1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مرگ تدریجی یک رویا

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏May 17, 2014 در انجمن درد دل

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دل منو عاشقو میسوزونی وبه اشکام میخندی

    چرا منه ساده فکر میکردم که به عشقت پابندی
    روکارات چشمامو میبندم تو رو من چشم میبندی
    بگو مگه دلت پیش کی گیره بگو واسه کی میمیری
    بگو از من تو انتقام چی رو داری میگیری
    چی شده که تو از منو عشقم داری فاصله میگیری
    اخه تو که یکروز عشق منی یکروز عشق یکی دگ
    خدا اشکامو دید یکروزی خودش تقاص کارتو میده
    پشیمون میشی یکروز که دیگه خیلی دیره
    تو قلبم یکی جاتو میگیره



    [​IMG]
     

    موضوعات مشابه

    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید




    نه راهِ پس دارم
    نه پیش !
    به تنهایی خود آویزانم . . .
    ———————————————
    همه در دنیا کسی دارن برای خودشان

    ” خسرو “و ” شیرین ”
    ” لیلی “و ” مجنون ”
    ” رامین ” و ” ویس ”
    ” پیرمرد ” و ” پیر زن ”
    ” تو ” و ” اون ”
    ” من ” و ” تنهایی ”
    ———————————————
    چنان دل کندم از دنیا

    که شکلم شکل تنهایی ست
    ببین مرگ من را در خویش
    که مرگ من تماشایی ست
    مرا در اوج می خواهی
    تماشا کن تماشا کن
     
    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    فکر می کردم تنهایی یعنی
    من
    سکوت
    پنجره های خاک گرفته
    اتاق خالی از تو
    نمیدانستم سنگینی اش بیشتر می شود در ازدحام آدم ها !
    ———————————————
    باید برای زمســـتان کتی گـرم بخرم با جیب هایی برای دسـتانم
    تن های تنها زود یخ میزنند


    ———————————————
    اینجا جایی است که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای به جای همدردی برایت سکه می اندازند
    چه عجیب مردمانی !
     
    فضولی موقوف، Aryamehr، setareh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]
    بعضیا باید انقدر بمونن تو ” کَفِت ” که خوب تمیز شن . . .
    ::
    ::

    همه چیز عوض شده جز تو

    جانم ، تو از اول هم عوضی بودی . . .
    ::
    ::
    اینقدرکه براى” خر ” کردن من سعى کردى ، براى خودت وقت میگذاشتى حتما ” آدم ” میشدى !
     
    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد

    بی گمان من می شوم بازنده و او می برد

    اشک می ریزم و می دانم که چشمان مرا

    عاقبت این گریه های بی حد از سو می برد

    آنقدر تلخم که هر کس یک نظر میبیندم

    ماجرا را راحت از رفتار من بو می برد

    من در این فکرم جهان را می شود تغییر داد

    عاقبت اما مرا تقدیر از رو می برد
     
    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    غمــگیــنم
    همــانــنــدِ مــــرد هــــزار چــهــره که میــگفــت:
    ” نمــی دونــم چــرا تــو زنــدگــیم هِـــی نمــیــشه”
    .
    .
    .
    به من حق بده
    که میل به خوردن نداشته باشم
    این بغض‌ها که
    تو به خورد من می‌دهی
    سیر سیرم می‌کند …
    .
    .
    .
    قول داد تا آخر دنیا بماند،
    سر قولش هم ماند،
    همان روزی که رفت برای من آخر دنیا بود
     
    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]
    همه را خط زدم تا به عشقم برسم غافل از اینکه خودم خط خورده عشقم بودم تا به عشقش برسه
    ::
    ::
    غروبم جلوه های دیگری داشت سحر هم در صفای خود سری داشت ولی از دوست تا بیگانه،هرکس برای کشتن من خنجری داشت
    ::
    ::
    زخم هایم به طعنه می گویند: دوستانت ، چقدر با نمک اند!!
    ::
    ::
    چى شد سیگارى شدى؟ یه شب بارون میومد؛ خیلى تنها بودم چى شد ترک کردى؟ یه شب بارون میومد؛ دیگه تنها نبودم چى شد الکلى
    شدى و سیگارو دوباره شروع کردى؟ یه شب بارون میومد؛ دوباره تنها شدم چى شد آوردنت اینجا بستریت کردن؟ یه شب بارون میومد؛
    خیلى تنها بودم؛ تو خیابون دیدمش؛ اون تنها نبود…
     
    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    تنهایی خیلی سخته وقتی چشمام به راهه
    وقتی که شب سیاهه وقتی بدون ماهه
    تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم
    تنها می مونه دستم با این دل شکستم
    .
    .
    .
    می دونست دلم اسیره ولی رفت / می دونست گریه ام می گیره ولی رفت
    می دونست تنهایی سخته ، می دونست / می تونست باهام بمونه ، نتونست
    می دونست دلم شکسته ولی رفت / غم اون تو دل نشسته ولی رفت
     
    فضولی موقوف، Aryamehr، setareh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]
    مــدت هــاســــت احــــســاس مــیکــــنم کــــر و لال شــــدم
    ایــن روزهــا صــــدای احــــســاســاتــم را فــــقــط صــــفــحــه ی کــیــــــــــــــــبــوردم مــی شــــنود

    ------------------------------------------------------

    از دنیا پرسیدم بد بخت تر از من کسی هست
    سرشو انداخت پایین

    ------------------------------------------------------

    مــــن زانــو هــایم را بــه آغــوش کــشیده بــودم
    وقــتی تو بــرای آغــوش ِ او زانــــو زده بــــودی
    عــشق لــعنتی من

    ------------------------------------------------------

    شــاید بخندی و بــگویی بــیخیال دیوانــه است
    امــا مــن
    هــوای آن نــامردی که جــای مــن را گــرفــته را هــم دارم
    مــبادا از غــصه اش دلــت بــگیرد

    ------------------------------------------------------

    روزگار در حیرتم
    روی ویرانه های غرورم کاخ رویاهایش را بنا کرد
    گذشت
    او از من
    من از زندگی
     
    Aryamehr، setareh، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    پشت سرت نگاه نکن وقتی میری عزیزم
    دلم نمیخواد ببینی که واست اشک میریزم
    این آخرین خواهشمه مواظب خودت باش
    اگه کسی جا من اومد عاشقه عاشقش باش
    عکسای منو پاره کن یه وقت اون نبینه
    خجالت از چشام نکش که عاشقی همینه
    دفترخاطراتمونو تو خلوتت بسوزون
    از یاد ببر من زنده ام
    به قلب خودت بفهمون: ما دیگه مال هم نیستیم عزیزم
    اینهمه چرا واست اشک بریزم
    (آخرین خواهش-امین جوزانی)
    دستان اگه میبینید یه کم قافیه اش بهم ریخته واسه اینه که به زبون بندری بوده

    ------------------------------------------------------

    سلام به تک سوار تاریکی:
    چرا گفتی دیگه پاتوق سر نمیزنی
    آخه خانوم صادقی دیگه پستای جوابی رو تو بخش تنهایی تائید نمیکنن که اونجا برات پست بذاریم
    اگه قرار باشه کسی واسه بدتر کردن حال خوب بجه های پاتوق پست نذاره اون منم با این حال وروزم
    دلم واسه روحیه ی شاد بچه ها تو پاتوق میسوزه طفلیا با خوندن پستای من کلی انرزی منفی میگیرن
    البته خانوم صادقی کلی هواشونو داره و نصف پستامو تایید نمیکنه :smile:
    راستی از خوندن رای دادگاهت کلی ناراحت شدم:(
    ایشالا این مدت هرچی زودتر بگذره
    سوال حقوقی داشتی در خدمتم

    ------------------------------------------------------

    نه من میگم تمومه نه اون نه من مثل همیشه ام نه اون نه من تکلیف خودمو میدونم نه اون فقط فکر کنم دلایلش با هم فرق داره من از دوست داشتنش و اون
    نمیدونم از عذاب وجدان از خجالت همه اون دوستت دارم و خانمم و همه کسم و فقط مال خودمی گفتن ها که منو به اینجا کشوند نمیدونم

    ------------------------------------------------------

    خودم
    همین یک شب
    خودم را دوست خواهم داشت
    انگشتانم برای گیسوانم
    شانه می شوند
    لبهایم مرا در آینه می بوسند
    دستهایم تن سردم را گرم میکنند
    و از نوازشم بند بند تنم
    سرشار می شود
    میدانی
    ما هرگز خودمان را ستایش نکردیم
    از خود بیزار بودیم
    بودنمان به هویت دیگری
    وابسته شد
    و چه زخمها
    که از ادمهای بی هویت
    بر پیکر خود زدیم
    ما ظالمیم بر خود
    که از هراس تنهایی
    به بی کسی رسیدیم
    و هیچ ندانستیم
    اگر خویش را بیابیم و
    دوستش بداریم
    دوست داشته می شویم
    آنگونه که باید
    و من

    از همه دنیا همین یک شب را
    با خودم می خواهم
     
    فضولی موقوف، Aryamehr، setareh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.