1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های شهره صولتی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    سلام ....در این پست متن تعدادی از ترانه های شهره رو براتون گذاشتم امیدوارم مورد پسند واقع شود.
    مختصری از بیوگرافی:
    نام اصلی : فاطمه صولتی
    نام مستعار :شهره
    زادروز:14 دی 1337

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    غریب عاشق

    غریبه خونه ما رو بلد شد
    داره رو میزنه ای وای چه بد شد
    به دل میگم غریبه یار نمی شه
    دل یا ندیده هوشیار نمی شه
    غریبه صاحب خونه شد ای داد
    واسه دل یار یکدونه شد ای داد
    اومد یکشب بمونه موندگار شد
    اومد مهمون شه صاحب اختیار شد
    یه جا دل می شینه یه جا یارش
    دیگه جام نمی شه به کنارش
    بذارم برم از روزگارش
    خونه مال دل و مال یارش
    غریبه با دل من جور جور شد
    دل دیوونه از من دور دور شد
    نشسته دیگه جا خوش کرده ای وای
    بساطش پهنه و گسترده ای وای
    یه جا دل می شینه یه جا یارش
    دیگه جام نمی شه به کنارش
    بذارم برم از روزگارش
    خونه مال دل و مال یارش
    شب می خوابه به جای چشمام
    روز می شینه به روی لبهام
    وای دیگه باز چه خوابی دیده
    وای چرا رنگ دل پریده
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    رنگ عشق

    اگه گفتی عشق چه رنگه
    که به چشمونم قشنگه
    رنگ باد نو بهاره
    نفست این رنگو داره
    نمی گم رنگ چشاته
    نمی گم رنگ لباته
    اما هم رنگ صداته
    اما هم رنگ نگاته
    مثل هاله ماه کمرنگه
    با سپیده صبح هم رنگه
    نه اینه نه اونه گلگونه
    مثل رنگ دل مجنونه
    بوته آتیشه گل کرده
    گونه عاشقه وای زرده
    شکوفه میگه سرخابیه
    آسمون میگه نه آبیه
    نفست تو خواب به من گفت
    یه شب مهتاب به من گفت
    سر پیچ کوچه دل
    اومد و بی تاب به من گفت
    اگه گفتی عشق چه رنگه
    که به چشمونم قشنگه
    رنگ باد نو بهاره
    نفست این رنگو داره
    نفست این رنگو داره
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    مهمون


    مهمون اومد مهمون اومد
    اون یکی یکدونه اومد
    اون که یه روزی رفته بود
    خونده و ناخونده اومد
    خسته و وامونده اومد
    مهمون اومد مهمون اومد مهمون اومد
    دلم میگه نازش بکن
    که خستگیهاش در بره
    نذاره مثل کولی ها
    شب بمونه سحر بره
    دوباره بی خبر بره دوباره بی خبر بره
    مهمون اومد مهمون اومد مهمون اومد
    شیطون میگه تلافی کن
    اصلا بهش نگاه نکن
    برو یه گوشه ای بشین
    به حرفهاش اعتنا نکن
    اما دلم بهم میگه
    زار و پریشونش نکن
    حالا که برگشته پیشت
    دیگه پشیمونش نکن
    مهمون اومد مهمون اومد مهمون اومد
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    آفتاب مهتاب

    وقتی تو از سفر بیای
    آفتاب و مهتاب درمیاد
    شهرو چراغون میکنم
    شبهای دوری سر میاد
    بعد تو هیچ وقت آسمون
    دستمال آبی سر نکرد
    ابر سپید سحری
    پنجره ها رو تر نکرد
    وقتی تو از سفر بیای
    آفتاب و مهتاب درمیاد
    شهرو چراغون میکنم
    شبهای دوری سر میاد
    ای فال خوشبختی من
    برای پیدا کردنت
    رسوای عالمی شدم
    بیا که از دوری تو
    طعنه شنیدم از همه
    زخمی هر غمی شدم
    اگه تو بیای تو جشن عشق
    من و هر چی گل تو باغچه هاست
    به هوای تو پر میگیریم
    اگه تو بیای تو جشن عشق
    من و این پرنده های غم
    به صدای تو پر میگیریم
    بیا که دلم همیشه تو رو میخونه
    وقتی تو باشی آفتاب و مهتاب میمونه
    وقتی تو از سفر بیای
    آفتاب و مهتاب درمیاد
    شهرو چراغون میکنم
    شبهای دوری سر میاد
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    دل

    پنجره ای به روی این خرابه دل وا نمیشه
    رو سقف آسمون دل آفتابی پیدا نمیشه
    رفتن و مردن گل یاس و مریم و اقاقیا
    خزون نشست تو باغ دل بهاری پیدا نمیشه
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    هر دلی عالمی داره
    قصه و ماتمی داره
    اشک اگه با خنده بیاد
    گریه چه عالمی داره
    دلم میخواد راهی بشم بهارو من بیارم
    دست ببرم تو ابر و مه خورشیدو در بیارم
    کوه بشم و رو قلب هر چی سنگه پا بذارم
    خنده بشم رو لب غم گریشو در بیارم
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    قلب مثه سنگ واسه چی
    حرف پر از رنگ واسه چی
    تموم ما باید بریم
    دروغ و نیرنگ واسه چی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    اومدی

    اومدی اومدی اومدی چه خوب کردی اومدی
    روزای خالی دلمو غروب کردی اومدی
    اومدی وقتی که اشکم لحظهء چکیدنش بود
    وقتیکه غنچهء لبهام صبح خوب چیدنش بود
    اومدی وقتیکه بارون میومد رو طاق ایوون
    وقتیکه پرندهء عشق لحظهء رسیدنش بود

    اومدی وقتیکه دلگیر بودم
    تو خودم اسیر و زنجیر بودم
    اومدی مثل یه خورشید اومدی
    وقتی از بود و نبود سیر بودم

    اومدی اومدی اومدی چه خوب کردی اومدی
    روزای خالی دلمو غروب کردی اومدی

    تو که اومدی هوای شب من رنگ سحر شد
    اومدی با تپش عشق همه جا زمزمه سر شد
    تو که اومدی بهار گونه هام رنگ دگر شد
    گل تازه جون گرفته روی شاخه تازه تر شد

    اومدی وقتیکه دلگیر بودم
    تو خودم اسیر و زنجیر بودم
    اومدی مثل یه خورشید اومدی
    وقتی از بود و نبود سیر بودم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    ناجی

    تو چون سپیدهء سحر دمیدی
    به شام من در عین نا امیدی
    تو حرمت پاک مقدساتی
    مژده ای و تازه به من رسیدی
    اسم تو با خط درشت و زرین
    سر در هر گنبد و بارگاهه
    اسم تو رو هر کی به لب نیاره
    مرتکب بزرگترین گناهه
    مرتکب بزرگترین گناهه
    عشق تو یک شروع بی نظیره
    برای قصه های عارفانه
    من نباید اسم تو رو میبردم
    با این ترانه های عامیانه
    با این ترانه های عامیانه
    تو روح تازهء نوشته هامی
    همسفر تمام لحظه هامی
    تو اولین طلوع بی غروبی
    تو علت تمام گریه هامی
    همیشه پاک و عاری از گناهی
    برای من همیشه تکیه گاهی
    تو ناجی بزرگ و من غریبی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
    ناجی من تویی نجاتم ببخش
    فرصت تجدید حیاطم ببخش
    سینهء من خالی از عشق و امید
    عشق و امیدی به بساطم ببخش
    عشق و امیدی به بساطم ببخش
    تو روح تازهء نوشته هامی
    همسفر تمام لحظه هامی
    تو اولین طلوع بی غروبی
    تو علت تمام گریه هامی
    همیشه پاک و عاری از گناهی
    برای من همیشه تکیه گاهی
    تو ناجی بزرگ و من غریبی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    دل خوش باور

    هنوزم جای انگشتات روی برگای گلدونه
    گلدونی که تو این خونه همیشه تازه میمونه
    هنوزم عکس بیدارت تو قاب سرد چشمامه
    تو که نیستی صدای تو مثه یک سایه همرامه
    هنوزم بوف تنهایی نه می گریه نه می خونه
    دل خوش باورم انگار تو رو برگشته می دونه
    برای دفتر شعرم کلام تازه بودی تو
    برای اوج آوازم یه هم آوازه بودی تو
    ولی افسوس که این احساس فقط در سینهء من بود
    نفهمیدم که دست دوست سلاح تیز دشمن بود
    هنوزم بوف تنهایی نه می گریه نه می خونه
    دل خوش باورم انگار تو رو برگشته می دونه
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,242
    164,452
    من و شب

    خیابون خیسه و تنها
    من و شب راهی فردا
    هیچ صدایی نیست تو گوشم
    جز صدای خستهء ما
    جز صدای خستهء ما

    صدای خش خش برگا زیر پام زنگ زمستون
    بهترین ترانمون بود صدای بارش بارون
    توی دست سرد ناودون

    من و تو که رهسپار روزای خوب بهاریم
    باید این شبهای سردو هر دو پشت سر بذاریم
    من و تو خسته ایم اما به هدف چیزی نمونده
    رسیده به صبح صادق کسی که شبو سوزونده

    تو بودی که به داد من رسیدی
    وقتی که بی رفیق و تنها بودم
    آفتاب گرمی شدی و تابیدی
    به روز خاکستری و کبودم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.