1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های شهره صولتی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. زیارت

    وقتی زیارت می روی
    رو به نهایت می روی
    وقتی که با تمام دل
    رو به حقیقت می روی
    وقتی که در هوای عشق
    زمزمه اناالحقی
    بر سر سجاده عشق
    وقت نماز مطلقی
    به یاد من به یاد من
    شمعتو روشن کن
    یاد دل تنهای من
    به نام من به نام من
    که شمع خود سوزم
    به یاد من که گم شدم
    از کس و کارم از خودم
    از من دارن دورتر می شن
    هزار نفس هزار قدم
    به یاد من که آتشم
    عذاب دنیا می کشم
    می روم و نمی رسم
    موجم و بی آرامشم
    به یاد من به یاد من
    شمعتو روشن کن
    یاد دل تنهای من
    به نام من به نام من
    که شمع خود سوزم
    وقتی زیارت می روی
    به سوی ذات بی زوال
    با نیت همیشگی
    ساختن ممکن از محل
    وقتی که می رسی به او
    به یاد من باش و بگو
    بر من هر آنچه که گذشت
    نکته به نکته مو به مو
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  2. شنیدم
    شنیدم باز سراغم رو گرفتی
    چی شد باز یاد این عاشق می افتی
    شنیدم گفتی که دلتنگ مایی
    همین روزا سراغ ما می آیی
    اگه دنبال عشقی عشقت اینجاست
    هنوز کنج دل دیوونه ماست
    می دونستم یه روزی بر میگردی
    زمونه کرد تو با ما بد نکردی
    خودت نیستی خدات هست
    نگات هست و صدات هست
    بدل حال و هوات هست
    بگوشم قصه هات هست
    می دونستم می آیی
    دلم میگفت تو راهی
    نرفتی تو ز یادم
    به هیچ کس دل ندادم

    شنیدم باز دلت تنگ دل ماست
    دلت بی تاب این دیوونگی هاست
    تو رفتی که دنیا رو بگردی
    چنین دیوونه ای پیدا نکردی
    می گن دل به دل راه داره
    وگرنه کار دلها زار زاره
    بیا این در به روی عشق بازه
    بیا با عهد و پیمونهای تازه
    که اینقدر این قمار عشق قشنگه
    ندارم وحشتی گر دل ببازه
    که اینقدر این قمار عشق قشنگه
    ندارم وحشتی گر دل ببازه
    خودت نیستی خدات هست
    نگات هست و صدات هست
    بدل حال و هوات هست
    بگوشم قصه هات هست
    می دونستم می آیی
    دلم میگفت تو راهی
    نرفتی تو ز یادم
    به هیچ کس دل ندادم
    خودت نیستی خدات هست
    نگات هست و صدات هست
    بدل حال و هوات هست
    بگوشم قصه هات هست
    می دونستم می آیی
    دلم میگفت تو راهی
    نرفتی تو ز یادم
    به هیچ کس دل ندادم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  3. ثبات

    توی این شهر فرنگ
    همه چی رنگ ووارنگ
    جور واجورن آدما
    همه شکل و همه رنگ
    پشت ویترین دلا
    همه چی خوب و قشنگ
    اما تا دست بزنی
    می خوره سرت به سنگ
    دلا بی ثبات شدن
    آدما ربات شدن
    دلا بی ثبات شدن
    آدما ربات شدن

    توی عصر فاجعه
    آدمکها آهنی
    همه چشما شیشه ای
    همه قلبا آهنی

    دلی نیست اینجا دیگه همدلی نیست
    من دارم غرق میشم ساحلی نیست
    عشقو باید تو کتابا پیدا کرد
    دلی هست و عاشق یکدلی نیست

    دلا بی ثبات شدن
    آدما ربات شدن
    دلا بی ثبات شدن
    آدما ربات شدن
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  4. کلید

    روزا که تو نیستی خونه
    دلم برات پریشونه
    هم دل من تنگ واست
    هم دل هر چی گلدونه
    صدای پا تو می شناسم
    راه رفتناتو می شناسم
    کلید که می ندازی به در
    دل تو دلم نمی مونه
    شبا که تو میای خونه
    خونه قشنگه همخونه
    گاهی شبا که دیر میای
    از اینو اون دلگیر میای
    من می میرم و زنده می شم
    تا تو برسی به خونه
    تا با وجودت همه جا
    عطر محبت می پاشی
    من که می میرم به خدا
    یه شب تو خونه نباشی
    حرفات همه شنیدنی
    کارهات تمومش دیدنی
    خسته ای اما واسه من
    گفتنی هات فراوونه
    صدای پاتو می شناسم
    راه رفتناتو می شناسم
    کلید که می ندازی به در
    دل تو دلم نمی مونه
    شبا که میای خونه
    خونه قشنگه همخونه
    شبا که میای خونه
    خونه قشنگه همخونه
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  5. گریه

    وقتی ابرای سیاه آسمون شهرمو می پوشونه
    از کنار پنجره شیون باد می پیچه توی خونه
    وقتی بارون می شینه روی فرش سبزه ها
    ول من گریه می خواد همه جا رنگه شبه
    واسه مرگ لحظه ها
    دل من گریه می خواد
    دیگه از سکوت سرد کوچه ها
    دل من خسته شده
    مثل اون روزا می خوام داد بزنم
    که لبم بسته شده
    آخه من همونم از مرداب پیر
    براتون قصه دل خونده بودم
    می خواستم یه روز به دریا برسم
    که حالا زندونی هر نفسم
    من اسیر قفسم
    توی شهر آشنا
    یه غریب بی کسم
    هوس خنده نمونده رو لبام
    مثل یک صخره سردن آدما
    خبر از خوندن یک ترانه نیست
    خاک مرده پاشیدن رو صحنه ها
    نه سوالی نه جواب
    همه جا رفته به خواب
    دل من گریه می خواد
    مستی و عشق و امید
    همه شد نقش بر آب
    دل من گریه می خواد
    دل من گریه می خواد
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  6. احساس زن
    تو کوچه مون صدای تو
    صدای خنده های تو
    دیگه شنیده نمی شه
    رفتی برای همیشه
    چشمات برام یه قصه گفت
    یه قصه از یه غصه گفت
    یه قصه از جدائی ها
    آخر آشنائی ها
    گفتی قفس تنگ برات
    گفتی هوای تازه نیست
    خونه برات اندازه نیست
    گفتی دیگه خسته شدی
    طاووس پر بسته شدی
    گفتی که آغاز می خوای
    سرود پرواز می خوای
    می خوای بری به اوجها
    رو بال نرم موجها
    گفتی که عشق من کمه
    حرفهام برات پر از غمه
    تو سینه قلب من شکست
    رو بوم دل غروب نشست
    انگار دارم خواب می بینم
    مهتابو رو آب می بینم
    چگونه باور بکنم
    غصه رو از بر بکنم
    عطر تنت تو خونه نیست
    تو زندگیم بهونه نیست
    حتی دیگه نمی تونم
    زلفمو شونه بکنم
    گل روی موهام بزنم
    یا حتی حس کنم زنم
    عکست هنوز رو طاقچمه
    انگار باهام حرف می زنه
    اما نمی دونه دارم
    از غصه دیوونه می شم
    خدا کنه صدای من
    صدای گریه های من
    یه روز به گوشت برسه
    بهت بگه دیگه بسه
    پرنده جون بیا خونت
    بیا توی آشیونت
    جفتت هنوز منتظره
    چشماش همیشه به دره
    جفتت هنوز منتظره
    چشماش همیشه به دره
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  7. بت سنگی

    اگرچه قرعه ی فالت
    زد و آخر به نامم خودرد
    ولی اون حادثه اون روز
    تموم تازگیمو برد
    اگرچه باغ دست تو
    به ذهنم بوی گل آموخت
    ولی با تو فقط با تو
    تموم برگ و بارم سوخت

    همیشه علت خواستن
    دلیل پوچی من شد
    شکست از دیگری بد نیست
    چه سنگینه شکست از خود
    تو مرگ قلبمو خواستی
    رسید اون لحظه ی موعود
    تو اون روزی که عشق تو
    فراسویش غروبی بود

    اگر بعد از تو سهم من
    همین آیینه است ای مرد
    ولی حتی گریز از تو
    در این آیینه محوم کرد
    عبور عشق تو در دل
    کشیده طرح دلتنگی
    به غیر از مسخ من با من
    چه کردی ای بت سنگی
    چه کردی ای بت سنگی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  8. یخ باد
    با توام با تو که دستت
    دست دنیا ساز برگه
    با توام با تو که بغضت
    معنی آواز رنجه

    اگه یخ باد ستمگر
    پی قتل عام برگه
    اگه این باغ برهنه
    باغ تاراج تگرگه
    اگه بی پناهی گل
    رنگ بی پناهی ماست
    دستتو بذار تو دستم
    وقت پیوند درختاست
    اگه بی پناهی گل
    رنگ بی پناهی ماست
    دستتو بذار تو دستم
    وقت پیوند درختاست

    رو تن سخت درختا
    بنویس و دوباره بنویس
    رو تن سخت درختا
    بنویس و دوباره بنویس
    که شکست یک شقایق
    مرگ باغ مرگ بهار نیست
    رو تن سخت درختا
    بنویس و دوباره بنویس
    که شکست یک شقایق
    مرگ باغ مرگ بهار نیست

    اگه یخ باد ستمگر
    پی قتل عام برگه
    اگه این باغ برهنه
    باغ تاراج تگرگه
    اگه بی پناهی گل
    رنگ بی پناهی ماست
    دستتو بذار تو دستم
    وقت پیوند درختاست
    اگه بی پناهی گل
    رنگ بی پناهی ماست
    دستتو بذار تو دستم
    وقت پیوند درختاست
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  9. ولگرد

    ای که اخمات مثه ابرای سیاست
    دل تو ولگرده
    ای که عشقت دور از عشق آدماست
    بی بهاره سرده

    تویی که می تونی خوب باشی و نیستی
    تو که از آخر خورشید اومدی
    تو که با تموم اخمات
    وقتی بارون لب گلبرگا رو بوسید اومدی

    بیا با من مثه من باش
    من که عاشق بهارم
    من که بی تو هیچی نیستم
    با تو لبریز ستارم
    من که از میون خوابم
    واسه تو شادی میارم
    بیا با من مثه من باش
    مثل گنجیشکای بی لونه نذارم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  10. فردا

    تو از فردا چه می پرسی
    تو امروزش هنوز موندم
    من اون دیروزشم حتی
    نمک پاشیده خوابوندم

    چه امروزی چه فردایی
    چه دردی داره تنهایی
    به داد دل برس ای یار
    اگه دل واپس مایی
    اگه دل واپس مایی

    به این روزا بگو قهرم باهاشون
    نمی تونم بیفتم پابه پاشون
    تو که نیستی غمی داره نگاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هااااشون

    تو که رفتی ورق برگشت
    تو که بودی چه خوب می گذشت
    حالا از مال این دنیا
    نهی داریم گروی هشت

    تو که بودی دلم خوش بود
    اگه تنهایی ناخوش بود
    تو که بودی منم بودم
    حالا نیستی که نابودم

    اگه زودتر برسونی خودت رو
    ببینه چشم من رنگ رختو
    به اشتباه بودن راه میفتند
    محاله با تو من از پا بیفتم
    محاله با تو من از پا بیفتم
    حالا نیستی که نابودم

    به این روزا بگو قهرم باهاشون
    نمی تونم بیفتم پابه پاشون
    تو که نیستی غمی داره نگاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هااااشون

    به این روزا بگو قهرم باهاشون
    نمی تونم بیفتم پابه پاشون
    تو که نیستی غمی داره نگاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هااااشون

    تو از فردا چه می پرسی
    تو امروزش هنوز موندم
    من اون دیروزشم حتی
    نمک پاشیده خوابوندم

    چه امروزی چه فردایی
    چه دردی داره تنهایی
    به داد دل برس ای یار
    اگه دل واپس مایی
    اگه دل واپس مایی

    به این روزا بگو قهرم باهاشون
    نمی تونم بیفتم پابه پاشون
    تو که نیستی غمی داره نگاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هاشون
    چقدر دیر می گذره اون لحظه هااااشون
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.

کلمات جستجو شده:

  1. وقتی زیارت میروی شهره صولتی