1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های لیلا فروهر

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Sep 15, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. قسم به تو

    قسم به تو که عشق من
    یه عشق بی زبونه
    به پای تو چه آتیشه
    یه چشمه جنونه
    چو عشق ما به هم رسد
    طلوع یک ستاره س
    تو زندگی برای ما
    تولدی دوباره س
    بکش به زنجیرم که بی تو میمیرم
    اسیر تقدیرم فناپذیرم
    همیشه غمگینم غم تو تسکینم
    بیا به بالینم نذار بمیرم
    قسم به تو که عشق من
    یه عشق بی زبونه
    به پای تو چه آتیشه
    یه چشمه جنونه
    چو عشق ما به هم رسد
    طلوع یک ستاره س
    تو زندگی برای ما
    تولدی دوباره س

    ای یار من ساحلم تو دریا
    لبریز آرزوها عاشقترین تو دنیا
    ای یار وقتی من و تو شد ما
    دنیا میشه چه زیبا حتی تو خواب و رویا
    قسم به تو که عشق من
    یه عشق بی زبونه
    به پای تو چه آتیشه
    یه چشمه جنونه
    چو عشق ما به هم رسد
    طلوع یک ستاره س
    تو زندگی برای ما
    تولدی دوباره س

    ای یار من ساحلم تو دریا
    لبریز آرزوها عاشقترین تو دنیا
    ای یار وقتی من و تو شد ما
    دنیا میشه چه زیبا حتی تو خواب و رویا

    قسم به تو که عشق من
    یه عشق بی زبونه
    به پای تو چه آتیشه
    یه چشمه جنونه
    چو عشق ما به هم رسد
    طلوع یک ستاره س
    تو زندگی برای ما
    تولدی دوباره س
    بکش به زنجیرم که بی تو میمیرم
    اسیر تقدیرم فناپذیرم
    همیشه غمگینم غم تو تسکینم
    بیا به بالینم نذار بمیرم
    قسم به تو که عشق من
    یه عشق بی زبونه
    به پای تو چه آتیشه
    یه چشمه جنونه
    چو عشق ما به هم رسد
    طلوع یک ستاره س
    تو زندگی برای ما
    تولدی دوباره س
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  2. مقدمه من و تو (دکلمه)

    من و تو ...دو دلداده دو بي تاب
    من و تو...دو ديوانه دو بي خواب
    بيـــا تـا... در صبحـــو بـبنديم
    كه امشـب شـكفتـه گـل مـهتـاب

    غم تو، تو دلم چه زيبا ميشينـه
    مثـل شبنـم كـه روي گلـها ميشينـه
    بااون نازي كه قوي تنهاتونسيم
    شب مهتاب رو موج دريا ميشينـه
    غم عشقت چه دلنشينه

    من و تو...دو دلداده دو بي تاب
    من و تو...دو ديوانه دو بي خواب
    بيـــا تا...در صبحــــو بـبنديم
    كه امشـب شـكفتـه گـل مـهتـاب

    قشنگه عشق ما ...مگه نه...
    مي جنگه با غمها...مگه نه...

    عشق از نو شد زنده با من و تو
    ليلا عاشق تر بودي يا من و تو
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  3. من و تو

    من و تو دو دلداده دو بی تاب
    من و تو دو دیوانه دو بی خواب
    بیا تا در صبحو ببندیم
    که امشب شکفته گل مهتاب
    که امشب شکفته گل مهتاب

    غم تو تو دلم چه زیبا میشینه
    مثل شبنم که روی گلها میشینه
    با اون نازی که قوی تنها تو نسیم
    شب مهتاب رو موج دریا میشینه
    غم عشقت چه دلنشینه
    غم تو تو دلم چه زیبا میشینه
    مثل شبنم که روی گلها میشینه
    با اون نازی که قوی تنها تو نسیم
    شب مهتاب رو موج دریا میشینه
    غم عشقت چه دلنشینه
    من و تو دو دلداده دو بی تاب
    من و تو دو دیوانه دو بی خواب
    بیا تا در صبحو ببندیم
    که امشب شکفته گل مهتاب
    که امشب شکفته گل مهتاب

    قشنگه عشق ما مگه نه
    میجنگه با غمها مگه نه
    عشق از نو شد زنده با من و تو
    لیلا عاشقتر بود یا من و تو
    قشنگه عشق ما مگه نه
    میجنگه با غمها مگه نه

    قشنگه عشق ما مگه نه
    میجنگه با غمها مگه نه
    عشق از نو شد زنده با من و تو
    لیلا عاشقتر بود یا من و تو
    قشنگه عشق ما مگه نه
    میجنگه با غمها مگه نه

    غم تو تو دلم چه زیبا میشینه
    مثل شبنم که روی گلها میشینه
    با اون نازی که قوی تنها تو نسیم
    شب مهتاب رو موج دریا میشینه
    غم عشقت چه دلنشینه
    من و تو دو دلداده دو بی تاب
    من و تو دو دیوانه دو بی خواب
    بیا تا در صبحو ببندیم
    که امشب شکفته گل مهتاب
    که امشب شکفته گل مهتاب
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  4. افسوس

    افسوس گذشته حاصلی نداره
    دست به دست بیا بسازیم دنیایی دوباره
    به دور از شعارها به دور از ریاها
    دست به دست بیا بسازیم فردایی دوباره
    تا کی رنج و محنت تا کی خشم و نفرت
    سر به زانوی غم تا کی اشک حسرت
    آن زمان گفتن از گذشته ها نیست
    خشم و کین رها کن فرصت رهایی ست
    دونه های بارون از میون ابرا
    قطره قطره ها جمع بشین
    تا بشیم یه دریا
    بس کنین شکایت با مهر و محبت
    دست به دست بیا بسازیم فردایی دوباره

    تا کی رنج و محنت تا کی خشم و نفرت
    سر به زانوی غم تا کی اشک حسرت
    آن زمان گفتن از گذشته ها نیست
    خشم و کین رها کن فرصت رهایی ست
    دونه های بارون از میون ابرا
    قطره قطره ها جمع بشین
    تا بشیم یه دریا
    بس کنین شکایت با مهر و محبت
    دست به دست بیا بسازیم فردایی دوباره
    فردایی دوباره فردایی دوباره
     
  5. فریاد
    در شهر سکوت همچو فریاد رفتم از یاد
    چون ساز جدا مانده ز استاد رفتم از یاد
    چون برگ خزان خسته ز بیداد رفتم از یاد
    زان شعله که بر خشک و تر افتاد رفتم از یاد
    افسوس افسوس از تو ای زمانه
    عشق و آرزوها رفته به باد

    فریاد فریاد از دست تو فریاد
    فریاد فریاد رفتم دگر از یاد
    فریاد فریاد از دست تو فریاد
    فریاد فریاد رفتم دگر از یاد

    در شهر سکوت همچو فریاد رفتم از یاد
    چون ساز جدا مانده ز استاد رفتم از یاد
    چون برگ خزان خسته ز بیداد رفتم از یاد
    زان شعله که بر خشک و تر افتاد رفتم از یاد
    افسوس افسوس از تو ای زمانه
    عشق و آرزوها رفته به باد

    بسته ام خدابا کتاب نا تمامی
    کو برای گفتن پیامی و کلامی
    مانده در گلویم قصه های بیداد
    وه چه سرنوشتی زندگی به من داد
    وه چه سرنوشتی زندگی به من داد
    فریاد فریاد از دست تو فریاد
    فریاد فریاد رفتم دگر از یاد

    در شهر سکوت همچو فریاد رفتم از یاد
    چون ساز جدا مانده ز استاد رفتم از یاد
    چون برگ خزان خسته ز بیداد رفتم از یاد
    زان شعله که بر خشک و تر افتاد رفتم از یاد
    افسوس افسوس از تو ای زمانه
    عشق و آرزوها رفته به باد
    فریاد فریاد از دست تو فریاد
    فریاد فریاد رفتم دگر از یاد
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  6. مقدمه خالق عشق (دکلمه)

    ببار اي خالق عشق
    همه عشق وهمه عشق
    مرا از مـن جـدا كن
    بـبــر تـا عـالـم عشـق
    ببار آن ابـر رحمت
    كـه باشـم محـرم عشـق
    مبــادا دل بـبـنــدم
    به هـر نـامحـرم عشـق
    يارب توهستي اولين عشق وتوهستي آخرين عشق
    منـم محتـاج ايـن عشـق و تويـي مشتـاق ايـن عشق
    تـو دنيـــا رو بنـا كــردي از اول عــاشـقـانـه
    گـل آدم زعشــق وايـن فلـك عشـق و زمـين عشق
    نور هستي...بردور اين هستي
    شور مستي...بر شور اين مستي
    عاشق هستي...عاشق ترين هستي،خدايا،ببــــار اي خالق عشق
    حافظا ز عشـق رندانـه گفتي
    از ملائك و ميخانه گفتي...تو به محرم عشق...چون زخاك من پيمانه كردند
    لايقـم برآن ميخانـه كردنـد...منو اين غم عشق
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  7. خالق عشق

    ببار ای خالق عشق
    همه عشق و همه عشق
    مرا از من جدا کن
    ببر تا عالم عشق
    ببار آن ابر رحمت
    که باشم محرم عشق
    مبادا دل ببندم
    به هر نامحرم عشق

    یارب تو هستی اولین عشقو
    تو هستی آخرین عشق
    منم محتاج این عشقو
    تویی مشتاق این عشق
    تو دنیا را بنا کردی از اول عاشقانه
    گل آدم ز عشق و ای فلک عشق و زمین عشق
    نور هستی بر نور این هستی
    شور مستی بر شور این مستی
    عاشق هستی عاشقترین هستی خدایا
    ببار ای خالق عشق

    حافظا ز عشق رندانه گفتی
    از ملائک و میخانه گفتی
    تو به محرم عشق
    چون ز خاک من پیمانه کردند
    لایقم بر آن میخانه کردند
    من و این غم عشق
    من و این غم عشق
    ببار ای خالق عشق
    همه عشق و همه عشق
    مرا از من جدا کن
    ببر تا عالم عشق
    ببار آن ابر رحمت
    که باشم محرم عشق
    مبادا دل ببندم
    به هر نامحرم عشق

    حافظا ز عشق رندانه گفتی
    از ملائک و میخانه گفتی
    تو به محرم عشق
    چون ز خاک من پیمانه کردند
    لایقم بر آن میخانه کردند
    من و این غم عشق
    من و این غم عشق
    ببار ای خالق عشق
    همه عشق و همه عشق
    مرا از من جدا کن
    ببر تا عالم عشق
    ببار آن ابر رحمت
    که باشم محرم عشق
    مبادا دل ببندم
    به هر نامحرم عشق
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  8. عاشق شدم

    عاشق شدم من در زندگانی
    بر جان زد آتش عشق نهانی
    جانم از این عشق بر لب رسیده
    اشک نیازم بر رخ چکیده
    یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
    در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

    زین عشق سوزان بی عقل و هوشم
    می سوزم از عشق اما خموشم
    ای گرمی جان هر جا که بودی بی ما نبودی
    هر جا که رفتی من با تو بودم تنها نبودی
    یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
    در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

    زین عشق سوزان بی عقل و هوشم
    می سوزم از عشق اما خموشم
    ای گرمی جان هر جا که بودی بی ما نبودی
    هر جا که رفتی من با تو بودم تنها نبودی
    یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
    در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

    عاشق شدم من در زندگانی
    بر جان زد آتش عشق نهانی
    جانم از این عشق بر لب رسیده
    اشک نیازم بر رخ چکیده
    یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
    در این میانه دل می کشاند ما را به سویی
    یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی
    در این میانه دل می کشاند ما را به سویی
    ما را به سویی ما را به سویی
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  9. چشمه نور

    بذار شب چشماشو رو هم بذاره

    تا بگم چقدر دلم دوست داره

    نمیگم اندازه ستاره ها

    نمیگم تو رو میخوام قد خدا

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم



    تو دلت شکستنی مثل صداس

    تو وجودت چیزی غیر از آدماس

    تو باید گل میشدی تو باغ نور

    تو زیادی واسه این چشمای شور

    بذار شب چشماشو رو هم بذاره

    تا بگم چقدر دلم دوست داره

    نمیگم اندازه ستاره ها

    نمیگم تو رو میخوام قد خدا

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم



    تو دلت شکستنی مثل صداس

    تو وجودت چیزی غیر از آدماس

    تو باید گل میشدی تو باغ نور

    تو زیادی واسه این چشمای شور

    بذار شب چشماشو رو هم بذاره

    تا بگم چقدر دلم دوست داره

    نمیگم اندازه ستاره ها

    نمیگم تو رو میخوام قد خدا

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم

    من تو رو قد خودت دوست دارم

    زندگیمو روی چشمات میذارم
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.
  10. بیا بیا
    بیا بیا که پا بندم به عشق تو هنوزم
    شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
    بیا که بعد تو رنگ منو آفتاب ندیده
    گیسوی انتظار من به زانوهام رسیده
    اما از اون روزا دیگه نیومدی به خواب من
    فریاد من هر چی که بود کسی نداد جواب من
    بیا بیا که پا بندم به عشق تو هنوزم
    شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
    بیا که بعد تو رنگ منو آفتاب ندیده
    گیسوی انتظار من به زانوهام رسیده

    از اون روزا حتی تو رو تو فال حافظ ندیدم
    خط فراموشی دیگه روی اسم تو کشیدم
    هر چی که از تو مونده بود برای من خاطره شد
    مثل یه باغ پاییزی روبروی پنجره شد
    پاهای من منتظر سرود رفتن تو شد
    پیرهنی که دوخته بودم اندازه تن تو شد
    قاصدکا مژده میدن که دیگه از راه میرسی
    تا نفسی تازه بدی به لحظه های بی کسی
    بیا بیا که پا بندم به عشق تو هنوزم
    شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
    بیا که بعد تو رنگ منو آفتاب ندیده
    گیسوی انتظار من به زانوهام رسیده

    از اون روزا حتی تو رو تو فال حافظ ندیدم
    خط فراموشی دیگه روی اسم تو کشیدم
    هر چی که از تو مونده بود برای من خاطره شد
    مثل یه باغ پاییزی روبروی پنجره شد
    پاهای من منتظر سرود رفتن تو شد
    پیرهنی که دوخته بودم اندازه تن تو شد
    قاصدکا مژده میدن که دیگه از راه میرسی
    تا نفسی تازه بدی به لحظه های بی کسی
    بیا بیا که پا بندم به عشق تو هنوزم
    شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
    بیا که بعد تو رنگ منو آفتاب ندیده
    گیسوی انتظار من به زانوهام رسیده
    بیا بیا که پا بندم به عشق تو هنوزم
    شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
     
    Kamran888 از این پست تشکر کرده است.