1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های سیاوش قمیشی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 26, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    دو دلی
    آخه من هیچی ندارم که نثارت کنم
    تا فدای چشمهای مثل بهار تو کنم
    می درخشی مثل یک تیکه جواهرتوی جمع
    من می ترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم
    من مثل شبهای بی ستاره سرد و خالیم
    خوب می ترسم جای عشق غصه رو یارت کنم
    تو مثل یه قصه پر از خاطره هستی نمی خوام
    من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم
    تو که بی قرار دیدن شب و ستاره ای
    واسه دیدن ستاره بی قرارت بکنم
    مثل دریا بی قراری نمی تونی بمونی
    من چرا مثل یه برکه موندگارت بکنم
    من مثل شبهای بی ستاره سرد و خالیم
    خوب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو(ت بود) بکنم
    تو مثل قصه پر از خاطره هستی نمی خوام(نمی خوای غلط بود)
    من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم
    تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
    آخه من هیچ نمی خوام غصه دارت بکنم
    تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
    آخه من هیچ نمی خوام غصه دارت بکنم
    تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
    آخه من هیچ نمی خوام غصه دارت بکنم
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    خار
    به نام بخشنده بزرگ
    داور بر حق
    به نام خداوند ايثار و انصاف
    خارم اگر از خاري
    خارم تو مپنداري
    دانم كه مرا با گل
    يكجا تو نگهداري
    گل را تو به آن گويي
    كه از عشق معطر شد
    آن گل كه فقط گل بود
    در حادثه پر پر شد
    سوداي تو را دارم
    من از دل و از جانم
    گفتند كه پيدا شو
    ديدند كه پنهانم
    گفتند كه پيدا كن
    خود را و تو را با هم
    گفتم كه پيدا هست
    در هر نفس آدم
    پيداست و من پنهان
    من در تن و او در جان
    يك آن نظري كردم
    در خود گذري كردم
    ديدم كه نه در دوري
    نزديك تر از نوري
    در راه عبور از تو
    من اين همه دور از تو
    يك عمر نينديشم
    هيهات، تو در پيشم
    چشم است كه بينا نيست
    در عشق كه اين ها نيست
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    حادثه
    آن لحظه كه از نياز انسان
    دارد نه كم از هواي حيوان
    يك دانه گندم طلايي
    از تشت طلا گرانبها تر
    در حادثه هاي ناگهاني
    سالم از مريض مبتلاتر
    آسوده مباش كه بي نيازي
    يك آن دگر از پر نيازي
    آنجا كه تو فرعون زماني
    در تير رس باد خزاني
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    رنگ دیروز

    خرسند شديم
    از اين كه امروز
    رنگي دگر است
    نه رنگ ديروز
    تا شب نشده
    رنگ دگر شد
    گفتند از اين نكته
    هزار نكته بياموز
    فریاد زدیم که چرخ گردون
    لیلا تو نداده ای به مجنون
    فریاد بر آمد آنکه خاموش
    کم داد اگر اگیرد افزون
    خاموش شدیمو درخموشی
    رفتیم سراغ می فروشی
    فریاد زدیم دوای ما کو
    گویند دواست باده نوشی
    خرسند شدیم از اینکه هستیم
    رفتیم و در میکده بستیم
    با خود به سخن چنین نشستیم
    ما باده نخورده ایم مستیم
    مسجد سرراه از ان گذشتیم
    برروی درش چنین نوشتیم
    در میکده هم خدای بینی
    با مرد خدا اگر نشینی
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    قرن ما
    قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود
    خار هم كمتر نبود از گل، بسا گل تر بود
    قرن ما شاعر اگر داشت، كه
    كبوتر با كبوتر، باز با باز
    نبود شعار پرواز
    واي بر ما كه تصور كرديم
    عشق را بايد كشت
    در چنين قرني كه دانش حاكم است
    عشق را از صحنه دور انداختن
    ديوانگي است
    درماندگي است
    شرمندگي است
    قرن، قرن آتش نيست
    قرن يك هواي تازه است
    فكرها را شستشويي لازم است
    گم شديم گر در ميان خويشتن
    جستجويي لازم است
    نازنين ها، از سياهي تا سفيدي را سفر بايد كنيم
    خرسند شديم
    از اين كه امروز
    رنگي دگر است
    نه رنگ ديروز
    تا شب نشده
    رنگ دگر شد
    گفتند از اين نكته
    هزار نكته بياموز
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    غریبه
    مسافر شهر غمي
    غريبي مثل خودمي
    تو صورتت پر از غمه
    غصه داري يه عالمه
    دوست داري درد و دل كني
    دلت گرفته از همه
    غريبه توي غربت
    نگي چي شد محبت
    بگي ميگن ديوونه است
    حرفاش چه بچه گونه است
    تقصير آدما نيست
    اين همه درد دوا نيست
    آب و نون و نفس
    كجا اومدي تو قفس
    تو هم مثل همه ما ها
    سر دو راهي موندي و
    دل رو به درياها زدي
    گفتي غريبي بهتره
    واسه همه در به درا
    اين ديگه راه آخره
    تو شك و توي ترديد
    چشمات كجا رو مي ديد
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    قناری
    من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است
    سرما زده و سوز ه و پاييز فراري
    در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
    اجاق خونه مي سوزه و سرده ببين سرما چه کرده !
    اي واي از اون روزي که گردونه به کام ما نگرده
    يخ بسته گل گلدون ها انگار
    طوفان طبيعت رو ببين کرده چه بيداد
    برگي ديگه نيست روي درختها سرماست فقط ميون حرفا
    هر چي که بوده توي طبيعت قايم کرده يکي ميون برفا
    در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
    در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
    در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
    در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
    من تمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم يک کلام در جزوهايم هيچ ننوشتم من زمقصد ها پي مقصودهاي پوچ افتادم . تا تمام خوبها رفتند و خوبي ماند در يادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت . بهارم رفت . عشقم مرد . يادم رفت
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    سکوت
    باز آ كه برويد باز، دل گل خزانش را
    باز آ كه ببويد باز، عشق جاودانش را
    باز آ كه بگويد باز، دل درد نهانش را
    باز آ كه بجويد باز، دل جا و مكانش را
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    مرد خدا
    خرسند شديم از اين كه امروز
    رنگي دگر است، نه رنگ ديروز
    تا شب نشده، رنگ دگر شد
    گفتند از اين نكته، هزار نكته بياموز
    فرياد زديم كه چرخ گردون
    ليلا تو را نداده اي به مجنون
    فرياد بر آمد آن كه، خاموش
    كم داد اگر، نگيرد افزون
    خاموش شديم و در خموشي
    رفتيم سراغ مي فروشي
    فرياد زديم دواي ما كو
    گويند دواست، باده نوشي
    هشيار نشد مگر كه مدهوش
    اين بار گران بگيرم از دوش
    آرام كنار گوش ما گفت
    اين بار گران تو مفت مفروش
    از خود به كجا شوي تو پنهان
    از خود به كجا شوي گريزان
    بيداري دل چنين مخوابان
    سخت امده است
    مبخش آسان
    هشيار شديم از اين كه هستيم
    رفتيم و در ميكده بستيم
    با خود به سخن چنين نشستيم
    ما باده نخورده ايم و مستيم
    مسجد، سر راه از آن گذشتيم
    بر روي درش چنين نوشتيم
    در ميكده هم خداي بيني
    با مرد خدا اگر نشيني
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. M.G.Captain

    M.G.Captain تو ای خاتون من ؛تن خسته مرا دریاب M&A عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    10,776
    29,243
    164,453
    غروب
    چشماي منتظر به پيچ جاده
    دلهره هاي دل پاک و ساده
    پنجره ي باز و غروب پاييز
    نم نم بارون تو خيابون خيس
    ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
    سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
    غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
    برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
    چشماي منتظر به پيچ جاده
    دلهره هاي دل پاک وساده
    پنجره ي باز و غروب پاييز
    نم نم بارون تو خيابون خيس
    ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
    سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
    غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
    برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
    تو ذهن کوچه هاي آشنايي
    پر شده از پاييز تن طلائي
    تو نيستي و وجودم و گرفته
    شاخهء خشک پيچک تنهایی
    ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
    سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
    غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
    برام يه يادگاريه جزءاون چيزي نمونده
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.