1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های معین

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 25, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. هیچکی
    دو تا چشمام همه جا دنبال تو مي گرده
    با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده

    شب و روز در پي تو من همه جا رو گشتم
    يكي گفت غصه نخور اون داره بر مي گرده

    زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام
    رفتي و بدون تو تلخ شده روز و شبام

    دل من با هيچ كسي نمي تو نست خو بگيره
    شب و روز منتظر و چشم به رات مونده نگام

    كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
    همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود

    كاش كه مي شد دوباره باز هم و پيدا بكنيم
    سفره عشق مونو با هم ديگه وا بكنيم

    كاش تو اين شهر غريب صداي آشنا بياد
    دل من هواتو كرده فقط هم تو رو مي خواد

    كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
    همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. دعا
    با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
    که آسمون بباره، فراوونی بیاره
    ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
    راههای بسته باز شه، هیچ کی غریب نباشه
    صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه

    شفا بده مریضو، خط بزنه ستیزو
    رو هیچ دیوار و بومی، نخونه جغد شومی
    دعا کنیم رها شند، اونا که توی بندند
    از بس نباشه نا اهل، زندونها رو ببندند
    خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
    این باشه آرزومون نریزه آبرویی

    سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
    کویرها آباد بشند، اسیرها آزاد بشند
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. سافر
    [دکلمه مولود زهتاب]
    تا کی جفا کشم ز تو ای بی وفا برو
    بگذاشتم به مدعیان مدعا برو
    دشمن نکرد آنچه تو کردی به دوست
    بیگانه هم نکرد
    برو ای بی وفا برو
    امید صلح نیست دگر نیست نیست نیست
    منشین،منشین برو برو برو
    ای بی وفا برو

    [دکلمه معین]
    هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
    با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
    [آواز]
    راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
    من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
    از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
    اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه

    هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
    با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
    نشنيده ام من از تو، يک حرف از صداقت
    افسانه هاي دل را، بردم به سوي ظلمت
    زهر است در دل جام، ريزي چو باده در كام
    گويند نوش و در دل، صدها هزار دشنام

    راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
    من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
    از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
    اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه

    هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
    با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
    جاده دروغ نمي گه، فريادي از رهايي است
    براي پاي خسته، پيغام آشنايي است
    کنار خط جاده، هر سايه بون يه طاقه
    يه سرپناهِ اَمنه، تصويري از اطاقه
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ارباب وفا
    بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
    که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
    گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
    به من تکیه کن از عشق
    که من یار تو هستم که من یار تو هستم

    حیف است که ارباب وفا را نشناسی
    ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
    حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
    این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی

    بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس
    تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس
    پنهون نشو از من گریزون نشو از من
    دور تو بگردم رو گردون نشو از من رو گردون نشو از من

    حیف است که ارباب وفا را نشناسی
    ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
    حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
    این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی

    در دست تو هست دلم ای دزد
    سر مست تو هست دلم ای دزد
    دنبا کسی غیر تو نیست
    تا وصل تو هست دلم ای دزد
    گلبانگ منو نبر از یاد
    عاشق شدن رو نبر از یاد
    من خستم و عشق یه جهانش
    کین یک سخن رو نبر از یاد

    حیف است که ارباب وفا را نشناسی
    ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
    حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
    این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی


    بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
    که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
    گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
    به من تکیه کن از عشق
    که من یار تو هستم که من یار تو هستم

    حیف است که ارباب وفا را نشناسی
    ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
    حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
    این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. غریبستان
    جانا به غریبستان
    تا چند ز چه می مانی
    باز آ از آن غربت
    تا چند پریشانی
    صد نامه فرستادم
    صد راه نشان دادم
    یا نامه نمی خوانی
    یا راه نمی دانی

    باز آ که در آن محبس
    قدر تو نداند کس
    با سنگدلان منشین
    تو گوهر این كاني

    اگر خواهم غم دل با تو گویم
    جا نمی یابم
    اگر جایی شود پیدا
    تو را تنها نمی یابم
    اگر جایی کنم پیدا
    تنها تو را یابم
    ز شادی دست و پا گم می کنم
    خود را نمی یابم
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. اگه داشتم تو رو
    اگه داشتم تو رو دنيام يه صفاي ديگه داشت
    شب عشقم واسه من حال و هواي ديگه داشت
    اگه داشتم تو رو رسواي عبادت مي شدم
    دلم اين خسته عاشق يه خداي ديگه داشت

    اگه داشتم تو رو اون قصه نويس
    واسه من يه قصه هاي ديگه داشت
    مي دونم زندگي اينجوري نبود
    مرد عاشق يه شبهاي ديگه داشت

    اگه داشتم تو رو اون ميخونه که جاي منه
    شبها اونجا جاي من يه بينواي ديگه داشت
    نمي گم با تو واسم، گريه ديگه گريه نبود
    با تو اين زمزمه ها يه هاي هاي ديگه داشت

    مي دونم پيش تو آروم مي شدم حتي اگه
    قهر و نازت واسه من درد و بلاي ديگه داشت
    اگه يارم مي شدي، صاحب دنيات مي شدم
    فکر نکن چشمهاي تو يه آشناي ديگه داشت
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. محض رضای خدا
    محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
    بعد يه عمر آشنايي چرا گشتي جدا
    گفتي تا روز پيري تا وقتي كه بميري
    تا دنيا دنيا باشه پيشم مي موني و نميري
    بگوبا كه هستي حالا كي رو مي پرستي
    دستاي گرمت و گذاشتي تو چه دستي
    تو تاريكي شبهاي منه زار
    بگو شمع شب افروز كه هستي
    محض رضاي خدا به من بگو بي وفا
    بعد يه عمر آشنايي چرا گشتي جدا
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. میلاد
    براي روز ميلاد تن من،
    نمي خوام پيرهن شادي بپوشي
    به رسم عادت ديرينه حتي،
    برايم جام سرمستي بنوشي
    براي روز ميلادم اگر تو،
    به فکر هديه اي ارزنده هستي
    منو با خود ببر تا اوج خواستن،
    بگو با من که با من زنده هستي
    که من بي تو نه آغازم نه پايان،
    تويي آغاز روز بودن من
    نذار پايان اين احساس شيرين،
    بشه بي تو غم فرسودن من

    نمي خوام از گلهاي سرخابي،
    برايم تاج خوشبختي بياري
    به ارزشهاي ايثار محبت،
    به پايم اشک خوشحالي بباري
    بذار از داغي دستهاي تنها،
    بگيره هرم گرما بستر من
    بذار با تو بسوزه جسم خستم،
    ببيني آتش و خاکستر من
    اي تنها نياز زنده موندن،
    بکش دست نوازش بر سر من
    به تن کن پيرهني رنگ محبت،
    اگه خواستي بيايي ديدن من
    که من بي تو نه آغازم نه پايان،
    تويي آغاز روز بودن من
    نذار پايان اين احساس شيرين،
    بشه بي تو غم فرسودن من
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. حلقهء طلایی
    يه حلقه طلايي اسمتو روش نوشتم
    مي خوام بيام دستت کنم بياي تو سرنوشتم
    دو تا دل از جواهر مي خوام برات بيارم
    که بندازم به گردنت هميشه يادگارم

    مي گيره دل بهونت ميام بسوي خونت
    اگه کسي ببينه مي گم شدم ديوونت
    مي دوني توي دنيا به غير تو ندارم
    اگه بخواي دلم رو به زير پات مي ذارم

    نمي دوني دلي که بي قراره اگه بگي بله چه حالي داره
    برات لباسي از حرير ميارم نگينش از ماه پولک از ستاره
    خدا کنه تا جون دارم باشي گل بهارم
    يه روز نياد به من بگي ديگه دوست ندارم
    بريز به روي شونه هات زلفهاتو دسته دسته
    مي خوام که تاج مرواريد روي موهات بذارم
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. تمنا
    اي جان من
    هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
    هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
    هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
    با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

    اي جان من تو . جانان من تو
    در مذهب عشق ايمان من تو
    هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم
    اين دست تمنا که به سوي تو دراز است

    هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
    با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

    هر که در عشق تو گم شد از تو پيدا مي شود
    قطره ي نا قابل دل از تو دريا مي شود
    دستي که به درگاه خدا بسته پل عشق
    کوتاه نبينيد که اين قصه دراز است

    خاصييت عشق مي جوشد از تو
    دل رنگ اتش مي پويد از تو
    هر گوشه ي اين خاک که دل سوخته اي هست
    از دولت عشق تو در ميکده باز اسث

    هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
    هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
    هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
    با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

    اي جان من . ايمان من
     
    ُSara2000، ILMAH_68 و ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ از این ارسال تشکر کرده اند.