1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های شهره صولتی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. بغض

    يك قلم و يه كاغذ و يه عاشق هميشگي
    نميشه با نوشته ها اين همه احساس و بگي
    حرفاي پر شكايتي رو كاغذاي خط خطي
    از عشق من مونده فقط قلب پر از حكايتي

    يه بغض خام تو گلمون يه دنيا حرف نا تموم
    آرزوهام پشت سرم نگاه من به روبروم
    اين كاغذاي خط خطي نامه عاشقونمه
    اين جاي پاي اشك از گريه هاي نم نمه

    من از كجا شروع كنم كه تو سرآغاز مني
    تو اون نگاه اول و لحظه عاشق شدني
    تو بودي در دلم كه شعر اين همه زيبا شده بود
    ترانه هام زمزمه تمام دنيا شده بود

    اگر كه شعر سروده ام چون عاشق تو بوده ام
    اين همه الهام قشنگ از عشق تو ربوده ام
    تو بودي پيش چشم من كه عاشقانه ديده ام
    با تو غزل شكفته ام با تو قصيده چيده ام

    از تو گله نميشه كرد اگر نمي ري از دلم
    اگر هنوز در حسرت يك آرزوي باطلم
    از تو گله نميشه كرد شكايت از دل من
    شكستنم نتيجه اين همه دل سپردنه
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  2. خلوت خانه

    در خلوت اين خانه با خويشم و بيگانه
    مي پرسم از آئينه عاشق شدم يا نه
    با آنكه در اين دنيا از عشق شدم تنها
    مي ترسم و مي پرسم عاشق شده ام آيا

    در خلوت اين لحظه ها مي ترسم از هر ماجرا
    من مانده ام اينجا با پرسش فردا

    عبرت نگرفتم من از اين همه دل بستن
    شايد كه در اين دنيا اين بوده سزاي من

    اگر چه عشق ديگر رسيده مي زند در
    ولي آن ماجرايم شده عبرت برايم
    كسي كه مي زند در نخواهد كرد باور
    كه اين نخل تكيده ندارد فصل ديگر
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  3. عادت

    وقتي عشق عادت شد بدا به حال عاشق
    مرگ عشق از عادت يعني زوال عاشق

    وقتي كه بي دردي درد تمام دنياست
    در فصل عادتا عاشق هميشه تنهاست

    در اين هواي بي ترانه كه گل نمي زند جوانه
    دريچه قتي منتظر نيست كوچه نمي رسد به خانه

    تو اي تمام فرصت من، قصه بي نهايت من
    طريقي از غزل به پا كن به باغ خشك عادت من

    وقتي عشق عادت شد بدا به حال عاشق
    مرگ عشق از عادت يعني زوال عاشق

    اگه خوبم يا كه زشتم اگه دوزخ يا بهشتم
    نزار از عادت بيمرم رنگ كهنگي بگيرم
    كمكم كن تا بسازم بار ديگر دل ببازم

    به رويانم به رويانم كه از تو سبر باشه باور من
    بسوزانم بسوزانم به پا كن جشني از خاكستر من
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  4. دعوت

    خونم اگر محقر گلاي قالي پرپره
    خميده ديوار اطاق شكسته بغض پنجره

    اطلسي ها خشكن اگر نمونده از باغچه اثر
    به سرانگشت سكوت كسي نمي زند به در

    هواي صحبت ميكنم ميام و جرأت ميكنم
    به خونه محقرم شما رو دعوت ميكنم

    من و ببخش به سادگي بيخودي صحبت ميكنم
    دست خودم نيست دلمه اگه جسارت ميكنم

    فاصلمون دور اگه نداري از دلم خبر
    قدم بزار به چشم من كه بي تو خشكيده دلم

    دنياي ما اگر جداست فاصله تا عرش خداست
    با اين همه روي دلم به سوي حضرت شماست
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  5. دوباره دوست میشوی

    يه روز مث يه حادثه تازه به من رسيدي
    دست نوازش به سر خسته من كشيدي
    بر سر شاخه دلم مثل ستاره بودي
    كاشكي مي‌موندي تا ابد وقتي به من رسيدي

    دوباره دوست مي شوي دوباره دوست مي شوم
    دوباره آشتي ولي ...
    دل شكسته رو بگو دل شكسته رو بگو

    حالا پس از اون همه سال از اون ور خواب و خيال
    بازم به من رسيده اي از پس ديوار محال
    حال و هواي عاشقي عطر گلاي رازقي
    رسيده باز به باغ ما كه تازه كرده داغ ما
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  6. مرا بشنو

    صداي پاي بارانم مرا بشنو مرا بشنو
    غم خار بيابانم مرا حس كن مرا حس كن

    مرا از چشم من بشناس كه صد آئينه اندوه است
    دل درياترين درياست تنم تنهايي كوه است

    تو را جانانه مي خواهم كه بي تو با نميخواهم
    تو را اي دشمن جانم منه ديوانه ميخواهم

    صداي پاي بارانم زمستانم زمستانم
    غم خار بيابانم بيابانم بيابانم

    مرا امروز تو باور كن تو اينجا و منم اينجا
    كسي هرگز نمي داند چه سازي مي زند فردا

    چه مي داني تو از ديروز چه مي دانم من از فردا
    همين يك لحظه را درياب كه فردا مي شوي تنها
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  7. نامه

    کفتر روی بوم اومد،پیغوم رو پيغوم اومد
    هی نامه پشت نامه،بنويس من از خدامه
    تا آهوآ دويدن،پروانه ها پريدن ،پيغوم دادی شنيدم ،نوشته بودی ديدم
    از بس قشنگ پيغومات،دلم ميخواد بشم فدات ،کاشکی منم به اين خوبی ،ميشد که بنويسم برات
    برات پيغوم گذاشتم که هیچکسو تو دنيا قد تو دوست نداشتم

    هر چی تو قلبت داشتی،رو برگ گل نوشتی،لای کتاب عشقم برام پيغوم گذاشتی
    که هيچکسو تو دنيا اينجوری دوست نداشتی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  8. عطر زن

    اگه هر دو تا گوشام گوشواره هاش آلبالو
    سینه ریز رو گلوم هسته ی تمبر و هلو
    ولی دورترین وفا دیوارای روبه رومه ،بغض آزادی زن یه عمرکه تو گلومه،یه عمری تو گلومه


    من زنم،عکس گل محمدی است پوست تنم
    پیرهنم یاس سفیده رنگ آزادی ندیده


    اگه حلقه حلقه گل،طبق طبق خوشه ببندی
    به تو تن در نمیدم تا به من ساده بخندی
    اگه روشن بشه از دست تو شمع نیمه جونم
    خودمو تو گرگر دستای آتیش میسوزونم
    توی میدونی که میتونم، واسه اینه که میخونم

    هم زنم هم مادرم یاور و یارم
    خوب نگام کن تا ببینی نعمتایی که خدا داده و دارم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  9. سال دوهزار

    میگن دو تا هزاره،میگن سال دو هزاره
    بابا دیگه سر کاره،گرفتاری بیشماره
    میگم عشق سیری چنده من میخرم،قیمتش چیه میبرم
    توی خونه ی دل پا که بذاره،دیگه رسیدن سال 2000 ترسی نداره
    ترس داره والّا نداره،ترس داره بلّا نداره

    میگن دو تا هزاره،میگن سال دو هزاره
    کسی کسی رو نداره،آقا شيطونه بیداره
    میگم عشق سیری چند بگی میخرم،قیمتش چیه میبرم
    توی خونه ی دل پا که بذاره،دیگه رسیدن سال 2000 ترسی نداره
    ترس داره والّا نداره،ترس داره بلّا نداره

    میگن سال 2000 دل روزگار ناسازگاره
    پیاده یا سوار نداره قرار فکر فراره
    میگن قصه ی عشق پر میزنه ،از دل آدم
    خدا به سیم آخر میزنه کم کم و کم کم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  10. دریاب مرا

    ای از همه کس با من آواره خودی تر
    ای خوبتر از خوب من و از همه بهتر
    من جز تو و عشق تو کس و کار ندارم
    با هیچ کسی جز تو خدای دل خود کار ندارم
    دریاب مرا دریاب مرا ،مرحمتی کن به من و یکدفعه بیدار کن از خواب مرا
    دستم تو بگیر، خستمه،بیرون بکش از آب مرا
    تو بانی این در بدری،این همه شوریده سری
    از همه کس تازه تری،عشق تو بود یکنفری
    اين همه آن داد مرا

    فریاد بزن، زیر دل آواز بزن،خسته شدی باز بزن
    خط بزن از رسم قفس،پر بده آزاد مرا
    تو بانی آزادی من باش و تو آزاد کن آزاد مرا


    دکلمه آخر:
    """من اتفاق نارسی هستم که زود افتادم
    افتاده و نیافتاده من ساده پای پیاده هنوز نیافتادم
    دریاب مرا"""
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.