1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های شهره صولتی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    گل به گلدون

    میگفتی بی تو هیچم
    با من بمون همیشه
    نباشی من میمیرم
    گل بی گلدون نمیشه
    چه اشتباهی کردم
    حرفات و باور کردم
    چه اشتباهی کردم
    حرفات و باور کردم

    یه روز سرد پاییز
    گلدونت و شکستی
    مثل عروس گلها
    تو گلخونه نشستی
    بهار میاد دوباره
    بازم تو رو میارن
    مثل گل زینتی
    تو گلخونه میکارن
    بازم به گلدونت میگی
    با من بمون همیشه
    میگی که بی تو میمیرم
    گل بی گلدون نمیشه
    چه اشتباهی میکنه
    حرفات و باور میکنه
    چه اشتباهی میکنه
    حرفات و باور میکنه

    می گفتی بی تو هیچم
    با من بمون همیشه
    نباشی من میمیرم
    گل بی گلدون نمیشه
    چه اشتباهی کردم
    حرفات و باور کردم
    چه اشتباهی کردم
    حرفات و باور کردم

    یه روز سرد پاییز
    گلدونت و شکستی
    مثل عروس گلها
    تو گلخونه نشستی
    بهار میاد دوباره
    بازم تو رو میارن
    مثل گل زینتی
    تو گلخونه میکارن
    بازم به گلدونت میگی
    با من بمون همیشه
    میگی که بی تو میمیرم
    گل بی گلدون نمیشه
    چه اشتباهی میکنه
    حرفات و باور میکنه
    چه اشتباهی میکنه
    حرفات و باور میکنه
    چه اشتباهی میکنه
    حرفات و باور میکنه
    چه اشتباهی میکنه
    حرفات و باور میکنه
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    آینه

    من توبه کردم از عشق
    که رفته برنگردم
    بي تو به جون رسيدم
    از توبه توبه کردم
    دلي که شد اسيرت
    از تو جدا نمي شه
    کسي که شد گرفتار
    ديگه رها نمي شه
    حال پريشون منو
    از سر زلفام بپرس
    نگاهتو آئينه کن
    از دو تا چشمام بپرس
    تو راه و رسم عشقو
    دل بردن و مي دوني
    کاشکي يادت مي دادن
    يه ذره مهربوني
    چشمهاي عاشق من
    آئينه قلب منه
    نذار که آئينه عشق
    تو دست تو بشکنه
    من توبه کردم از عشق
    که رفته برنگردم
    بي تو به جون رسيدم
    از توبه توبه کردم
    دلي که شد اسيرت
    از تو جدا نمي شه
    کسي که شد گرفتار
    ديگه رها نمي شه
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    تو که نیستی

    تو که نیستی تا ببینی این چنین تنها منو
    بی تو ای تنها امیدم رفتم از یاد خدا
    نقش دیوار جنونم اشک سرد آسمونم
    تو که نیستی تا ببینی ،گمشده نام و نشونم

    وقتی تو نیستی زندگی فریاد درده،دور از تو و آغوش تو زندون سرده
    وقتی تو نیستی باده و مستی نداره،جز اشک حسرت ساقر هستی نداره

    هوای زندگی برام ، بی تو چه دلگیرو سیاست
    در دل نیمه های شب،خدای عاشقا کجاست
    به من بگو که شونمو واسه که سایبون کنم
    رو مرمر سینه ی کی پیشونیمو پنهون کنم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    محتاج


    گفتم
    نمیدانم که در قید چه هستی
    طرفدار خدا یا بت پرستی
    نمیدانم در این دنیای مهشر
    به چه عشقی چونین ساکت نشستی
    گفت

    طرفدار خدای عشقم ای یار
    از این عاشق کشی ها دست بردار
    که کار بت پرست بی وفایی
    نه من که غصمه درد جدایی
    درد جدایی

    گفتم
    خدارا با تو هرگز نیست کاری
    که تو خود ناخدای روزگاری
    به روی زورقی درهم شکسته
    مثل ماهی که رو ابرا نشسته
    گفت

    اگر من ناخدایم با خدایم
    نه کن تو از خدای خود جدای
    به تو محتاجم ای یار موافق
    به تو محتاجم ای همراه عاشق
    به تو محتاجم ای یار موافق
    به تو محتاجم ای همراه عاشق

    گفتم
    خدای عشق تو داره خدایی
    که تو دینش گناه بی وفایی
    بگو رندا نمیگویی صد افسوس
    تو نور ماهی و من نور فانوس
    تو هشیارانه گفتی یا ز مستی
    نفهمیدم که در قید چه هستی
    گفت

    من غرق سکوتم تو بخوان
    قصه پرداز تویی
    من هیچم و پوچم تو بمان
    سینه و راز تویی
    به تو محتاجم ای یار موافق
    به تو محتاجم ای همراه عاشق
    به تو محتاجم ای یار موافق
    به تو محتاجم ای همراه عاشق

    گفتم
    من غرق سکوتم تو بخوان
    قصه پرداز تویی
    من هیچم و پوچم تو بمان
    سینه و راز تویی
    من رو به زبانم
    دم آغاز تویی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    بیقرار


    بی قرارم نکنی
    طاقت عاشقی و عشق
    ندارم به خدا
    تو یه وقت عاشق زارم نکنی
    من یه بوته ی گلم
    که رو به پرپر و خزونم
    تو منو خشکیده و خارم نکنی

    یه باری از رو دوشت بر نداشتم
    یه غم داشتی
    هزارتا روش گذاشتم

    میدونم که راه من از تو جداست
    میدونم که چشم تو خونه خرابم میکنه
    ذره ذره قطره قطره میدونم
    میکشه آبم میکنه

    تو کارت مهربونی بود
    تو عشقت آسمونی بود
    تو بهار و نو رسی
    تو رو میخواد هر کسی
    ولی من رو زبانم
    جون نداره پر و بالم
    تو سرا پا خواهشی
    تشنه ی نوازشی
    شادی و شیرین و ناز
    بی قرار و پرنیاز
    ولی من
    ولی من مرده ی غم
    گوشه گیر و سر به زیر
    دل من خسته ی عشق
    از محبت سیره سیر

    تو دیگه نکش منو
    با خنجر نا مهربونیت
    تو دیگه نکش منو
    با عطر و بوی نوجوونیت

    میدوم یه روز جلوی چشم تو
    پر پر میزنم
    میمیرم دود میشم
    پیش تو نابود میشم
    آخه تو کجا بودی
    از کدوم شهر اومدی
    کی بهت گفته بیای
    منو اتیش بزنی دود کنی
    منو نابود کنی

    تو کارت مهربونی بود
    تو عشقت آسمونی بود
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    انتظار

    با همه دلواپسی ها
    خستگی باز پابندم
    به این دلبستگی
    با همکه خوب و بدی های تو یا
    من دلی دارم هنوزم بی قرار

    اگه میری برو اما دو روزه
    نذار بیشتر از اینها دل بسوزه
    آی بسوزه
    نری یه وقت که اصلا بر نگردی
    بدون اونروز منو دیوونه کردی
    یادت نره چشم انتظاری داری
    اینور دنیا یه نگاری داری
    وای چه یار بی قراری داری

    نگو نکن گریه شگون نداره
    دیگریه این دل دیگه جا نداره
    بذار با گریه دلو آروم کنم
    طفلی دیگه اون همزبون نداره
    یار مهربون نداره
    یادت نره چشم انتظاری داری
    اینور دنیا یه نگاری داری
    وای چه یار بی قراری داری

    تو ای با من از من هم خودی تر
    منم دیدی که دیوانه شو اخر
    منو تنها میذاری با جدایی
    چه جور باور کنم تو باوفایی
    تو بی وفایی
    یادت نره چشم انتظاری داری
    اینور دنیا یه نگاری داری
    وای چه یار بی قراری داری

    از عشق تو از قافله منجا ماندم
    امروز که رفت
    به انتظار فردا ماندم
    فردا چو رسید
    قافله ای نبود سرتاسر دشت
    فردای دگر
    قافله پر بود و گذشت
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    رفتن

    رفتن دلیل نبودن نیست

    در آسمان تو پرواز میکنم
    عصری غمگین و غروبی غمگینتر
    در پیش
    من بیزار از خود و از کرده ی خویش
    دل نامهربانم را به دوش میکشم
    تا آن سوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

    در اوج نیزارهای پشیمانی
    قبرهای سیاه و سرگردان
    که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم
    رفتن دلیل نبودن نیست
    در غروب اسمان تو شاید
    در شب خویشتن چگونه بی تو گم شوم
    تو را تا فردا تا سپیده خواهم برد
    و با یاد تو و با عشق تو خواهم مرد
    تو باور نکن اما من عاشقم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    توئی

    به دنبال محبت بودی ای یار
    دلت با بی وفایی شد گرفتار
    تورو من هرچه آزردم
    به روزت هرچی آوردم
    تو باز عاشقتر از پیشی
    داری عاشقترم میشی
    تو کارت مهربونی بود
    تو عشقت آسمونی بود

    من که همه فکر و حواسم تویی
    اونی که یه عمریه میخواستم تویی
    تویی که نه فکرت نه حواست منم
    خستگی عشق تو مونده توی جون و تنم

    من که همه دار و ندارم تویی
    اونی که میخوام تنها نذارم تویی
    تویی که نداشتی و نداری منو
    تنها گذاشتی و بازم تنها میذاری منو

    بی تو این زندگی پوچ چه سود
    سینه با یاد تو بود و دل به امید تو بود

    چشم سیاه تو و افکار من
    ریخته در زلف شب تار من
    عشق که از دولتی اسم توست
    وا شده در این دل ته دار من
    من که همه فکر و حواسم تویی
    اونی که یه عمریه میخواستم تویی
    تویی که نه فکرت نه حواست منم
    خستگی عشق تو مونده توی جون و تنم

    منم که خوب میفهممت
    غصم میگیره از غمت
    منم که خنده رو لبام
    میشینه تا میبینمت
    دوست دارم روز و شب
    گفتم نکردی باورم
    یک بار حتی بی وقار
    نشنیدم از تو آخرم
    من که همه فکر و حواسم تویی
    اونی که یه عمریه میخواستم تویی
    تویی که نه فکرت نه حواست منم
    خستگی عشق تو مونده توی جون و تنم

    من را تو نگر ز چشم غمخوار
    دیوانه ی خود دیو نپندار
    من را تو مخوان غریبه ای یار
    این عشق مرا حقیر مشمار
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    آخر

    به یادم هست آن سوز زمستان را
    عزیزا
    که چون خورشید بر یخ بسته جان من
    دمیدی
    به یادم هست آن پاییز غمزا را
    که تنها بودمو تنها
    تو اما ناگهان از راه رسیدی
    کبوتروار در باغ سکوتم
    از این شاخه به آن شاخه پریدی

    مقصد از مقصود ما هم دورتر
    راه ناهموار بودو همسفر ناجورتر
    در نهایت بی نهایت خفته بود
    دل مردد بودو هم آشفته بود

    آسمان تاریکتر هر لحظه شد
    کفتگوها چون علفها هرزه شد
    جز جدایی چاره ای بهتر نبود
    لحظه ای شیرین تر از آخر نبود
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    قصه گو

    زیر گنبد کبود
    قصه گوی عاشقی زندونی بود
    قصه هاش قصیده بود
    قصه هاش رسیده بود
    خط خطی رو جزوه هاش
    پاپتی شاه و گداش
    همه سردرگم و گیج
    همه پوچ و همه هیچ

    زیر گنبد کبود
    قصه گوی عاشقی زندونی بود
    تو تموم قصه هاش
    لا به لای غصه هاش
    رنگ آفتابش پریدست
    پشت رستمش خمیده ست
    کوچه هاش پس کوچه دارن
    اما هیچ ره گذری نیست
    بس که دیواراش بلندن
    بس چشمش به در لونست

    قصه گو قصه رو واداد
    همه رو تو قصه جا داد
    روی چشماشو گرفت
    اما چشماش کور نمیشد
    همه رو تو قصه جا داد
    اما قصه اش جور نمیشد
    شهر قصه رو شلوغ کرد
    پر از راست و دروغ کرد

    قصه گو قصه رو واداد
    همه رو تو قصه جا داد
    تک سوار اسبشو بردن
    پهلوون حقشو خوردن
    آرزوی مادرارو جوونا به خاک سپردن
    تک سوار با پای پیاده
    پهلوون حقشو داده
    دیگه قصه اش مهربون
    پریاش ابر و کمون
    نه اسارتی به راه
    نه اسیری ته چاه

    زیر گنبد کبود
    قصه گوی عاشقی زندونی بود
    روی چشماشو گرفت
    اما چشماش کور نمیشد
    همه رو تو قصه جا داد
    اما قصه اش جور نمیشد
    خنجراش برنده نیستن
    ببراشم درنده نیستن
    باغچه ها بی باغبون
    کفترا بی آب و دون
    عاشقا خونه به دوش
    در کمین می فروش
    شهر قصه رو شلوغ کرد
    پر از راست و دروغ کرد
    الغرض الغرض آخر کار
    توی زندون پای دار
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.

کلمات جستجو شده:

  1. میگفتی بی تو هیچم از شهره