1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مدیر ومنشی...

شروع موضوع توسط elaheh ‏Feb 6, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند
    یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه
    جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم
    منشی می پره جلو و میگه: اول من، اول من!

    من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم!
    پوووف! منشی ناپدید میشه …
    بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من، حالا من
    من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم …
    پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه
    بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه
    مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
    نتیجه اخلاقی : همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !
     
    Goln@r، zhigol، SHAPARAK و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    :roflmao
     
    elaheh از این پست تشکر کرده است.
  3. :biggrin:
     
    elaheh از این پست تشکر کرده است.
  4. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    :35:عالی....
     
    elaheh از این پست تشکر کرده است.
  5. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
  6. Goln@r

    Goln@r هیچ....

    2,983
    5,827
    12,708
    :roflmao بیچاره ها!