1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن تعدادی از ترانه های شکیلا

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Sep 17, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    جادوی سکوت



    من سکوت خويش را گم کرده ام
    گم شدم در اين هياهو گم شده ام
    من که خود افسانه مي پرداختم
    عاقبت افسانه ي مردم شده ام
    عاقبت افسانه ي مردم شده ام

    اي سکوت اي مادر فريادها
    ساز جانم از تو پر آوازه بود
    تا در آغوش تو راهي داشتم
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود

    در پناهت برگ و بال من شکفت
    تا مرا بردي به شهر يادها
    تا در آغوش تو راهي داشتم
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود

    من سکوت خويش را گم کرده ام
    گم شدم در اين هياهو گم شده ام
    من که خود افسانه مي پرداختم
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
     
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    یا محمد یا علی


    من سکوت خويش را گم کرده ام
    گم شدم در اين هياهو گم شده ام
    من که خود افسانه مي پرداختم
    عاقبت افسانه ي مردم شده ام
    عاقبت افسانه ي مردم شده ام

    اي سکوت اي مادر فريادها
    ساز جانم از تو پر آوازه بود
    تا در آغوش تو راهي داشتم
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود

    در پناهت برگ و بال من شکفت
    تا مرا بردي به شهر يادها
    تا در آغوش تو راهي داشتم
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود
    چون شراب کهنه شعرم تازه بود

    من سکوت خويش را گم کرده ام
    گم شدم در اين هياهو گم شده ام
    من که خود افسانه مي پرداختم
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
    عاقبت افسانهء مردم شده ام
     
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    ای عاشقان


    ای عاشقان ای عاشقان پیدا شوم پیدا شوم

    بر روی آن مه روی خود شیدا شوم شیدا شوم

    معشوقه گر گوید برو در عشق ما رسوا شوی

    من زهد را یكسو نهم رسوا شوم رسوا شوم

    یارم اگر ترسا شود زنار بندم بر میان
    در کفر اگر صادق نیم ترسا شوم ترسا شوم

    زان آب رحمت قطره یی بر من فشان تا وا رهم

    تا كی صدف باشم چنین؟ دریا شوم دریا شوم



    ای عاشقان ای عاشقان پیدا شوم پیدا شوم

    بر روی آن مه روی خود شیدا شوم شیدا شوم

    معشوقه گر گوید برو در عشق ما رسوا شوی

    من زهد را یكسو نهم رسوا شوم رسوا شوم



    ساقی چنین می میدهد زان دُرد درد آلوده ام

    میخانه ها را سر بسر صهبا شوم صهبا شوم

    شد مدتی گم گشته ام چون ذره در خورشید او

    هر ذره ام خورشید شد پیدا شوم پیدا شوم
     
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    رسم زمونه


    عجب رسمیه رسم زمونه
    قــصــهء بـرگ و بـاد خزونه

    مـــیرن آدمـــا
    از او نـــا فــــقـــط
    خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
    کجاست اون کوچه چی شد اون خونه
    آدمـــاش کـــجــان خـــدا مــی دونــه

    بـوتـه یـاس بابا جون هنوز
    گوشه باغچه توی گلدونه

    عـطـرش پــیــچیـده تا هـفـتــا خونـه
    خـــودش کجـاهـاست خدا می دونـه
    مـــی رن آدمـــا
    از او نـــا فــــقـــط
    خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه

    تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
    گـوشــه تـاقــچــه تـوی ایـوونـه

    خودش کجاهاست خدا می دونه
    خودش کجاهاست خدا می دونه

    مـــیرن آدمـــا
    از او نـــا فــــقـــط
    خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه

    پـرســیـد زیـر لـب یـکـی با حـسـرت
    پـرســیـد زیـر لـب یـکـی با حـسـرت
    که از ما بعدها چی یادگاری به جا می مونه
    مـــیرن آدمـــا
    از او نـــا فــــقـــط
    خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
    مـــیرن آدمـــا
    از او نـــا فــــقـــط
    خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
     
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    خشم مکن


    رو ترش و گران مکن تا سر خود نهان مکن
    بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن

    باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
    بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن

    چون سر صید نیستت دام منه میان ره
    چون که گلی نمی دهی جلوه به بوستان مکن

    خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود
    خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن

    ای آتش آتش نشان این خانه را ویرانه کن
    وین عقل من بستان ز من بازم ز سر دیوانه کن

    کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
    ناله کنم بگو یدم دم مزن و بیان مکن

    ناله مکن که نای من ناله کند برای تو
    گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
     
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    آنسوی بی سو


    من اين ايوان نه تو را نمی دانم نمی دانم
    من اين نقاش جادو را نمی دانم نمی دانم

    گهی گيرد گريبانم گهی دارد پريشانم
    من اين خوشروی بدخو را نمی دانم نمی دانم

    دگر باره پريشانم دگر باره پريشانم
    چنان مستم چنان مستم ره خانه نمی دانم

    بيا ساقی بيا ساقی شراب عشق ما را ده
    اگر باشد غبار دل به آب ديده بنشانم

    چو طفلی گمشدستم من ميان کوی و بازاری
    که اين بازار و اين کو را نمی دانم نمی دانم

    مرا گويد مرو هر سو تو استادی بيا اين سو
    که من آن سوی بی سو را نمی دانم نمی دانم

    دگر باره پريشانم دگر باره پريشانم
    چنان مستم چنان مستم ره خانه نمی دانم

    چو طفلی گمشدستم من ميان کوی و بازاری
    که اين بازار و اين کو را نمی دانم نمی دانم

    مرا جان طرب پيشه که بی مطرب نيارامد
    من اين جان طرب جو را نمی دانم نمی دانم

    برو ای شب ز پيش من مپيچ آن زلف و گيسو را
    که جز آن جعد گيسو را نمی دانم نمی دانم
     
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    نور خدا


    در خرابات مغان نور خدا می بينم
    اين عجب بين که چه نوری ز کجا می بينم

    جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
    خانه می بينی و من خانه خدا می بينم

    خواهم از زلف بتان نافه گشايی کردن
    فکر دور است همانا که خطا می بينم

    سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب
    اين همه از نظر لطف شما می بينم

    هر دم از روی تو نقشی زندم راه خيال
    با که گويم که در اين پرده چه ها می بينم

    دوستان عيب نظربازی حافظ مکنيد
    که من او را ز محبان شما می بينم
     
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    بهار دلکش


    بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
    از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد

    در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن
    که جنگ و کین با من حزین روا نباشد

    صبحدم بلبل بر درخت گل به خنده می گفت
    نازنینان را مه جبینان را وفا نباشد

    اگر که با این دل حزین تو عهد و بستی
    عزیز من با رقیب من چرا نشستی؟
    چرا عزیزم دل مرا ز کینه خستی؟

    صبحدم بلبل بر درخت گل به خنده می گفت
    نازنینان را مه جبینان را وفا نباشد
     
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    چرخ گردون


    زدست ديده و دل هر دو فرياد

    که هر چه ديده بيند دل کند ياد

    بسازم خنجري نيشش ز پولاد

    زنم بر ديده تا دل گردد آزاد



    اگر دستم رسد بر چرخ گردون

    از او پرسم که اين چون است و ان چون

    يکي را داده اي صد ناز و نعمت

    يکيرا قرص جو الوده در خون

    ماکه افسرده حال و چون ننالم

    شکسته پر و بالم چون ننالم

    همه گويند مولا دل ناله کم کن

    تو آيي در خيالم چون ننالم

    اگر دستم رسد بر چرخ گردون

    از او پرسم که اين چون است و آن چون

    يکي را داده اي صد ناز و نعمت
     
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,233
    164,451
    صدای عشق


    جدا از تو نمی خواهم ببینم روی دنیا را
    بیا تا درشب چشمت ببازم صبح فردا را ببازم صبح فردا را ببازم صبح فردا را
    بیا بگشا سر خم را
    بیاور پیش مینا را
    به روی زلف های من
    بریز عِقد ثریا را بریز عقد ثریا را بریز عقد ثریا را
    به عطر گل خدا را بین که در گلزار می پیچد
    ز نیلوفر که عاشقتر که بر دیوار می پیچد
    مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
    که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
    بیا با چشم دل بینیم شوق موج دریا را
    کدام عشق کهن آلوده پر کرده صدفها را
    بیا ای هم نفس در هم بریزیم این نفسها را
    بیا با عشق خود آتش زنیم این کهکشانها
    صدای عشق تنها در دل هوشیار می پیچد
    بیا میخانه آنجا هم صدای یار می پیچد
    مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
    که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
    به عطر گل خدا را بین که در گلزار می پیچد
    ز نیلوفر که عاشقتر که بر دیوار می پیچد
    مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
    که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد