1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مریم حید زاده

شروع موضوع توسط fargol ‏Apr 12, 2012 در انجمن زندگینامه بزرگان

  1. fargol

    fargol

    571
    589
    230
    [Broken External Image]:

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    حرف هایی از زبان خود مریم حیدرزاده :
    من متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ و ساکن تهران هستم .
    از هشت سالگی شعر را شروع کردم .
    تقریباً سه سال و نیم سن داشتم که عمل آب مروارید روی چشمم انجام شد .
    سه نظر راجع به این عمل وجود داره .
    یک سری از پزشک ها معتقد هستند که دستگاه های بیمارستان عفونی بوده و عصب چشم راست من از بین رفته و چشم چپ هم ضعیف شده .
    یک سری هم این اشتباه رو می گذارند به حساب ناشی بودن و سهل انگاری پزشک .
    به هر حال من می گذارم به حساب یک کلید طلایی که در تقدیر انسان وقتی نهفته باشه تمام اتفاقاتی که میافته به نظر من بهانه هست .
    البته من خیلی از تصویرها رو یادمه یک عروسک دارم که مال دو سالگیم هست به اسم ” نینا ” که کاملاً اون رو یادمه و یک پلنگ صورتی … و عینک ذره بینی که خوشخبتانه دیگه نمی زنم !
    و رنگها روهم بخصوص یادم میاد مخصوصأ رنگ سرخ .
    من همیشه دسته گلهای عروس ها رو خراب می کردم و گل سرخ ها رو همیشه می چیدم !
    بیشترین گل ها رو هم از دسته گل عروسی خالم چیدم که همین جا ازشون معذرت خواهی می کنم !
    من نه تا کتاب منتشر شده دارم که دو تا از اونها نثر هست .
    یکی رو سال ۱۳۸۰ منتشر کردم به اسم “نامه هایی که پاره کردم !
    و یکی دیگه از اونها اردیبهشت سال جاری ( ۱۳۸۳ ) منتشر شد به نام ” نامه هایی که پاره کرد ی ”
    من با تو هرگز
    سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم
    سلام ای آشنا با رنگ خونم سلام ای دشمن زیبای جونم
    بازم نامه می دم با سطر قرمز آخه این بار شده من با تو هرگز
    نمی خوام حالتو حتی بدونم تعجب می کنی آره همونم
    همونی که زمونی قلبشو باخت همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت
    همونی که برات هر لحظه می مرد که ذکر نامتو بی جون نمی برد
    همونم که می گفتم نازنینم بمیرم اما اشکاتو نبینم
    همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
    حالا آروم نشستم روی زانوم ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم
    تعجب می کنی آره عجیبه می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
    خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟ با این نامردیات بازم باهاتم ؟
    برات کافی نبود حتی جوونیم تموم شد آره گم شد مهربونیم
    دیگه هر چی کشیدم بسه دختر نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره
    دیگه بسه برام هر چی کشیدم فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
    دروغی هست نگفته مونده باشه ؟ کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
    عجب حتی دریغ از یک محبت دریغ از یک سر سوزن صداقت
    دریغ از یک نگاه عاشقونه دریغ از یک سلام بی بهونه
    نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست اگر چه این چیزا درد شما نیست
    گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟ چیه توهین به ذات محترم شد ؟
    دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ که عشق ما رسید به سد هرگز
     
    ahriman، اهلام خانوم و Admin از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. دیگه انگشتر نبود این تو انگشتاش کنه!!!!:confused:
     
    mehrnaz joon از این پست تشکر کرده است.
  3. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,506
    24,609
    62,718
    بابا دقت

    راس میگیا
     
  4. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,506
    24,609
    62,718
    حالا خوبه کوره
    چشاش میدید چیکار میکرد این
     
  5. :laugh:
    نگو بابا
    گناه داره بنده خدا
    ولی خدایی این چه وضعشه
    کاش عکس انگشتای پاشم بود:biggrin:
     
  6. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,506
    24,609
    62,718
    :17:
     
  7. vandad

    vandad

    1,533
    1,871
    347
  8. vandad

    vandad

    1,533
    1,871
    347
    کاش عکس انگشتای پاشم بود:biggrin:[/quote]

    :35:
     
  9. من زیاد با شعراش میونه ای ندارم
    حمید مصدق و سهراب ومشیری و سیمین بهبهانی رو ترجیح میدم
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.