1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های سیاوش قمیشی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 26, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. فصل پاییزی
    فصل پاییزی من که میرسه
    فصل اندوه سفر سرمیرسه
    تو سکوت خسته باور من
    سایه ام فکر جدایی میکنه
    شاخه سرد وجودم نمیخواد
    رگ بیداری لحضه هام باشه
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
    تو عبور از پل خواب جاده ها
    روح من عشقی به رفتن نداره
    تو سکوت خالیه این دل من
    دیگه هیچی جز تو جایی نداره
    مثل شبنم که میخواد گریه کنه
    فصل بارون تو چشم در میزنه
    فصل پاییزیه من که میرسه
    نفسم به عشق تو پر میزنه
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
    تو عبور از پل خواب جاده ها
    روح من عشقی به رفتن نداره
    تو سکوت خالیه این دل من
    دیگه هیچی جز تو جایی نداره
    مثل شبنم که میخواد گریه کنه
    فصل بارون تو چشم در میزنه
    فصل پاییزیه من که میرسه
    نفسم به عشق تو پر میزنه
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
    نفسم در نمیاد
    به چشم خواب نمیاد
    دل من تو رو میخواد
    چشم من گریه میخواد
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. روز برفی

    تو چشام اشکي نمونده
    تو دلم حرفي ندارم
    ديگه وقت رفتنمه
    سفر دور و درازه
    انتظار روز برفي
    تو دلم داغ زده سرما
    انتظار آفتاب گرم
    تو دلم يخ زده اما
    برف و بوران ، ابر و بارون
    چيکه چيکه توي ناودون
    روز ابري، روز سرما
    انتظار روز برفي ...
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. فاصله

    من میگم منو شکستن
    چشم فانوسم و بستن
    تو میگی خدا بزرگه
    ماهو میده به شب من
    من میگم اخه دلم بود
    اونکه افتاده به خاکه
    تو میگی سرت سلامت
    اینه ها زلال و پاکه
    اینه ها زلال و پاکه
    اینکه فاصله ها رو
    نمیشه با گریه پر کرد
    یکیمون بهار سرخوش
    یکیمون پاییزه پر درد
    من میگم فاصله مرگه
    بین دستای تو تا من
    تو میگی زندگی اینه
    حاصل عشق تو با من
    من میگم حالا بسوزم
    یا که با غصه بسازم
    تو میگی فرقی نداره
    من که چیزی نمیبازم
    من میگم اینجا رو باختی
    عمری که رفته نمیاد
    تو میگی قصه همین بود
    تو یک برگی توی این باد
    من میگم منو شکستن
    چشم فانوسم و بستن
    تو میگی خدا بزرگه
    ماهو میده به شب من
    من میگم اخه دلم بود
    اونکه افتاده به خاکه
    تو میگی سرت سلامت
    اینه ها زلال و پاکه
    اینه ها زلال و پاکه
    اینکه فاصله ها رو
    نمیشه با گریه پر کرد
    یکیمون بهار سرخوش
    یکیمون پاییزه پر درد
    من میگم فاصله مرگه
    بین دستای تو تا من
    تو میگی زندگی اینه
    حاصل عشق تو با من
    من میگم حالا بسوزم
    یا که با غصه بسازم
    تو میگی فرقی نداره
    من که چیزی نمیبازم
    من میگم اینجا رو باختی
    عمری که رفته نمیاد
    تو میگی قصه همین بود
    تو یک برگی توی این باد
    من میگم حالا بسوزم
    یا که با غصه بسازم
    تو میگی فرقی نداره
    من که چیزی نمیبازم
    من میگم اینجا رو باختی
    عمری که رفته نمیاد
    تو میگی قصه همین بود
    تو یک برگی توی این باد
    من میگم حالا بسوزم
    یا که با غصه بسازم
    تو میگی فرقی نداره
    من که چیزی نمیبازم
    من میگم اینجا رو باختی
    عمری که رفته نمیاد
    تو میگی قصه همین بود
    تو یک برگی توی این باد
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. چه دردیست
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن
    براي هر لبي شعري سرودن
    ولي لبهاي خود همواره بستن
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    به رسم دوستي دستي فشردن
    ولي با هر سخن قلبي شکستن
    به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
    ولي در بطن خود غوغا نشستن
    به غربت دوستان بر خاک سپردن
    ولي در دل اميد به خانه بستن
    به من هر دم نواي دل زند بانگ
    چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن
    به رسم دوستي دستي فشردن
    ولي با هر سخن قلبي شکستن
    به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
    ولي در بطن خود غوغا نشستن
    به غربت دوستان بر خاک سپردن
    ولي در دل اميد به خانه بستن
    به من هر دم نواي دل زند بانگ
    چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. قصه گل و تگرگ

    قصه منو غم تو
    قصه گل و تگرگه
    ترس بی تو زنده بودن
    ترس لحظه های مرگه
    ای برای با تو بودن
    باید از بودن گذشتن
    سر به بیداری گرفته
    ذهن خواب آلوده من
    همیشه میون قاب خالی درهای بسته
    طرح اندام قشنگت
    پاک و رویایی نشسته
    کاش میشد چشام ببینن
    طرح اندام تو داره
    زنده میشه جون میگیره
    پا توی اتاق میزاره
    کاش میشد صدای پاهات
    بپیچه تو گوش دالون
    طرف دالون بگرده
    سر آفتاب گردونامون
    کاش میشد دوباره باغچه
    پر گلهای تو باشه
    غنچه سفید مریم
    با نوازش تو واشه
    کاش میشد اما نمیشه
    نمیشه بیای دوباره
    نمیشه دستات تو گلدون
    گلای مریم بزاره
    کاش میشد اما نمیشه
    این مرام روزگاره
    رفتنت همیشگی بود
    دیگه برگشتن نداره
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. بارون

    تو كه بارون و نديدي
    گل ابرا رو نچيدي
    گله از خيسيه جاده هاي غربت مي كني
    تو كه خوابي تو كه بيدار
    تو كه مستي تو كه هشيار
    لحظه هاي شب و با ستاره قسمت مي كني
    منو بشناس كه هميشه
    نقش غصه ام روي شيشه
    من خشكيده درخت توي بطن باغ و بيشه
    جاده هاي بي صبا رو
    سال گنگ بي بهارو
    تو نديدي به پشيزي نگرفتي دل ما رو
    تو كه بارون و نديدي
    گل ابرا رو نچيدي
    گله از خيسيه جاده هاي غربت مي كني
    تو كه خوابي تو كه بيدار
    تو كه مستي تو كه هشيار
    لحظه هاي شب و با ستاره قسمت مي كني
    لحظه هاي تلخ غربت هفته هاي بي مروت
    تو نبودي كه ببيني شب تار انتظارو
    همه قصه هام تو هستي
    لحظه لحظه هام تو هستي
    تو خيالم توي خوابم
    پا به پام بازم تو هستي
    منو بشناس كه هميشه
    نقش غصه ام روي شيشه
    من خشكيده درخت توي بطن باغ و بيشه
    جاده هاي بي صبا رو
    سال گنگ بي بهارو
    تو نديدي به پشيزي نگرفتي دل ما رو
    لحظه هاي تلخ غربت هفته هاي بي مروت
    تو نبودي كه ببيني شب تار انتظارو
    همه قصه هام تو هستي
    لحظه لحظه هام تو هستي
    تو خيالم توي خوابم
    پا به پام بازم تو هستي
    همه قصه هام تو هستي
    لحظه لحظه هام تو هستي
    تو خيالم توي خوابم
    پا به پام بازم تو هستي
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. دلتنگی
    خیلی وقته دیگه بارون نزده
    رنگ عشق به این خیابون نزده
    خیلی وقته ابری پرپر نشده
    دل آسمون سبکتر نشده
    مه سرد رو تن پنجره ها
    مثل بغض توی سینه منه
    ابر چشمام پر اشکه ای خدا
    وقتشه دوباره بارون بزنه
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
    کوه غصه از دلم رفتنی نیست
    حرف عشق تو رو من با کی بگم
    همه حرفا که آخه گفتنی نیست
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    خیلی وقته دیگه بارون نزده
    رنگ عشق به این خیابون نزده
    خیلی وقته ابری پرپر نشده
    دل آسمون سبکتر نشده
    مه سرد رو تن پنجره ها
    مثل بغض توی سینه منه
    ابر چشمام پر اشکه ای خدا
    وقتشه دوباره بارون بزنه
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
    کوه غصه از دلم رفتنی نیست
    حرف عشق تو رو من با کی بگم
    همه حرفا که آخه گفتنی نیست
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
    خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
    قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. زمزمه
    این دیگه فکر نداره
    وقتی میشنوی میگم
    تو برو باهام نمون
    حتی اسممو نیار
    اگه یک شب دیگه
    زیر بارونا قدم زدی بدون
    که تمام فکر من پیش تو بود
    مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    این دیگه فکر نداره
    وقتی میشنوی میگم
    تو برو باهام نمون
    حتی اسممو نیار
    اگه یک شب دیگه
    زیر بارونا قدم زدی بدون
    که تمام فکر من پیش تو بود
    مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    این دیگه فکر نداره
    وقتی میشنوی میگم
    تو برو باهام نمون
    حتی اسممو نیار
    اگه یک شب دیگه
    زیر بارونا قدم زدی بدون
    که تمام فکر من پیش تو بود
    مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
    میدونی حرفی ندارم
    اگه زمزمه هامون
    شده یخ تو دلامون
    میدونی جایی ندارم
    جز امشب زیر بارون
    برم پیش خدامون
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. طفلکی
    نگو طفلی دل سپرده
    یه نفر دلش رو برده
    بگو چون عاشق قلبش
    تابحال از غم نمرده
    میدونی زندگی سخته
    بار حرف زور زیاده
    اون کسی برده که قلبش رو
    به دست غم نداده
    نگو طفلکی منم من
    من شهامتم زیاده
    هیچ کسی هنوز تو دنیا
    مثل من که دل نداده
    مثل پرواز پرنده
    توی قلب آسمونها
    من دلو به عشق سپردم
    توی قلب کهکشونها
    پر زدم من توی چشمات
    با تو من پرواز کردم
    من از پایان می ترسیدمو
    آغاز کردم
    نگو طفلی دل سپرده
    یه نفر دلش رو برده
    بگو چون عاشق قلبش
    تابحال از غم نمرده
    میدونی زندگی سخته
    بار حرف زور زیاده
    اون کسی برده که قلبش رو
    به دست غم نداده
    نگو طفلکی منم من
    من شهامتم زیاده
    هیچ کسی هنوز تو دنیا
    مثل من که دل نداده
    مثل پرواز پرنده
    توی قلب آسمونها
    من دلو به عشق سپردم
    توی قلب کهکشونها
    پر زدم من توی چشمات
    با تو من پرواز کردم
    من از پایان می ترسیدمو
    آغاز کردم
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. زندگی
    زندگی، یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
    زندگی، یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
    زندگی، یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
    رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
    می توان هر لحظه، هر جا عاشق و دلداده بودن
    پُر غرور چون آبشاران بودن اما، ساده بودن
    می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
    یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
    می توان در گریهء ابر با خیال غنچه خوش بود
    زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود
    می توان هر لحظه هر جا...
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.