ و P@rnian از این پست تشکر کرده اند.
  7. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
    چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت
    رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
    بیدادگری آمد و فریادرسی رفت


    هوشنگ ابتهاج
     
    Mariツ و Faryade yas از این پست تشکر کرده اند.
  8. تا ابد در کوی تو شد منزلم

    سر بنه بر شانه های خسته ام

    تا ببینی از چه من دل بسته ام

    شمع باش و بگردان بر سرت

    این غلام دل سپرده بر درت

    های و هوی من نمیگردد تمام

    تا تو را دارم ،تمام لحظه هام
     
    Mariツ و P@rnian از این پست تشکر کرده اند.
  9. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
    آفتابي به سرم نيست
    از بهاران خبرم نيست
    آنچه مي بينم ديوار است


    هوشنگ ابتهاج
     
    Mariツ و Faryade yas از این پست تشکر کرده اند.

  10. تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نيايي
    که گذارد که به خلوتگه آن شاه برآيم
    من که در کوچه او ره ندهندم به گدايي
    ربط ما و تو نهان تا به کي از بيم رقيبان
    گو بداند همه کس ما ز توييم و تو ز مايي
     
    Mariツ و P@rnian از این پست تشکر کرده اند.