1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مشاعره

شروع موضوع توسط Admin ‏Feb 7, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    یاد من باشد فردا دم صبح
    جور دیگر باشم
    بد نگویم به هوا، آب، زمین
    مهربان باشم، با مردم شهر
    و فراموش کنم، هر چه گذشت
    خانه ی دل، بتکانم ازغم
    و به دستمالی از جنس گذشت
    بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
    مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
    و به لبخندی خوش
    دست در دست زمان بگذارم
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.

  2. من "برادر" شده بودم و "برادر" باید

    وقت دیدار، رعایت بکند "فاصله" را



    دهه ی شصتی دیوانه ی یکبار عاشق

    خواست تا خرج کند این کوپن باطله را



    عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ

    دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را



    و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم

    با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را...!



    عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست

    خواستم باز کنم با تو سر این گله را

     
    P@rnian از این پست تشکر کرده است.
  3. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    امروز را به باد سپردم
    امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
    دانم که بامداد
    امروز دیگری را با خود می آورد
    تا من دوباره
    آن را بسپارمش به باد...

    فریدون مشیری
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.

  4. دلم شکسته خدایا! مرا اجابت کن

    به حق حرمت امن یجیب بعضی ها



    به همنشینی پاکانِ کربلا رفته

    گرفته شال عزا، بوی سیب بعضی ها ...
     
  5. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    از همان روزي که دست حضرت قابيل گشت آلوده به خون حضرت هابيل
    از همان روزي که فرزندان آدم زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
    آدميت مرده بود گر چه آدم زنده بود
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.
  6. در آن هنگامه دیدار و پرهیز ؛

    رسیدم عاقبت آنجا که او بود !



    " دو تنها و دو سر گردان ، دو بی کس "

    ز خود بیگا نه ، از هستی رمیده ،
     
    P@rnian از این پست تشکر کرده است.
  7. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    "هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"
    بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار
    کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار!
    وَه چه نیروی شگفت انگیزیست
    دستهایی که به هم پیوسته ست...!
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.
  8. ترا صدا کردم


    تمام هستی من ...


    چو یک پیالۀ شیر

    میان دستم بود

    نگاه آبی ماه

    به شیشه ها می خورد

    ترانه ای غمناک

    چو دود بر می خاست

    کسی ز نومیدی

    نفس نفس می زد

    کسی به پا می خاست

    کسی تو را می خواست

    دو دست ِ سرد او را

    دوباره پس می زد !
     
    Mariツ و P@rnian از این پست تشکر کرده اند.
  9. P@rnian

    P@rnian ...خداحافظ...

    3,020
    8,335
    35,714
    ديرگاهي است در اين تنهايي
    رنگ خاموشي در طرح لب است

    بانگي از دور مرا مي خواند،

    ليك پاهايم در قير شب است.


    سهراب سپهری
     

  10. تا نروم بر در بیگانه‌ای

    تو بسخن تکیه‌کنی، من بکار

    ما هنر اندوخته‌ایم و تو عار

    کارگر خاکم و مزدور باد

    مزد مرا هر چه فلک داد، داد

    لانه بسی تنگ و دلم تنگ نیست

    بس هنرم هست، ولی ننگ نیست

     
    P@rnian و Mariツ از این پست تشکر کرده اند.