1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های صادقی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Dec 18, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. اشاره
    عشق شیرینش مرا فرهاد کرد
    او بیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد
    او بشد لیلا و ما مجنون روی ما او
    قلب ویران مرا آباد کرد
    ناک شیرینش تمام تلخی عمرم زدود
    قبل از او دنیا برایم این چنین زیبا نبود
    بعد از او هم زندگی هست ولیکن تلخ تلخ
    بعد از او این زندگی دیگر چه سود
    با نظاره با اشاره به تو یگم که دلم عشق تو داره
    می ترسم ندونی و پیمونه ی عمر منم دووم نیاره
    میترسم نخونی آخر حرف ناتموم چشمام
    شایدم نداری باور گرمی حرق نفسهام
    می ترسم فکر کنی عشقم هوس همش سرابه عشق که توش خدا نباشه قصریه اما خرابه
    میترسم قصه ی این عشق بشه افسانه ی دوران
    نذار تا ابد بمونم تک تنها توی زندان
    میترسم صدای قلبم نرسه به گوش قلبت
    بشم آواره به شهرو تاز نگی آخر تو حرفت
    با نظاره با اشاره به تو میگم که دلم عشق تو داره
    می ترسم ندونی و پیمونه ی عمر منم دووم نیاره
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  2. بودنت پایان رنجه
    وقتي دستام توي دستات
    ميشينه حرفت به قلبم
    ميگيره وقتي نباشي
    همه چي بيرنگ و من مات
    وقتي خيره ام توي چشمات
    واسه من مثل يه گنجه
    بودنت پايان رنجه
    ميميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه
    تو تو آغوش منو من توي آغوش خدا
    بي تو نه ستاره و نه قصه و شعر و صدا
    دست تو تو دستمه انگاري دنيا با منه
    آسمون و دريا و لحظه ي رويا با منه
    مگه ميشه بي تو بود؟ مگه ميشه بي تو نوشت؟
    تويي كه همسفر جاده سخت سرنوشت
    ميمونيم تا آخرش با همو از هم ميخونيم
    فاصله يه دريا هم باشه ما عاشق ميمونيم
    وقتي دستام توي دستات
    ميشينه حرفت به قلبم
    ميگيره وقتي نباشي
    همه چي بيرنگ و من مات
    وقتي خيره ام توي چشمات
    واسه من مثل يه گنجه
    بودنت پايان رنجه
    ميميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  3. نفرین
    ه اشک چشات دروغين
    اون قسمات دروغين
    با اون چشات گولم نزن
    طرز نگات دروغيه

    درد دلاموميگم وطعنه به تو نميزنم
    خودت ميخواي که من ازت به سادگي دل بکنم

    من و تو گريون ميکوني با طعنه هاي نا بجا
    خدا کنه سرت بياد همون که اومد سر ما

    نفرين من کاري نکرد خدا خودش کاري کنه
    تقاصمو بگيره واشک از چشات جاري کنه

    الهي درداي دلم بشه طلسم پاي تو
    غصه ودرد و غم بشه لحظه به لحظه هاي تو

    خدا کنه که آه من بگيره اون دامن تو
    روزاي روشنم برات بشه شب سياهه تار

    کوه به کوه نميرسه آدم به آدم ميرسه
    خدا اون روز نياره دستم به دستت برسه

    فکر نکن که بيخيال ميگذرم از گناه تو
    بايد خوب بسوزي خائن آتشه سزاي تو
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  4. کوله پشتی
    دوباره روی شونه ام
    دستهای تو دمیده
    خورشید با تو بودن
    بیداره تا سپیده
    ستاره رو نشون کن
    عقل رو بگیر تو دستهات
    رنگین کمونو بردار
    وصله بزن به رویا

    من با تو ام تو با من
    کاری نداره پرواز
    این کوله پشتی ماست
    فصلی برای آغاز

    یه دشت انتظاره
    اوج غریب فردا
    دل دل نکن عزیزم
    دل رو بزن به دریا
    پرواز رسم مابود
    در بارش گلوله
    وقتی که لاله روئید
    در سینه یه کوله

    من با تو ام تو با من
    کاری نداره پرواز
    این کوله پشتی ماست
    فصلی برای آغاز
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  5. ارث بابام !
    خنده های زورکی
    اشک های یواشکی
    شب و روزی بی هدف
    لحظه های الکی
    تیکه تیکه خط به خط
    رج به رج مهر تنت
    سربلندی واسه عشقه
    توی میدون موندنت
    باخته ها تموم میشن
    وقت بردن میشه باز
    مهربونی خشت و گل
    خونه عشق و بساز
    نگو که خسته شدی
    مرغ پر بسته شدی
    راه فردا رو باید رفت
    نگو پا بسته شدی

    یک شب بارونی بسه
    برای از نو تر شدن
    یک گل شمعدونی بسه
    برای عاشق تر شدن

    یک شب بارونی بسه
    برای از نو تر شدن
    یک گل شمعدونی بسه
    برای عاشق تر شدن
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  6. مهتاب
    دست منو بگیر که داره اینجا
    فرو میره تنم میون مرداب
    ببین که تو چشای بی قرارم
    نگاه خواهشه بسوی مهتاب

    دست منو بگیر ه داره اینجا
    پرنده بودنو ازم می گیره
    تو آسمونی میدونی پرنده
    بدون پر زدن چقدر حقیره

    من و پریدن و رهایی تن
    یه قصه نیست اگرچه آسمونی
    اسارتو میون دست مرداب
    غریبیه پرندرو می دونی

    برای باور شب شکستم
    دلم رضا نمی ده پر امیده
    به گوش هر ستاره ی نگاهت
    صدای جون سپردنم رسیده
    بیا به یمن دلسپاری من
    حقارتو بریز تو چشم مرداب
    نشون بده که می تونه پرنده
    بگیره پر به سوی برج مهتاب
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  7. دل من حالش خوشه
    دل من حالش خوشه ...اصلا بلد نيست بگيره...
    اما خيلی تنگ ميشه... گاهی می ترسم بميره...
    اما بازم به خودش مياد و سوسو ميزنه...
    باز حياط خلوت سينمو جارو ميزنه...
    می گمش تا كی میخوای عاشق بشی و بشكنی...
    به روی خودش نمی ياره... می پرسه بامنی...؟؟!!
    با كيم...
    با توی عاشق پيشه ی سر به هوا
    با توی ديوونه ی در به در بی سر و پا
    با تو كه هر چی دارم می كشم از دست توئه
    با تو كه هر جا ميرم مسير در بست توئه
    كی می خوای دست از سر آبروی من برداری...
    كی می خوای عقلی كه دزديدی سر جاش بذاری...
    كی می خوای بزرگ بشی سنگين بشينی سر جات...
    سر به راه بشی و دنيا رو نذاری زير پات
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  8. پیچک
    مثل آینه شکستم ، تو ندیدی
    صدای شکستنم رو نشنیدی
    یادته بهت می ‌گفتم نمی مونی
    دیدی آخرش به حرف من رسیدی

    پیچک های باغچمون خشک شد و پژمرد
    خاطرات ما رو توی قصه ها برد
    دلی‌ که حتی به حرف های تو خوش بود
    دیدی آخرش چه جور تو دست تو مرد

    من رو دادی به بهانه
    به یه حرف عاشقانه
    چه فروختی من رو آسون
    زیر قیمت ، هیچ و ارزون

    آروم آروم ، بازی بازی
    زندگیم ، دادی به بازی
    ما که باختیم و تموم شد
    الهی خودت نبازی

    تو نبودی ، تو ندیدی
    بغض و هق هق نشنیدی
    واسه بودن تو موندم
    تو چه بی‌ خیال پریدی
    رفتی و زدی ، شکستی
    گلدون اقاقی ها رو
    چه کنم با باغ بی‌ گل
    باغ سرده بی‌ بهار رو
    مثل آینه شکستم ، تو ندیدی
    صدای شکستنم رو نشنیدی
    یادته بهت می ‌گفتم نمی مونی
    دیدی آخرش به حرف من رسیدی
    پیچک های باغچمون خشک شد و پژمرد
    خاطرات ما رو توی قصه ها برد
    دلی‌ که حتی به حرف های تو خوش بود
    دیدی آخرش چه جور تو دست تو مرد
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  9. یه لحظه خوشی
    از تموم دنیا و دار و ندارش
    شونه هاتو کم دارم برای بارش
    زخمی خنجر زهرآگین یارم
    تو که تازه اومدی تنها نذارم

    به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرن
    منو دریاب خوب من دارم می میرم
    دیگه حتی نایی نیست برای خوندن
    خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

    یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم
    برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم
    برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه
    دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه

    غربتم رو آشنایی کن بهارم
    روزامو دریاب عزیز دور شد قطارم
    تنها یک ثانیه عاشقی به جز این
    هیچ توقعی از این روزا ندارم

    توی تاریکی شب مهتاب من باش
    تو بمون تعبیر خوب خواب من باش
    تو که میدونی بدون تو می میرم
    انتهای قصه ی عذاب من باش

    یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم
    برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم
    برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه
    دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.
  10. توی آغوش تو
    من رو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم
    آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم
    من رو تو آغوشت بگیر ، می خوام برات بخونم
    روی زمین چه قدر بده ، می خوام پیشت بمونم
    کی گفته باید بشکنم تا دستم رو بگیری
    خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری
    کی گفته باید گریه ی شب هام رو در بیاری
    تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری
    توی آغوش تو آرامش محضه
    من رو با خودت ببر حتی یک لحظه
    بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور
    ببرم از این زمین سرد و ناجور

    وقتی باید واسه ی رها شدن یه بی فروغ بود
    واسه آرامش نسبی کلی حرف های دروغ بود
    توی دنیا هر چیزی قیمیتی داره حتی وجدان
    این ها رو هیچ جا ندیدم نه تو انجیل ، نه تو قرآن
    وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته
    صدای هق هقت رو پس کی شنفته
    تو که می گی پیشمی تا لحظه ی مرگ
    این که می گن می شکنی ، رنجم می دی ، بگو کی گفته
    توی آغوش تو دیگه تنها نیستم
    هر نفس اسیر دست غم ها نیستم
    دیگه عاشقانه تر از عاشقانه ام
    واسه موندن دیگه با بهار بهانه ام
    توی آغوش تو از درد خبری نیست
    از دروغ و حرف های زرد اثری نیست
    نمی بینی کسی از هراس نونش
    جلوی حرف ناصواب بنده زبونش
    توی آغوش تو آرامش محضه
    من رو با خودت ببر حتی یک لحظه
    بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور
    ببرم از این زمین سرد و ناجور
    توی آغوش تو آرامش محضه
    من رو با خودت ببر حتی یک لحظه
    بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور
    ببرم از این زمین سرد و ناجور
     
    بوق و sargoli از این پست تشکر کرده اند.