1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن تعدادی از ترانه های شکیلا

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Sep 17, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. قوم به حج رفته

    ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید
    معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

    معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار
    در بادیه سر گشته شما در چه هوایید

    گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد
    هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

    ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید
    یک بار از این خانه بر این بام بر آیید

    ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید
    معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

    آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید
    از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد

    یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
    یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید

    ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید
    معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

    ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید
    معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

    معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار
    در بادیه سر گشته شما در چه هوایید

    گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد
    هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

    ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید
    یک بار از این خانه بر این بام بر آیید

    ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید
    معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید
     
  2. دل مجنون


    نفس برآمد و کام از تو بر نمی آيد
    فغان که بخت من از خواب در نمی آيد
    ز بس که شد دل حافظ رميده از همه کس
    کنون ز حلقه زلفت بدر نمی آيد

    در دل و جان خانه کردی عاقبت
    هردو را ويرانه کردی عاقبت
    آمدی کاتش در اين عالم زنی
    وانگشتی تا نکردی عاقبت
    ای ز عشقت عالمی ويران شده
    قصد اين ويرانه کردی عاقبت
    ای دل مجنون و از مجنون بتر
    مردی مردانه کردی عاقبت
    عشق را بی خويش بردی در حرم
    عقل را بيگانه کردی عاقبت
    شمع عالم بود عقل چاره ام
    شمع را پروانه کردی عاقبت
    من تو را مشغول می کردم دلا
    ياد آن افسانه کردی عاقبت
     
  3. عزيز ساکت من,هم صدا کو
    بگو شهر فرنگ قصه ها کو

    مگه ما حوض فيروزه نساختيم
    بگو پس ماهی پولک طلا کو

    به ياد آر,ای عزيز خوب خسته

    قديمی,ای صميمی,ای شکسته

    به ياد آر,ای دليل هر ترانه
    که بيداری به خوابت پل نبسته

    مي خواستی شهری از مخمل بسازی
    به قد بی حصاری بی نيازی

    به رنگ ناب دريا رنگ ماهی
    به لطف هم صدايی هم نوازی

    به رويا می زنم بيدارم از نو
    دوباره می رسم تا آخر تو

    بيا که خواب بيداری قشنگه
    بيا هم قد روياهای ما شو

    تماشا داره روياهای بيدار
    تماشا داره رنگ سبز ايثار

    چه عطری داره ياس پشت ديوار
    چه رنگی داره خوشبختی به ياد آر

    به ياد آر,ای عزيز خوب خسته

    قديمی,ای صميمی,ای شکسته

    به ياد آر,ای دليل هر ترانه
    که بيداری به خوابت پـــل نبـــست
     
  4. می نویسم می نویسم از تو
    تا تن کاغذ من جا دارد
    با تو از حادثه ها خواهم گفت
    گریه این گریه اگر بگذارد
    گریه این گریه,اگر بگذارد
    با تو از روز ازل خواهم گفت
    فتح معراج غزل کافی نیست
    با تو از اوج غزل خواهم گفت

    می نویسم همه ی هق هق تنهایی را
    تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
    تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
    به حریم خلوت عشق تو تنها برسی

    می نویسم می نویسم از تو
    تا تن کاغذ من جا دارد
    با تو از حادثه ها خواهم گفت
    گریه این گریه اگر بگذارد

    می نویسم همه ی با تو نبودن ها را
    تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
    تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
    تا مرا باز به دیدار خود من ببری
    می نویسم می نویسم از تو
    [ آهنگ های جدید ایرانی روی ایران ترانه ]
    تا تن کاغذ من جا دارد
    با تو از حادثه ها خواهم گفت
    گریه این گریه اگر بگذارد
    گریه این گریه اگر بگذارد
     
  5. خدایا


    خدایا دل بلا بی دل بلا بی
    گنه چشمون اسیر و مبتلا بی
    اگر چشمام نبینن روی خوبان
    چه دونه دل که خوبان در کجا بی

    خوشا آن دل که از خود بی خبر بی
    ندونه در سفر یا در حضر بی
    به دشت و کوه و صحرا همچو مجنون
    پی لیلی دوان با چشم تر بی

    اگر دردم یکی بودی چه بودی
    وگر غم اندکی بودی چه بودی
    به بالینم طبیبی یا حبیبی
    از این هر دو یکی بودی چه بودی

    دریغا از غم و درد جدایی
    به چشمانم نمونده روشنایی
    گرفتارم به دام غربت و هجر
    نه یار و همدمی نه آشنایی

    سر راهت نشینم تا بیایی
    در شادی به روی من گشایی
    شود روزی به روز من نشینی
    که تا بینی چه سخته بی وفایی
     
  6. کوکب

    تو خاموشی خونه خاموشه
    شب آشفته گل فراموشه

    بیا کامشب پشت این روزن
    شب کمین کرده رو به روی من

    تب آلوده تلخ و بی کوکب
    شب شب غربت شب همین امشب

    لای لایی من به جای تو شکستم
    تو نبودی من به سوگ غم نشستم

    از ستاره تا ستاره گریه کردم
    از همیشه تا دوباره گریه کردم

    لالالالا آخرین کوکب
    لباس رویا بپوش امشب

    لالالالا ای تن تب دار
    اشکامو از رو گونه هام بردار

    لالالالا سایه بیدار
    نبض مهتابو دست من بسپار

    لای لایی من به جای تو شکستم
    تو نبودی من به سوگ غم نشستم

    از ستاره تا ستاره گریه کردم
    از همیشه تا دوباره گریه کردم

    تو خاموشی خونه خاموشه
    شب آشفته گل فراموشه

    بیا کامشب پشت این روزن
    شب کمین کرده رو به روی من

    تب آلوده تلخ و بی کوکب
    شب شب غربت شب همین امشب
     
  7. ارثیه


    دراین دیار خسته کش دیگر بریده نفسم
    هر چه تلاش می کنم به آرامش نمی رسم

    در این دیار خسته کاش وجود من بیهوده شد
    ارثیه های عاطفی این جا از من ربوده شد

    روز نفس نفس زنان رو به سراب می روم
    خشک گلو و تشنه لب به عشق آب می روم

    شب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جان
    در غم فردای دگر باز به خواب می روم

    از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیست
    اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست

    از گل چهره سوخته طراوتی طلب نکن
    برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن

    فرشته نجات من دیر به ما رسیده ای
    کهنه شده است زخم ما کوشش بی سبب نکن
     
  8. یار


    همه یار دارن و بی یار ماییم
    لباس کهنه بازار ماییم
    همه دارن لباس کدخدایی
    نمد پوش قلندر وار ماییم

    بی یار ماییم بی یار ماییم

    خوشا امشو که مهمون شماییم
    کبوتر بر لب بوم شماییم
    تٌرٌش رویی نکن مهمون عزیزه
    خدا دونه که فردا شو کجاییم

    بی یار ماییم بی یار ماییم

    نشونٌم باغ سروناز دادند
    به دستٌم نرگس شیراز دادند
    تا اومدٌم سر و سامان بگیرٌم
    منو از آشیون پرواز دادند
    پرواز دادند

    همه یار دارن و بی یار ماییم
    لباس کهنه بازار ماییم
    همه دارن لباس کدخدایی
    نمد پوش قلندر وار ماییم

    بی یار ماییم بی یار ماییم

    می ترسٌم تا بخوام برٌم به خونه
    نمونه از من مسکین نشونه
    از اون ترسٌم که در غربت بمیرٌم
    ولایت بر دلٌم داغش بمونه

    داغش بمونه

    همه یار دارن و بی یار ماییم
    لباس کهنه بازار ماییم
    همه دارن لباس کدخدایی
    نمد پوش قلندر وار ماییم

    بی یار ماییم بی یار ماییم

    بی یار ماییم بی یار ماییم
     
  9. عاشقی


    اگر غفلت نمودیم قبول معذرت کن
    کمی از باده عشق به ما هم مرحمت کن

    کمی از جام هستی بده ما هم بنوشیم
    ردای عاشقی را بده ما هم بپوشیم

    تو ای پیغمبر عشق
    صفایی خرج این دیوانه دل کن
    دعایی همره این بسته دل کن

    اگر غفلت نمودیم قبول معذرت کن
    کمی از باده عشق به ما هم مرحمت کن

    من از هر ضربه قلبم شنیدم
    که بی عشق ارزشی دنیا نداره

    من از هر ضربه قلبم شنیدم
    که بی عشق زندگی معنا نداره

    من از هر ضربه قلبم شنیدم
    که جانان اوست و کعبه بهانه

    تو ای والا نشین خرقه پوشان
    رسان ما را به عشقی جاودانه ...
     
  10. قناری


    منم و چند تا قناری با یه زندگی ساده
    یه درخت بید و سایه ش همینم واسم زیاده
    همینم واسم زیاده
    منم و یه آشیونه که فقط اسمش یه خونه
    یه نهال گل نداده همینم واسم زیاده
    همینم واسم زیاده

    شده قلبم همین خونه با فضای عاشقونه
    این فقط عشقه که هر روز به رگام خون می رسونه

    منم و یه گلدون گل روی طاقچه اتاقم
    شده این گلدون کوچک وسعت تمام باغم
    نه گله از بیش و از کم نه گله از دل پرغم
    دوست دارم همینی که هست با تمام اشتیاقم
    با تمام اشتیاقم

    منم و چند تا قناری با یه زندگی ساده
    یه درخت بید و سایه ش همینم واسم زیاده
    همینم واسم زیاده
    منم و یه آشیونه که فقط اسمش یه خونه
    یه نهال گل نداده همینم واسم زیاده
    همینم واسم زیاده