1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

متن ترانه های سیاوش قمیشی

شروع موضوع توسط M.G.Captain ‏Jul 26, 2014 در انجمن متن آهنگ ها

  1. شکایت

    سکوتم از رضایت نیست
    دلم اهل شکایت نیست
    هزار شاکی خودش داره
    خودش گیر گرفتار
    همون بهتر که ساکت باشه این دل
    جدا از این ضوابط باشه این دل
    از این بد تر نشه رسوایی ما
    که تنها تر نشه تنهایی ما
    که کاره ما گذشته از شکایت
    هنوز هم بایبندیم در رفاقت
    میریزه تو خودش دل غصه هاشو
    آخه هیچ کس نمیخواد قصه ها شو
    کسی جرمی نکرده گر بما این روز ها عشقی نمیورزه
    بها یی داشت این دل بیشتر ها که در این روزا نمی ارزه
    سکوتم از رضایت نیست
    دلم اهل شکایت نیست
    هزار شاکی خودش داره
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. بچه ها
    و چه این جمله به فکر همگی افتاده
    بچه ها را چه کنیم
    بچه ها می رقصند
    بچه ها می خوانند
    این طرقیست که در خاطرشان می ماند
    ای فلانی دو سه خطی بنویس
    ساده تر رنگی تر در پی قافیه و وازه نباش
    سوزه ی امروزی بگذر از دل سوزی
    ل له ها یی همه دل سوزتر از مادرشان
    بیخیال از غم فردایی و از عاقبت و اخرشان
    من هنوز معتقدم میشود عشق به انها اموخت
    میشود در بدر وازه بازار نبود
    میتوان تقدیم کرد
    و پشیزی به پشیزی نفروخت
    میتوان عشق به انها اموخت
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. اون روزها

    اون روزا ما دلی داشتیم
    واسه بردن جونی داشتیم
    واسه مردن کسی بودیم
    کاری داشتیم
    پاییز و بهاری داشتیم
    تو سرا ما سری داشتیم
    عشقی و دلبری داشتیم
    اون روزا ما دلی داشتیم
    واسه بردن جونی داشتیم
    واسه مردن کسی بودیم
    کاری داشتیم
    پاییز و بهاری داشتیم
    تو سرا ما سری داشتیم
    عشقی و دلبری داشتیم
    کسی آمد که حرف عشق را با ما زد
    دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
    به یک دریای توفانی
    دل ما رفته مهمانی
    چه دور ساحلش
    از دور پیدا نیست
    یک عمری راه و در قدرت ما نیست
    باید پارو نزد وا داد
    باید دل رو به دریا داد
    خودش میبردت هرجا دلش خواست
    به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
    به امیدی که ساحل داره این دریا
    به امیدی که آروم میشه تا فردا
    به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
    به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره
    دل ما رفته مهمانی
    به یک دریای طوفانی
    باید پارو نزد وا داد
    باید دل رو به دریا داد
    خودش میبردت هرجا دلش خواست
    به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. گم کرده
    وای بر من
    گر تو آن گم کرده ام باشی
    که بس دور است بین ما
    که این سو که این سو
    پیرمردی با سپیدی های مو
    و هزاران بار مردن رنج بردن
    با خمی در قامت از این راه دشوار
    که این سو
    دستها خوشکیده
    دل مرده
    به ظاهر خنده ای بر لب
    و گاهی حرفهای پیچ در پیچ
    و هم هیچ
    و گه گاهی و گه گاهی
    دو خط شعری
    که گویای همه چیز است و خود ناچیز
    و گه گاهی دو خط شعری
    که گویای همه چیز است و خود ناچیز
    وای بر من
    گر تو آن گم کرده ام باشی
    گر تو آن گم کرده ام باشی
    وای بر من
    گر تو آن گم کرده ام باشی
    که بس دور است بین ما
    که آن سو که آن سو
    نازنینی غنچه ای شاداب و
    صدها آرزو بر دل
    دلی گهواره عشقی
    که چندی بیش نیست شاید
    و از بازیچه بودن سخت بیزاریست
    وای بر من
    گر تو آن گم کرده ام باشی
    که بس دور است بین ما
    و عاشق گشتن و عاشق نمودن
    سخت دشوار است
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. چوپان
    هراسهای بیهوده
    تا بوده همین بوده
    فرزندهای مشروع
    شرع قانون
    و تباهی پوچی
    بیهودگی و عمر میرسد
    به سی پنجاه هفتاد
    و حاصل چند فرزند
    و چندین نواده
    و این است ضمانت زندگی
    گوسفدان آبادی بالا
    چه فرق دارد آبادی پایین
    چوپانها سر مست
    مغرور
    سر شیر است
    پنیر هست
    و ماستهای ترشیده
    و گه گاهی
    گرگهای دریده
    و در هر جشنی
    و در هر عذایی
    سری بریده
    من رفتم
    میروم جایز نیست
    من رفتم
    من رفتم و حدیث گفتم
    چوپان به از گوسفند
    آزادی به از بند
    چه با لبخند چه بی لبخند
    آزادی به از بند
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. دریای طوفانی

    کسي آمد که حرف عشقو با ما زد !
    دل ترسوي ما هم دل به دريا زد !
    به يک درياي طوفاني دل ما رفته مهماني ...
    چه دوره ساحلش از دور پيدا نيست ...
    يه عمري راهه و در قدرت ما نيست ...
    بايد پارو نزد وا داد ! بايد دل رو به دريا داد !
    خودش مي بردت هر جا دلش خواست ...
    به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
    به اميدي که ساحل داره اين دريا !
    به اميدي که آروم ميشه تا فردا !
    به اميدي که اين دريا فقط شاه ماهي داره !
    به عشقي که نمي بيني شباشو بي ستاره !
    دل ما رفته مهماني به يک درياي طوفاني ...
    بايد پارو نزد وا داد ! بايد دل رو به دريا داد !
    خودش مي بردت هر جا دلش خواست ...
    به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. هوای خانه

    هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی
    از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
    عقاب تیز پر دشتهای استغنا
    اسیر پنجهء تقدیر می شود گاهی
    صدای زمزمهء عاشقانه آزادی
    فغان و نالهء شبگیر می شود گاهی
    نگاهِ مردم بیگانه در دل غربت
    به چَشمِ خستهء من تیر می شود گاهی
    مبر ز موی سپیدمگمان به عمر دراز
    جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی
    بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد
    کلام حق دمِ شمشیر می شود گاهی
    بگیر دست مرا آشنای درد بگیر
    مگو چنین و چنان، دیر می شود گاهی
    به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
    محبّت است که زنجیر می شود گاهی
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. طلوع
    وقتی که دلتگ می شم و
    همراه تنهایی می رم،
    داغ دلم تازه می شه
    زمزمه های خوندنم
    وسوسه های موندم
    با تو هم اندازه می شه
    قد هزارتا پنجره
    تنهایی آواز می خونم
    دارم با کی حرف می زنم؟
    نمی دونم، نمی دونم
    این روزا دنیا واسه من از خونم کوچیک تره
    کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره
    طلوع من، طلوع من
    وقتی غروب پر بزنه
    موقع رفتن منه
    طلوع من، طلوع من
    وقتی غروب پر بزنه
    موقع رفتن منه
    حالا که دلتنگی داره
    رفیق تنهاییم می شه
    کوچه ها نارفیق شدن
    حالا که می خوان شب و روز
    به هم دیگه دروغ بگن
    ساعت ها هم دقیق شدن
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. جزیره
    منم روی زمین تنها ترین خاک خدا
    همه تنم در حسرت یه جای پا
    جزیره ام جزیره ای که همیشه تو غربتم
    تنهام نذار ای رهگذر
    من تشنه محبتم
    تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاکه توی اب اسیره
    همیشه تو هراسه مرگه که روزی زیر اب نمیره
    منم تنهاترین جزیره ی روی زمین
    تو میدونی درد منو غربت نشین
    جزیره ای وابسته ام شده بن بست دنیای من
    ای رهگذر از بی کسی شده مسموم هوای من
    تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاکه توی اب اسیره
    همیشه تو هراسه مرگه که روزی زیر اب نمیره
    که روزی زیر اب نمیره
    که روزی زیر اب نمیره
    که روزی زیره اب نمیره
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. نامه
    پاکت بی تمبر و تاریخ
    نامه بی اسم و امضاء
    کوچه دلواپسی ها
    برسه به دست بابا
    با سلام خدمت بابا
    عرض کنم که غربت ما
    انقدم بد نیست که میگن
    راضیم الحمدا...
    یادمون دادن که اینجا
    زندگی رو سخت نگیریم
    از غم ویرونی تو
    روزی صد دفعه نمیریم
    یادمون دادن که یاد
    سوختن خونه نیفتیم
    خواب بود هر چی که دیدیم
    باد بود هر چی شنفتیم
    راستی چند وقته که رفتم
    بی غم و غزل سر کار
    روزگارم ای یدک نیست
    شکر غربت گرم بازار
    قلم و دفتر شعرم
    توی گنجه کنج دیوار
    عکس سهراب روی طاقچه
    غزلش گوشه انبار
    توی نامه گفته بودی
    بی چراغ دل مادر
    براتون نور میفرستم
    جنس اعلاء طرح آخر
    من ستاره بردم اینجا
    با بلیطای برنده
    راستی اونجا نور فانوس
    یه شبش کرایه چنده
    پاکت بی تمبر و تاریخ
    نامه بی اسم و امضاء
    کوچه دلواپسی ها
    برسه به دست بابا
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀، $$h@mid$$ و ILMAH_68 از این ارسال تشکر کرده اند.