1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

مجموعه اشعارناب

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 21, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    برای كودكان رنج‌کشیده بر روی دریای نفت:
    معلم چو آمد، به ناگه کلاس
    چو شهری فروخفته خاموش شد؛
    سخن‌های ناگفته‌ی کودکان
    به لب نارسیده فراموش شد.
    سكوت كلاس غم‌آلوده را
    صدای درشت معلم شکست؛
    ز جا احمدک جست و بند دلش
    بدین بی خبر بانگ، ناگه گسست:
    بیا احمدک، درس دیروز را
    بخوان تا ببینم که سعدی چه گفت.
    ولی احمدک درس‌ ناخوانده بود
    به جز آنچه دیروز آن‌جا شنفت.
    عرق چون شتابان سرشک یتیم
    خطوط خجالت به رویش نگاشت؛
    لباس پر از وصله و ژنده‌اش
    به روی تن لاغرش لرزه داشت.
    زبانش به لکنت بیفتاد و گفت:
    بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
    وجودش به یک‌باره فریاد کرد:
    که در آفرینش ز یک گوهرند.
    در اقلیم ما رنج بر مردمان،
    ـــ زبان دلش گفت بی‌اختیار ـــ
    چو عضوی به درد آورد روزگار،
    دگر عضوها را نماند قرار.
    تو کز، کز، تو کز ... وای! یادش نبود؛
    جهان پیش چشمش سیه‌پوش شد.
    سرش را به‌سنگینی از روی شرم
    به پایین بیفکند و خاموش شد.
    ز چشم معلم شراری جهید
    نماینده‌ی آتش خشم او؛
    درونش پر از نفرت و کینه گشت،
    غضب می‌درخشید در چشم او.
    چرا احمدِ کودنِ بی‌شعور،
    معلم بگفتا به لحن گران
    نخواندی چنین درس سهل و روان؟
    مگر چیست فرق تو با دیگران؟
    عرق از جبین، احمدک پاک کرد.
     
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دلم دریای آتیشه ، دارم می سوزم از این تب
    تو آغوش یكی دیگه ، چرا تو فكرتم هر شب
    تو هم شاید شبیه من ، گرفتاری و بی تابی
    تو آغوش یكی دیگه ، به یاد من نمی خوابی
    نگاهش می كنم انگار ، همه دنیامو گم كردم
    نمی دونه كه تو چشماش ، به دنبال تو می گردم
    میاد دستامو می گیره ، بهم میگه چقدر سردی
    منم می خندمو میگم ، عزیزم اشتباه كردی
    خیال دیدن چشمات ، منو راحت نمیذاره
    دلت یك عمر احساسو به قلب من بدهكاره
    تو هم شاید شبیه من یه جایی اشتباه كردی
    دلت پیش منه اما ، نمی تونی كه برگردی
    پشیمون میشی و انگار شب و روزاتو گم كردی
    مثه من كه شب و روزم ، داره رد میشه با سردی
    یه رازی بین ما بوده ، كه ما رو دور كرد از هم
    ولی یادت توی قلبم ، نمیذاره ازت رد شم
    حالا كه قسمت این بوده ، به یادت ، اشك می ریزم
    از اینجا تا ته دنیا ، من از عشق تو لبریزم
    حالا كه قسمت این بوده ، باید هم خونه شم با غم
    كه بعد از تو نمی تونم ، واسه یك لحظه عاشقشم
     
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]


    به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
    که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

    لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
    هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

    با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
    هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

    هر کسی در دل من جای خودش را دارد
    جانشین تو در این سینه، خداوند نشد

    خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
    عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!
     
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    ساقیا آمدن عید مبارک بادت
    وان مواعید که کردی مرود از یادت
    حافظ شیرازی
    ***
    برخیز که باد صبح نوروز
    در باغچه می‌کند گل افشان
    خاموشی بلبلان مشتاق
    در موسم گل ندارد امکان
    ....
    برآمد باد صبح و بوی نوروز

    به کام دوستان و بخت پیروز

    مبارک بادت این سال و همه سال

    همایون بادت این روز و همه روز
    سعدی شیرازی
    ***
     
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    زاهـــــدا ! من که خرابــــــاتی و مستم،بــه تــو چــــه؟
    ســـاغر و بـــاده بــود بـــر ســر دسـتم، بــه تــو چــــه؟
    تــــو اگـر گوشه ی محراب نشستی،صنمی گفت چرا؟
    من اگـــر گـــوشه ی میخــــانه نشستم، بــه تــو چــه؟
    آتـــــش دوزخ اگـــــــر قـــصد تــــو و مــــا بــکــــند …
    تـو که خشکی چه به من؟من که تر هستم به تو چه؟
     
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    شب دراز به امید صبح بیدارم
    مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم
    عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم
    که بر وی این همه باران شوق می‌بارم
    از آستانه خدمت نمی‌توانم رفت
    اگر به منزل قربت نمی‌دهی بارم
    به تیغ هجر بکشتی مرا و برگشتی
    بیا و زنده جاوید کن دگربارم
    چه روزها به شب آورده‌ام در این امید
    که با وجود عزیزت شبی به روز آرم
    چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
    چه کرده‌ام که به هجران تو سزاوارم
    هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم
    هنوز با همه بی مهریت طلبکارم
    من از حکایت عشق تو بس کنم هیهات
    مگر اجل که ببندد زبان گفتارم
    هنوز قصه هجران و داستان فراق
    به سر نرفت و به پایان رسید طومارم
    اگر تو عمر در این ماجرا کنی سعدی
    حدیث عشق به پایان رسد نپندارم
    حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
    یکی تمام بود مطلع بر اسرارم
     
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
    در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
    چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان
    همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
    روی تو مگر آینه لطف الهیست
    حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
    نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم
    مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
    از بهر خدا زلف مپیرای که ما را
    شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
    بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
    در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
    تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
    جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
    دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
    گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
    گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
    در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست
    عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
    با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
    در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
    جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
    ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
    فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
     
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    عاشقی محنت بسیار کشید
    تا لب دجله به معشوقه رسید
    نشده از گل رویش سیراب
    که فلک دسته گلی داد به آب
    نازنین چشم به شط دوخته بود
    فارغ از عاشق دلسوخته بود
    دید در روی شط آید به شتاب
    نوگلی چون گل رویش شاداب
    گفت به به چه گل زیباییست
    لایق دست چو منِ رعناییست
    حیف از این گل که برد آب او را
    کند از منظره نایاب او را
    زین سخن عاشق معشوقه پرست
    جست در آب چو ماهی از شست
    خوانده بود این مثل ان مایه ی ناز
    که نکو یی کن و در آب انداز
    خواست کازاد کند از بندش
    نام گل برد و در آب افکندش
    گفت رو تا که زهجرم برهی
    نام بی مهری بر من ننهی
    مورد نیکی خاصت کردم
    از غم خویش خلاصت کردم
    باری آن عاشق بی چاره چو بط
    دل به دریا زد و افتاد به شط
    دید آبی ست فراوان و درست
    به نشاط آمد و دست از جان شست
    دست و پایی زد و گل را بربود
    سوی دلدارش پرتاب نمود
    گفت کای افت جان سنبل تو
    ما که رفتیم، بگیر این گل تو!
    جز برای دل من بوش مکن
    عاشق خویش فراموش مکن
    بکنش زیب سر ای دلبر من
    یادِ آبی که گذشت از سر من
     
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    شبنم عشق
    خاك دل آن روز ، كه می بیختند
    شبنمی از عشق ، بر او ریختند
    دل كه بدان رشحه غم اندود شد
    بود كبابی ، كه نمك سود شد
    دل كه ز عشق آتش سودا در اوست
    قطره ی خونی ست ، كه دریا در اوست
    نیست دل _ آندل ، كه در او داغ نیست
    لاله ی بی داغ ، درین باغ نیست
    آهن و سنگی كه شراری در اوست
    بهتر از آندل ، كه نه یاری در اوست
     
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    یادته بهت می گفتم ، که اگه بری میمیرم
    زندگیم بی تو محاله ، دست مرگ و من می گیرم
    یادته که روز آخر بغضم و نگه نداشتم
    تو جوابه تلخ بدرود گریه هامو جا گذاشتم
    منه تنها رو سپردی به هجوم تیغ غربت
    خودت اما پر کشیدی میون تیک تیک ساعت
    به تو گفتم نرو برگرد ، که تو قلب من نشستی
    ولی تو با خنده گفتی ، که دیگه عهدو شکستی
    می دونم یه روز دوباره بر می گردی ، خیلی دیره
    می گی حرفاش یه دروغ بود ، بی صدام دلت می گیره
    ولی افسوس که دل من ، دیگه عاشق نمی مونه
    که برای با تو بودن ، شعر خوشبختی بخونه
    یادته به من می گفتی ، که برام فقط تو موندی
    حس من مثل یه شعره ، بیت آخر رو تو خوندی
    همه ی حرفایی که گفتی ، دونه دونه باورم شد
    همه ی اشکی توی چشمام ، واسه روزه آخرم شد
    اما تو ساده شکستی ، حرمت هر چی نفس بود
    کاش تو قصه هات می گفتی ، دل من برات قفس بود
    می دونم یه روز دوباره بر می گردی ، خیلی دیره
    می گی حرفاش یه دروغ بود ، بی صدام دلت می گیره
    برو قلبت و بردار که واسه خودت بمونه
    توی رویام جا نداری بس حرف عاشقونه