1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های معین (گلچین)

شروع موضوع توسط Faryade yas ‏Feb 6, 2015 در انجمن متن آهنگ ها

  1. ملاقات


    قسم به عشقمون قسم
    همش برات دلواپسم
    قرار نبود اینجوری شه
    یهو بشی همه کسم

    راستی چی شد ، چه جوری شد
    اینجوری عاشقت شدم
    شاید میگم تقصیر توست
    تا کم شه از جرم خودم

    به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
    چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
    نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
    تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری

    من از پروانه بودن ها
    من از دیوانه بودن ها
    من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم

    من از هیچ بودن ها
    از عشق نداشتن ها
    از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

    راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم
    شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

    من از عمق رفاقت ها
    من از لطف صداقت ها
    من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

    من از حرف جدایی ها
    مرگ آشنایی ها
    من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

    راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم
    شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  2. جدایی


    از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
    گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
    به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
    بنویس مهلت موندن یه نفس بود
    سهم من از همه دنیا یه قفس بود
    بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
    سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

    من که تو بن بست غربت
    زخمی از آوار پاییز
    فکر چشمای تو بودم
    با دلی از گریه لبریز
    شب عاشقونه ی من که حروم شد
    مهلتی بودن با تو که تموم شد
    ندونستم باید از تو می گذشتم
    وقتی از غربت چشمات می نوشتم

    بنویس مهلت موندن یه نفس بود
    سهم من از همه دنیا یه قفس بود
    بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
    سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  3. تو قلب منی


    اونقدرعاشق میشم
    اونقدر از تو میگم که به یمن اسم تو
    توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

    اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق
    بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه

    تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
    تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
    فقط تو رو ، داره فریاد میزنه


    تو هوای تازهٔ زندگی هستی
    که تو قصر آرزو هایم نشستی
    تو همون معجزه و لطف خدایی
    که طلسم نا امیدی رو شکستی


    میون گلها نرو ، سخته پیدا کردنت
    آخه تو خودت گلی ، چه قشنگه دیدنت
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  4. شراب

    برو برو که خسته ام از شکستنم
    من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
    کبوترم که پر زدم ز بام تو
    بیزارم از نامت به لب آوردنم
    آ........ه
    یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
    امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو
    یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
    امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو
    ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم
    بیا که جون نسپردم بیا که جون نسپردم


    میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم
    ندیدمت که ندیدم
    ندیدمت که ندیدم
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  5. ای دریغ


    چون سرابی در کویر ، چون خیالی دلپذیر
    رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر

    رفتی و آمد بهار ، بیقرارم بیقرار
    خاطراتت را فقط از من مگیر ، از من مگیر

    از میان قاب دودی رنگ شیشه
    می بریدی از من اما تا همیشه
    تا همیشه ، تا همیشه

    با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم


    پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

    با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و امید
    از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

    ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
    قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ


    خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده
    چشمه وقت تشنگی آب گل آلودم شده

    همچو ماه آسمان از من گریزان میشوی
    مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان میشوی
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  6. گناه

    پيش تو رو سياهم، تو بگذر از گناهم
    ندامت رو تو ديدي، تو عالم نگاهم

    تو خواستي من نخواستم، با هم باشند دلهامون
    نشستي من نشستم، به پاي لحظه هامون

    تو بودي من نبودم، ديوونه مثل مجنون
    تو موندي من نموندم، به پاي عهد و پيمون

    نميشه باور من، کنار من نشستي
    کسي که مي پرستم، تو بودي و تو هستي

    نميشه باور من، هنوز به پام نشستي
    چشاتو رو بديهام، تو عاشقونه بستي
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  7. میلاد

    براي روز ميلاد تن من،
    نمي خوام پيرهن شادي بپوشي
    به رسم عادت ديرينه حتي،
    برايم جام سرمستي بنوشي
    براي روز ميلادم اگر تو،
    به فکر هديه اي ارزنده هستي
    منو با خود ببر تا اوج خواستن،
    بگو با من که با من زنده هستي
    که من بي تو نه آغازم نه پايان،
    تويي آغاز روز بودن من
    نذار پايان اين احساس شيرين،
    بشه بي تو غم فرسودن من

    نمي خوام از گلهاي سرخابي،
    برايم تاج خوشبختي بياري
    به ارزشهاي ايثار محبت،
    به پايم اشک خوشحالي بباري
    بذار از داغي دستهاي تنها،
    بگيره هرم گرما بستر من
    بذار با تو بسوزه جسم خستم،
    ببيني آتش و خاکستر من
    اي تنها نياز زنده موندن،
    بکش دست نوازش بر سر من
    به تن کن پيرهني رنگ محبت،
    اگه خواستي بيايي ديدن من
    که من بي تو نه آغازم نه پايان،
    تويي آغاز روز بودن من
    نذار پايان اين احساس شيرين،
    بشه بي تو غم فرسودن من
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  8. تمنا


    هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
    هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
    هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
    با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

    اي جان من تو . جانان من تو
    در مذهب عشق ايمان من تو
    هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم
    اين دست تمنا که به سوي تو دراز است

    هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
    با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

    هر که در عشق تو گم شد از تو پيدا مي شود
    قطره ي نا قابل دل از تو دريا مي شود
    دستي که به درگاه خدا بسته پل عشق
    کوتاه نبينيد که اين قصه دراز است

    خاصييت عشق مي جوشد از تو
    دل رنگ اتش مي پويد از تو
    هر گوشه ي اين خاک که دل سوخته اي هست
    از دولت عشق تو در ميکده باز اسث

    هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
    هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
    هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
    با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
     
    P@rnian و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.
  9. پنجره

    باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
    صفحه ذهن کبوتر آبي است
    خواب گل مهتابي است

    اي نهايت در تو، ابديت در تو
    اي هميشه با من، تا هميشه بودن
    باز کن چشمت را تا که گل باز شود
    قصه زندگي آغاز شود
    تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
    تا دلم باز شود، تا دلم باز شود

    دلم اينجا تنگ است، دلم اينجا سرد است
    فصلها بي معني، آسمان بي رنگ است
    سرد سرد است اينجا، باز کن پنجره را
    باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا

    اي هميشه آبي اي هميشه دريا
    اي تمام خورشيد اي هميشه گرما
    سرد سرد است اينجا باز کن پنجره را
    اي هميشه روشن، بازکن چشم به من
     
    P@rnian از این پست تشکر کرده است.
  10. هوس

    برای من نوشته
    گذشته ها گذشته
    تمام قصه هام هوس بود
    برای او نوشتم
    برای تو هوس بود
    ولی برای من نفس بود

    كاشكی خبر نداشتی
    دیونه نگاتم
    یه مشت خاك ناچیز
    افتاده ای به زیر پاتم
    كاشكی صدای قلبت
    نبود صدای قلبم
    كاشكی نگفته بودم
    تا وقت جون دادان باهاتم

    نوشته هرچه بود تموم شد
    نوشتم عمر من حروم شد
    نوشته رفته ای زیادم
    نوشتم شمع رو به بادم
    نوشته در دلم هوس مرد
    نوشتم دل توی قفس مرد

    كاشكی نبسته بودم
    زندگیمو به چشمات
    كاشكی نخورده بودم
    به سادگی فریب حرفات

    لعنت به من كه آسون
    به یك نگات شكستم
    به این دل دیونه
    راه گریز و ساده بستم
     
    P@rnian از این پست تشکر کرده است.