1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های شهره صولتی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Oct 6, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. سلام ....در این پست متن تعدادی از ترانه های شهره رو براتون گذاشتم امیدوارم مورد پسند واقع شود.
    مختصری از بیوگرافی:
    نام اصلی : فاطمه صولتی
    نام مستعار :شهره
    زادروز:14 دی 1337

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  2. غریب عاشق

    غریبه خونه ما رو بلد شد
    داره رو میزنه ای وای چه بد شد
    به دل میگم غریبه یار نمی شه
    دل یا ندیده هوشیار نمی شه
    غریبه صاحب خونه شد ای داد
    واسه دل یار یکدونه شد ای داد
    اومد یکشب بمونه موندگار شد
    اومد مهمون شه صاحب اختیار شد
    یه جا دل می شینه یه جا یارش
    دیگه جام نمی شه به کنارش
    بذارم برم از روزگارش
    خونه مال دل و مال یارش
    غریبه با دل من جور جور شد
    دل دیوونه از من دور دور شد
    نشسته دیگه جا خوش کرده ای وای
    بساطش پهنه و گسترده ای وای
    یه جا دل می شینه یه جا یارش
    دیگه جام نمی شه به کنارش
    بذارم برم از روزگارش
    خونه مال دل و مال یارش
    شب می خوابه به جای چشمام
    روز می شینه به روی لبهام
    وای دیگه باز چه خوابی دیده
    وای چرا رنگ دل پریده
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  3. رنگ عشق

    اگه گفتی عشق چه رنگه
    که به چشمونم قشنگه
    رنگ باد نو بهاره
    نفست این رنگو داره
    نمی گم رنگ چشاته
    نمی گم رنگ لباته
    اما هم رنگ صداته
    اما هم رنگ نگاته
    مثل هاله ماه کمرنگه
    با سپیده صبح هم رنگه
    نه اینه نه اونه گلگونه
    مثل رنگ دل مجنونه
    بوته آتیشه گل کرده
    گونه عاشقه وای زرده
    شکوفه میگه سرخابیه
    آسمون میگه نه آبیه
    نفست تو خواب به من گفت
    یه شب مهتاب به من گفت
    سر پیچ کوچه دل
    اومد و بی تاب به من گفت
    اگه گفتی عشق چه رنگه
    که به چشمونم قشنگه
    رنگ باد نو بهاره
    نفست این رنگو داره
    نفست این رنگو داره
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  4. مهمون


    مهمون اومد مهمون اومد
    اون یکی یکدونه اومد
    اون که یه روزی رفته بود
    خونده و ناخونده اومد
    خسته و وامونده اومد
    مهمون اومد مهمون اومد مهمون اومد
    دلم میگه نازش بکن
    که خستگیهاش در بره
    نذاره مثل کولی ها
    شب بمونه سحر بره
    دوباره بی خبر بره دوباره بی خبر بره
    مهمون اومد مهمون اومد مهمون اومد
    شیطون میگه تلافی کن
    اصلا بهش نگاه نکن
    برو یه گوشه ای بشین
    به حرفهاش اعتنا نکن
    اما دلم بهم میگه
    زار و پریشونش نکن
    حالا که برگشته پیشت
    دیگه پشیمونش نکن
    مهمون اومد مهمون اومد مهمون اومد
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  5. آفتاب مهتاب

    وقتی تو از سفر بیای
    آفتاب و مهتاب درمیاد
    شهرو چراغون میکنم
    شبهای دوری سر میاد
    بعد تو هیچ وقت آسمون
    دستمال آبی سر نکرد
    ابر سپید سحری
    پنجره ها رو تر نکرد
    وقتی تو از سفر بیای
    آفتاب و مهتاب درمیاد
    شهرو چراغون میکنم
    شبهای دوری سر میاد
    ای فال خوشبختی من
    برای پیدا کردنت
    رسوای عالمی شدم
    بیا که از دوری تو
    طعنه شنیدم از همه
    زخمی هر غمی شدم
    اگه تو بیای تو جشن عشق
    من و هر چی گل تو باغچه هاست
    به هوای تو پر میگیریم
    اگه تو بیای تو جشن عشق
    من و این پرنده های غم
    به صدای تو پر میگیریم
    بیا که دلم همیشه تو رو میخونه
    وقتی تو باشی آفتاب و مهتاب میمونه
    وقتی تو از سفر بیای
    آفتاب و مهتاب درمیاد
    شهرو چراغون میکنم
    شبهای دوری سر میاد
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  6. دل

    پنجره ای به روی این خرابه دل وا نمیشه
    رو سقف آسمون دل آفتابی پیدا نمیشه
    رفتن و مردن گل یاس و مریم و اقاقیا
    خزون نشست تو باغ دل بهاری پیدا نمیشه
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    هر دلی عالمی داره
    قصه و ماتمی داره
    اشک اگه با خنده بیاد
    گریه چه عالمی داره
    دلم میخواد راهی بشم بهارو من بیارم
    دست ببرم تو ابر و مه خورشیدو در بیارم
    کوه بشم و رو قلب هر چی سنگه پا بذارم
    خنده بشم رو لب غم گریشو در بیارم
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    کی میشه وقت رفتنم سر برسه
    رها بشم غصه به گردم نرسه
    قلب مثه سنگ واسه چی
    حرف پر از رنگ واسه چی
    تموم ما باید بریم
    دروغ و نیرنگ واسه چی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  7. اومدی

    اومدی اومدی اومدی چه خوب کردی اومدی
    روزای خالی دلمو غروب کردی اومدی
    اومدی وقتی که اشکم لحظهء چکیدنش بود
    وقتیکه غنچهء لبهام صبح خوب چیدنش بود
    اومدی وقتیکه بارون میومد رو طاق ایوون
    وقتیکه پرندهء عشق لحظهء رسیدنش بود

    اومدی وقتیکه دلگیر بودم
    تو خودم اسیر و زنجیر بودم
    اومدی مثل یه خورشید اومدی
    وقتی از بود و نبود سیر بودم

    اومدی اومدی اومدی چه خوب کردی اومدی
    روزای خالی دلمو غروب کردی اومدی

    تو که اومدی هوای شب من رنگ سحر شد
    اومدی با تپش عشق همه جا زمزمه سر شد
    تو که اومدی بهار گونه هام رنگ دگر شد
    گل تازه جون گرفته روی شاخه تازه تر شد

    اومدی وقتیکه دلگیر بودم
    تو خودم اسیر و زنجیر بودم
    اومدی مثل یه خورشید اومدی
    وقتی از بود و نبود سیر بودم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  8. ناجی

    تو چون سپیدهء سحر دمیدی
    به شام من در عین نا امیدی
    تو حرمت پاک مقدساتی
    مژده ای و تازه به من رسیدی
    اسم تو با خط درشت و زرین
    سر در هر گنبد و بارگاهه
    اسم تو رو هر کی به لب نیاره
    مرتکب بزرگترین گناهه
    مرتکب بزرگترین گناهه
    عشق تو یک شروع بی نظیره
    برای قصه های عارفانه
    من نباید اسم تو رو میبردم
    با این ترانه های عامیانه
    با این ترانه های عامیانه
    تو روح تازهء نوشته هامی
    همسفر تمام لحظه هامی
    تو اولین طلوع بی غروبی
    تو علت تمام گریه هامی
    همیشه پاک و عاری از گناهی
    برای من همیشه تکیه گاهی
    تو ناجی بزرگ و من غریبی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
    ناجی من تویی نجاتم ببخش
    فرصت تجدید حیاطم ببخش
    سینهء من خالی از عشق و امید
    عشق و امیدی به بساطم ببخش
    عشق و امیدی به بساطم ببخش
    تو روح تازهء نوشته هامی
    همسفر تمام لحظه هامی
    تو اولین طلوع بی غروبی
    تو علت تمام گریه هامی
    همیشه پاک و عاری از گناهی
    برای من همیشه تکیه گاهی
    تو ناجی بزرگ و من غریبی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
    نا بلد و مونده سر دو راهی
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  9. دل خوش باور

    هنوزم جای انگشتات روی برگای گلدونه
    گلدونی که تو این خونه همیشه تازه میمونه
    هنوزم عکس بیدارت تو قاب سرد چشمامه
    تو که نیستی صدای تو مثه یک سایه همرامه
    هنوزم بوف تنهایی نه می گریه نه می خونه
    دل خوش باورم انگار تو رو برگشته می دونه
    برای دفتر شعرم کلام تازه بودی تو
    برای اوج آوازم یه هم آوازه بودی تو
    ولی افسوس که این احساس فقط در سینهء من بود
    نفهمیدم که دست دوست سلاح تیز دشمن بود
    هنوزم بوف تنهایی نه می گریه نه می خونه
    دل خوش باورم انگار تو رو برگشته می دونه
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.
  10. من و شب

    خیابون خیسه و تنها
    من و شب راهی فردا
    هیچ صدایی نیست تو گوشم
    جز صدای خستهء ما
    جز صدای خستهء ما

    صدای خش خش برگا زیر پام زنگ زمستون
    بهترین ترانمون بود صدای بارش بارون
    توی دست سرد ناودون

    من و تو که رهسپار روزای خوب بهاریم
    باید این شبهای سردو هر دو پشت سر بذاریم
    من و تو خسته ایم اما به هدف چیزی نمونده
    رسیده به صبح صادق کسی که شبو سوزونده

    تو بودی که به داد من رسیدی
    وقتی که بی رفیق و تنها بودم
    آفتاب گرمی شدی و تابیدی
    به روز خاکستری و کبودم
     
    بوق از این پست تشکر کرده است.

کلمات جستجو شده:

  1. متن ترانه های شهره