1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های لیلا فروهر

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Sep 15, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. ندای آسمانی

    ای همه خوبی و شادی من اسیرم

    سجده گاه من تویی نذار بمیرم

    شن خشکم انتظار یک کویرم

    آب پاک تشنگی ببار نمیرم

    تو ندای آسمونی

    تو ندای آسمونی

    تو سخاوت زمینی

    تو سخاوت زمینی

    تو صداقت مثل گندم

    تو صداقت مثل گندم

    تو صدای آخرینی

    تو صدای آخرینی

    تو یه شعری واسه شاعر

    تو یه جاده واسه عابر

    تو یه موجی واسه ساحل

    تو زیارتگاه زائر

    تو ندای آسمونی

    تو ندای آسمونی

    تو سخاوت زمینی

    تو سخاوت زمینی

    تو صداقت مثل گندم

    تو صداقت مثل گندم

    تو صدای آخرینی

    تو صدای آخرینی



    تویی نیاز دست من

    تویی صدای قلب من

    فرداست روز آخرم

    تو بیا دربدرم

    طلوع صبح پاک من

    تویی وجود گرم من

    به آسمون نگاه نکن

    تویی آرزوی من



    تو یه شعری واسه شاعر

    تو یه جاده واسه عابر

    تو یه موجی واسه ساحل

    تو زیارتگاه زائر

    تو ندای آسمونی

    تو ندای آسمونی

    تو سخاوت زمینی

    تو سخاوت زمینی

    تو صداقت مثل گندم

    تو صداقت مثل گندم

    تو صدای آخرینی

    تو صدای آخرینی



    تویی نیاز دست من

    تویی صدای قلب من

    فرداست روز آخرم

    تو بیا دربدرم

    طلوع صبح پاک من

    تویی وجود گرم من

    به آسمون نگاه نکن

    تویی آرزوی من
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  2. دو پرنده
    دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

    نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

    ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

    تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت

    نه رفیقی نه سلامی

    نه کسی با یه پیامی

    رو درختی تنها توی دشت و صحرا بی پناهیم

    سر توی بال هم اما باز محتاج یه نگاهیم

    پاک و معصوم بی گناهیم

    خالی از حرف پر آهیم

    دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

    نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

    ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

    تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت



    دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

    نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

    ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

    تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت

    هر زمستون که میمیریم

    تو بهار باز جون می گیریم

    تنای سرد ما واسه دست آفتاب بیقراره

    تا بهارو دیدن چاره ما تنها انتظاره

    انتظاره انتظاره چاره تنها انتظاره

    دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

    نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

    ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

    تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت

    دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

    نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

    ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

    تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت

    دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

    نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

    ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

    تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  3. اینو از تو یاد گرفتم

    من اگه چیزی میدونم همه رو یادم تو دادی
    نمی تونم یاد بگیرم جز اینا چیز زیادی
    تو برام تجربه بودی تلختر از زهر هلاهل
    اما اینو یاد گرفتم که نباشم از تو غافل
    اینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزم
    تو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزم
    اینو از تو یاد گرفتم که تو عشق دیوونه باشم
    روز بعد با هر چی عشقه غریب و بیگونه باشم
    تو یادم که هر کس عاشقم بشه یه روزی
    زیر آفتاب جدایی بگم باید بسوزی
    اینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزم
    تو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزم

    من اگه چیزی میدونم همه رو یادم تو دادی
    نمی تونم یاد بگیرم جز اینا چیز زیادی
    تو برام تجربه بودی تلختر از زهر هلاهل
    اما اینو یاد گرفتم که نباشم از تو غافل
    اینو از تو یاد گرفتم که تک وتنها بمونم
    هیچ کسو لایق عشقم دیگه تا ابد ندونم
    اگه عشق اومد سراغم پیش پاش زمین نیفتم
    نکنم حرفاشو باور بخونم هر چی که گفتم
    اینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزم
    تو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزم هنوزم
    اینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزم
    تو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزم
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  4. عشق مثل آتیش

    داره اشکم دونه دونه
    میچیکه از روی گونه
    میریزه به هر بهونه
    روی خاک پاک خونه
    تو دلم غم کرده لونه
    چی بگم از این زمونه
    گل پونه زد جوونه
    دلم از غصه میخونه
    عشق مثل آتیش میمونه
    میکشه هر دم زبونه
    تو که باشی یه نشونه
    تو دل هر کی که خونه
    هر کسی شعری میخونه
    با نوای عاشقونه
    بگین از عشق چی میمونه
    توی قلب این زمونه
    عاشق اینو خوب میدونه
    که بهار عشق خزونه
    راز تلخ عاشقی رو
    توی دنیا اون میدونه

    عشق مثل آتیش میمونه
    میکشه هر دم زبونه
    تو که باشی یه نشونه
    تو دل هر کی که خونه
    هر کسی شعری میخونه
    با نوای عاشقونه
    بگین از عشق چی میمونه
    توی قلب این زمونه
    عاشق اینو خوب میدونه
    که بهار عشق خزونه
    راز تلخ عاشقی رو
    توی دنیا اون میدونه
    عاشق اینو خوب میدونه
    که بهار عشق خزونه
    راز تلخ عاشقی رو
    توی دنیا اون میدونه
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  5. کلاغای خبر چین
    کلاغای خبر چین
    میان هزار تا دسته
    با پرهای شکسته
    میگن که عاشق تو
    تو انزوا نشسته
    کلاغای خبر چین
    میان هزار تا دسته
    با پرهای شکسته
    میگن که عاشق تو
    تو انزوا نشسته
    میگن که عاشق تویی
    نبض شقایق تویی
    صدای خواهش منم
    روح حقایق تویی
    میگن که عاشق تویی
    نبض شقایق تویی
    صدای خواهش منم
    روح حقایق تویی

    من قصه ساز تب تو بودم
    فریاد خشک لب تو بودم
    هم سونه تو تو پیچ و خمها
    سرود خواب شب تو بودم
    میگن که عاشق تویی
    نبض شقایق تویی
    صدای خواهش منم
    روح حقایق تویی

    کلاغای خبرچین
    زیر هزار تا پرچین
    میگن که از غم تو
    شکسته قلب زمین
    میگن که تو سکوتو
    به جای من نشوندی
    معنی تنهایی رو
    به انتها رسوندی
    به انتها رسوندی
    میگن که عاشق تویی
    نبض شقایق تویی
    صدای خواهش منم
    روح حقایق تویی
    میگن که عاشق تویی
    نبض شقایق تویی
    صدای خواهش منم
    روح حقایق تویی
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  6. قصر نور

    عمر این خونه کهنه
    این روزا به صد رسیده
    دستی که خشتشو ساخته
    حالا زیر خاک پوسیده
    اتاق من کوچیک و سرد
    کنج این خونه نشسته
    سقف چوبیش دیگه پیره
    لب طاقچه هاش شکسته
    اما وقت که تو باشی
    اتاقم قصر بلوره
    این اتاق سرد و تاریک
    واسه من یه پارچه نوره
    دیگه کوزه گلی رو
    تنگی از طلا می بینم
    غم رفیق شب و روزو
    از خودم جدا می بینم
    عمر این خونه کهنه
    این روزا به صد رسیده
    دستی که خشتشو ساخته
    حالا زیر خاک پوسیده

    هر گوشه از این اتاقم
    واسه من خاطره داره
    از در و دیوار و طاقچش
    شوق زندگی می باره
    از در و دیوار و طاقچش
    شوق زندگی می باره
    تو عزیزی تو بزرگی واسه من
    توی دنیا همه چیزی واسه من
    تو عزیزی تو بزرگی واسه من
    توی دنیا همه چیزی واسه من
    عمر این خونه کهنه
    این روزا به صد رسیده
    دستی که خشتشو ساخته
    حالا زیر خاک پوسیده

    عمر این خونه کهنه
    این روزا به صد رسیده
    دستی که خشتشو ساخته
    حالا زیر خاک پوسیده
    اتاق من کوچیک و سرد
    کنج این خونه نشسته
    سقف چوبیش دیگه پیره
    لب طاقچه هاش شکسته

    هر گوشه از این اتاقم
    واسه من خاطره داره
    از در و دیوار و طاقچش
    شوق زندگی می باره
    از در و دیوار و طاقچش
    شوق زندگی می باره
    تو عزیزی تو بزرگی واسه من
    توی دنیا همه چیزی واسه من
    تو عزیزی تو بزرگی واسه من
    توی دنیا همه چیزی واسه من
    عمر این خونه کهنه
    این روزا به صد رسیده
    دستی که خشتشو ساخته
    حالا زیر خاک پوسیده
    عمر این خونه کهنه
    این روزا به صد رسیده
    دستی که خشتشو ساخته
    حالا زیر خاک پوسیده
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  7. قصهء تو قصهء من

    قصه تو قصه من قصه تگرگ و شبنم
    قصه برف و شراره قصه دشنه ومرحم
    قصه من قصه تو قصه تلخ دوباره
    قصه پلنگ عاشق قصه صید ستاره
    منو بشناسون دوباره به من و آینه و دیدار
    منو تازه کن به بوسه منو دست گریه نسپار
    یه ترانه از تو دور و یه ترانه به تو نزدیک
    پیش تو گم میشم از تو ای غزلواره تاریک

    خسته و دلگیرم از من درو باز کن به ستاره
    یه نفس نوازشم کن بذار از شب گل بباره
    چیزی تا گریه نمونده پر بغضه همه حرفام
    منو با یه بوسه بشکن که سکوته همه دنیام
    منو بشناسون دوباره به من و آینه و دیدار
    منو تازه کن به بوسه منو دست گریه نسپار
    یه ترانه از تو دور و یه ترانه به تو نزدیک
    پیش تو گم میشم از تو ای غزلواره تاریک

    قصه تو قصه من قصه تگرگ و شبنم
    قصه برف و شراره قصه دشنه ومرحم
    قصه من قصه تو قصه تلخ دوباره
    قصه پلنگ عاشق قصه صید ستاره
     
  8. تو

    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    فکر صبح و ظهر و شامی
    همه کسب و کار مایی
    مثل جای دست شاعر
    کاغذا رو می سوزونی
    مثل انگشتای نقاش
    خواب رنگا رو میدونی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی

    وقتی تلخی خود قندی
    بلدی به غم بخندی
    وقتی خوشرنگی گناهه
    سر تا پا آینه پسندی
    کرم ابریشم به یادت
    بهترین پروانه میشه
    حتی قندیل سکوتت
    آب میشه ترانه میشه
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی

    تو چه باشی چه نباشی
    صاحب این لحظه هایی
    فکر صبح و ظهر و شامی
    همه کس با کار مایی
    مثل جای دست شاعر
    کاغذا رو می سوزونی
    مثل انگشتای نقاش
    خواب رنگا رو میدونی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی

    وقتی تلخی خود قندی
    بلدی به غم بخندی
    وقتی خوشرنگی گناهه
    سر تا پا آینه پسندی
    کرم ابریشم به یادت
    بهترین پروانه میشه
    حتی قندیل سکوتت
    آب میشه ترانه میشه
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
    تو چه باشی چه نباشی
    نور زندگی می پاشی
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  9. قدیما
    قدیما گریه می کردیم
    دلمون تازه میشد
    خوشی و ناخوشیمون
    دوباره اندازه میشد
    قدیما اینهمه دلهره نداشتیم یادمه
    گندم فردا رو امروز نمی کاشتیم یادمه
    بگو میشه میشه بازم
    به همون روزا رسید
    میشه بک بار دیگه
    با دل خوش نفس کشید
    بگو میشه میشه بازم
    به همون روزا رسید
    میشه بک بار دیگه
    با دل خوش نفس کشید

    قدیما خواب پرنده ها
    پریشون نمیشد
    حتی حتی تو قفس
    زندگی زندون نمیشد
    کسی تو پستوی غم
    تنهایی پرپر نمیزد
    پنجه طاقتشو
    به سیم آخر نمیزد
    قدیما خونه تو خونه ما بود یادمه
    گریه ها و خنده هامون هم صدا بود یادمه
    مردم از کابوس غربت
    منو دلداری بده
    برای باور یک رویا
    منو یاری بده
    بگو میشه میشه بازم
    به همون روزا رسید
    میشه بک بار دیگه
    با دل خوش نفس کشید
    بگو میشه میشه بازم
    به همون روزا رسید
    میشه بک بار دیگه
    با دل خوش نفس کشید

    قدیما خواب پرنده ها
    پریشون نمیشد
    حتی حتی تو قفس
    زندگی زندون نمیشد
    کسی تو پستوی غم
    تنهایی پرپر نمیزد
    پنجه طاقتشو
    به سیم آخر نمیزد
    قدیما خونه تو خونه ما بود یادمه
    گریه ها و خنده هامون هم صدا بود یادمه
    مردم از کابوس غربت
    منو دلداری بده
    برای باور یک رویا
    منو یاری بده
    بگو میشه میشه بازم
    به همون روزا رسید
    میشه بک بار دیگه
    با دل خوش نفس کشید
    بگو میشه میشه بازم
    به همون روزا رسید
    میشه بک بار دیگه
    با دل خوش نفس کشید
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  10. خوب

    با تو بودم خوب بودم
    بی تو شهر آشوب بودم
    تا خراب آباد رفتم
    تا ته فریاد رفتم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم

    خانه ام را خواب دیدم
    نامه ها بر آب دیدم
    صحنه ات را خاک خوردم
    سفره ات بر دوش بردم
    ساحلی دلباز بودم
    بغض هر آواز بودم
    هر چه خواندم خوب خواندم
    در زمستان سبز ماندم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم

    با تو بودم خوب بودم
    بی تو شهر آشوب بودم
    تا خراب آباد رفتم
    تا ته فریاد رفتم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم

    خانه ام را خواب دیدم
    نامه ها بر آب دیدم
    صحنه ات را خاک خوردم
    سفره ات بر دوش بردم
    ساحلی دلباز بودم
    بغض هر آواز بودم
    هر چه خواندم خوب خواندم
    در زمستان سبز ماندم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
    هر چه گفتم خوب گفتم
    هر چه بودم خوب بودم
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.