1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های محمد اصفهانی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 15, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. شب افروز
    بینی جهان را خود را نبینی
    تا چند جانا غافل نشینی
    نور قدیمی شب را بر افروز
    دست کلیمی در آستینی
    بیرون قدم نه از دور آفاق
    تو پیش از اینی تو بیش از اینی
    جانی که بخشند دیگر نگیرند
    مرگ است صیدی تو در کمینی
    صورتگری را از من بیاموز
    شاید که خود را باز آفرینی
    صورتگری را از من بیاموز
    شاید که خود را باز آفرینی

    سركش مشو كه چون شمع ازغیرتت بسوزد
    دلبر كه در كف او موم است سنگ خـــارا
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  2. بوی باران
    ای که بوی باران شکفته در هوایت

    یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت

    شد خزان به پایت بهار باور من

    سایه بان مهرت نمانده بر سر من

    جز غمت ندارم به حال دل گواهی

    ای که نور چشمم در این شب سیاهی

    چشم من به راهت همیشه تا بیایی

    باغ من بهارم بهشت من کجایی؟

    جان من کجایی
    کجایی
    که بی تو دل شکسته ام

    سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام

    آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا

    مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا

    ای گل آشنا بیا

    بیقرارم بیا

    وای از این غم جدایی
    وای از این غم جدایی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  3. مثل گل
    پدرا پدربزرگا ، مادرا مادربزرگا ، مثلِ گل مثلِ بهارين
    دلامون نازك و نرمه ، چشامون چشمه شرمه ، اشكامونو درنيارين
    كاشكي مي شد براي بزرگترامون قصراي طلا مي ساختيم
    مثِ آب چشمه ها آيينه هاشو صاف و پر جلا مي ساختيم
    ابر فتنه وقتي سنگ غم مي باريد ، سينه مونو سپر بلا مي ساختيم
    چشامون دروغ نميگن واسه ما چراغ راهين
    گرچه پشتتون خميدس واسه ما پشت و پناهين
    ماها مثل شب و روزيم شما مثل مهر و ماهين
    كاشكي مي شد با شما تو شهر عاشقا بمونيم
    مثل اون قديم نديما قصه وفا بخونيم
    رمز روزا رو بفهميم
    رازشبهارو بدونيم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  4. آسیمه سر

    زينگونه ام که در غم غربت شکيب نيست
    گر سر کنم شکايت هجران غريب نيست

    جانم بگير و صحبت جانانه ام ببخش
    کز جان شکيب هست وز جانان شکيب نيست

    گمگشته ی ديار محبت کجا رود
    نام حبيب هست و نشان حبيب نيست

    عاشق منم که يار به حالم نظر نکرد
    ای خواجه درد هست و ليکن طبيب نيست




    آسيمه سر رسيدی
    از غربت بيابان

    دلخسته ديدمت در
    آوار خيس باران

    وا مانده در تبی گنگ
    ناگه به من رسيدی

    من خود شکسته از خود
    در فصل نا اميدی

    در برکهء دو چشمت
    نه گريه و نه خنده

    گم کرده راه شب را
    سرگشته چون پرنده

    من ره به خلوت عشق
    هر گز نبرده بودم

    پيدا نميشدی تو
    شايد که مرده بودم
    پيدا نميشدی تو
    شايد که مرده بودم

    من با تو خو گرفتم
    از خنده ات شکفتم

    چشم تو شاعرم بود
    تا اين ترانه گفتم

    در خلوت سرايم
    يک باره پر کشيدی

    آن گاه ای پرنده
    بار دگر پريدی

    در خلوت سرايم
    يک باره پر کشيدی

    آن گاه ای پرنده
    بار دگر پريدی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  5. شب آفتابی
    من از پشت شبهای بی خاطره
    من از پشت زندان غم آمدم
    من از آرزوهای دور ودراز
    من از خواب چشمان نم آمدم
    تو تعبير رؤيای ناديده ای
    تو نوری كه بر سايه تابيده ای
    تو يك آسمان بخشش بی طلب
    تو بر خاك ترديد باريده ای
    تو يك خانه در كوچه زندگی
    تو يك كوچه در شهر آزادگی
    تو يك شهر در سرزمين حضور
    تويی راز بودن به اين سادگی
    مرا با نگاهت به رؤيا ببر
    مرا تا تماشای فردا ببر
    دلم قطره ای بي تپش در سراب
    مرا تا تكاپوی دريا ببر
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  6. با شوق تو

    دکلمه]
    از شبنم عشق خاک آدم گل شد
    شوری برخواست ،فتنه ای حاصل شد

    صد نشتر عشق بر رگ روح زدند
    یک قطره از آن چکید و نامش دل شد
    یک قطره از آن چکید و نامش دل شد





    تنگ غروب فصل بهار
    یه كوچه باغ یه پنجره

    یه قلب پیر پر از امید
    باشوق تو منتظره

    باگوشه های چارقدش
    اشكاشو پنهون میكنه

    اما نگاش غصّه هاشو
    از دور نمایون میكنه

    منتظره پرستو ها
    خبر بیارن از گلش
    اما نمیدونه اونام
    خبرندارن از گلش

    اون گل سرخ تو تاریكی
    ستاره شد شبو شكست

    خورشید روشنی شد و
    رفت و تو آسمون نشست
    رفت و تو آسمون نشست

    اما هنوز فصل بهار
    با صد هزار تا خاطره
    یه قلب پیر ؛ پر از امید
    باشوق تو منتظره
    نشسته پشت پنجره



    تنگ غروب فصل بهار
    یه كوچه باغ یه پنجره

    یه قلب پیر پر از امید
    باشوق تو منتظره

    باگوشه های چارقدش
    اشكاشو پنهون میكنه

    اما نگاش غصّه هاشو
    از دور نمایون میكنه


    منتظره پرستو ها
    خبر بیارن از گلش
    اما نمیدونه اونام
    خبرندارن از گلش

    اون گل سرخ تو تاریكی
    ستاره شد شبو شكست
    خورشید روشنی شد و
    رفت و تو آسمون نشست
    رفت و تو آسمون نشست

    اما هنوز فصل بهار
    با صد هزار تا خاطره
    یه قلب پیر ؛ پر از امید
    باشوق تو منتظره
    نشسته پشت پنجره
    باشوق تو منتظره
    نشسته پشت پنجره
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  7. ماه نو
    الیلی وای لیلی وا لیلی
    واویلی یا واعویلی ویلی واویلی واویلی
    والیلی وای لیلی وا لیلی
    واویلی یا واعویلی ویلی واویلی

    روزم شب از محالی خوابی خیالی واویلی
    از موی او نال و نالان مویی و نالی واویلی
    نعل سمندش از خاک بر شده تا افلاک
    در غم او رشک مجنونم من و دل حالی

    تو شمع کاشانه منم چو پروانه
    دلم به زلف توست مزن بر او شانه

    جانا بدرالدجایی دام دلهایی
    از رشک تو زهره گویان: رو چه آرایی؟
    از رخ خوبت هیهات مه به فلک شه مات!
    مانده چو گو سر به چوگان من سودایی...

    یآااااا خیر الحبیبی ومحبوب

    جامم پر از دنانی راحی ریحانی
    ای لاله رو داغ جانان داغ جانانی
    شور نشاطش در چنگ شعله آتش رنگ
    از تف و آتش افشان شد دم انسانی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  8. ستاره غریب
    تو ستاره غریبی تو شکوه باور من
    شب عاشقیست یارا بنشین برابر من
    تو چه کرده ای که با تو شده عشق تار و پودم
    تو چه کرده ای که عمریست پی تو در سجودم

    تو چه کرده ای که عمری ز پیت دویده ام من
    به خدا قسم که با تو به خدا رسیده ام من
    چه شکسته ایستادی، چه شکسته تر پریدی
    به طواف عاشقانه حرم خدا رسیدی، حرم خدا رسیدی

    تو چه کرده ای که عمری ز پیت دویده ام من
    به خدا قسم که با تو به خدا رسیده ام من
    چه شکسته ایستادی، چه شکسته تر پریدی
    به طواف عاشقانه حرم خدا رسیدی، حرم خدا رسیدی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  9. هوای تو

    از کجا باید شروع کرد کرد
    قصه ی عشقو دوباره
    با زمین خیلی غریبم با هوای تو صمیمی
    دیده بودمت هزار بار تو یه رویای قدیمی
    به نگاه چشم گریون یه فرشه رو زمینی
    چشامو به روت می بندم تا که اشکامو نبینی

    با تو فریاد یه عمر و و و میکشم تا اوج باور
    دلای آبی همیشه میمونن بی یار و یاور
    از کجا باید شروع کرد قصه ی عشقو دوباره
    تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره
    از کجا باید شروع کرد قصه ی عشقو دوباره
    تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره
    نباره ه ه ه

    غربت ارزوهامون دل طاقتو شی*****
    نگو تو شهر حقیقت واسه ما جایی نمونده
    نگو دیره واسه گفتن سهمم از دنیا همینه
    که تو تنهایی شبهام کسی اشکامو نبینه/ کسی اشکامو نبینه
    از کجا باید شروع کرد قصه ی عشقو دوباره
    تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره
    از کجا باید شروع کرد قصه ی عشقو دوباره
    تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره

    از کجا باید شروع کرد کرد
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  10. طلب

    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را
    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را

    دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
    دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
    یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید
    بر آید, بر آید

    بگشای تربتم را بعد از وفات بنگر
    کز آتش درونم دود از کفن برآید, برآید ,برآید

    بنمای رخ که خلقی واله شوند وحیران
    بگشای لب که فریاد از مرد وزن بر آید
    بنمای رخ که خلقی واله شوند وحیران
    بگشای لب که فریاد از مرد وزن بر آید

    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را
    ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشم
    از دوریت در آتشم در آتشم یا را
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.